جلسه دوازدهم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی امامقلیخان به استادی راهنما همسفر بهاره، نگهبانی همسفر شیما و دبیری همسفر ملیحه با دستورجلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت مینمائیم.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
هر چه دلم خواست، نه آن میشود آنچه خدا خواست، همان میشود
دستورجلسه این هفته، وادی هفتم «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» است. در این عبارت چند پارامتر خیلی مهم وجود دارد، یکی یافتن راه یعنی من با داشتن اراده، جهت و خواسته درونی از بین چندین راه مختلف، بهترین راه را انتخاب کنم، پارامتر دوم برداشتی است که از مسیر دارم، اینکه از این مسیر چه بهرهبرداری میکنم؟
همه ما انسانها به دنبال حقیقت هستیم و همیشه خیال میکنیم، حقیقت چیزی است که در انتهای یک مسیر منتظر ما نشسته تا ما به آن برسیم در حالی که اشتباه میکنیم، حقیقت در واقع خود مسیر است. برای مثال دو کوهنورد را در نظر بگیرید که همزمان و در شرایط کاملاً یکسان قرار است از کوهی بالا روند؛ نفر اول از همان ابتدا شروع به گلایه از سنگینی کولهپشتی، وجود سنگهای زیاد در مسیر، گرمای هوا و ... میکند؛ اما نفر دوم به جای گله و شکایت به شکوه و عظمت کوه دقت میکند، از خنک بودن هوا انرژی میگیرد، از وجود سنگهای در مسیر برای حفظ تعادل خود استفاده میکند؛ هر دو به قله کوه میرسند؛ اما با دو حقیقت متفاوت، نفر اول یک انسان خسته، عصبی، بدون انرژی و تجربه، همراه با یک صعود فیزیکی؛ اما نفر دوم، یک انسان پرانرژی همراه با یک صعود درونی.
یک مثال دیگر میزنم، دو کشاورز را در نظر بگیرید که میخواهند گندم بکارند، دانهها و زمین حاصلخیز هر دو شبیه به هم و در یک فصل شروع به کاشت گندم میکنند؛ پس از مدتی نفر اول با انباری از خوشههای گندم روبهرو میشود و نفر دوم با یک زمین خشک و پر از علفهای هرز چرا؟ چون کشاورزی سه مرحله کاشت، داشت و برداشت است و نفر دوم فقط مرحله کاشت را انجام داده و مراحل بعدی را فراموش کرده است، به زمین خود رسیدگی نکرده، علفهای هرز را نچیده، زمین را آبیاری نکرده و باید با چنین حقیقتی روبهرو شود.
زندگی ما انسانها هم همینطور است، اگر به خودمان برگردیم میبینیم، راهی که ما پیدا کردهایم، کنگره۶۰ و پذیرش آموزشها است. برداشت ما چیست؟ همان تغییر در گفتار، کردار و آرامش درونی است، اگر من مسیر کنگره را دو بار در هفته بروم و بیایم؛ اما اخلاق من همان اخلاق گذشته باشد، یعنی اصلاً برداشتی از این مسیر نداشتهام؛ مگر غیر از این است که همه ما به دنبال آرامش هستیم؟ آرامش هم برای هر کدام از ما یک معنا و مفهوم متفاوت مثل بچهدار شدن، رهایی مسافر، سلامتی و ...؛ چیزهایی هستند که هر کسی آرامش را در آن میبیند و برای خود معنا میکند.
همه ما به دنبال این هستیم که یک نقشه گنج برای رسیدن به آرامش داشته باشیم، اکثراً هم، راه را پیدا میکنیم و نقشه را به دست میآوریم؛ اما فقط بالای سر گنج میایستیم و هیچ حرکتی نمیکنیم؛ بنابراین هیچ برداشتی نخواهیم داشت؛ در حالی که باید یک بیل برداریم و شروع به کندن زمین کنیم تا وقتی خاکهای زیر پا را با بیل بالا نیاورم، چه طور میتوانم به حقیقتی که درون خاک است دست پیدا کنم؟ بعضی از انسانها وقتی زمین خود را شخم میزنند، به خاطر اینکه راه را اشتباه رفتهاند به خشم، کینه، نفرت و حال بد میرسند و آرامش ندارند؛ اما انسانهایی که با آرامش، مسیر را پیدا میکنند و شروع به کندن زمین میکنند، صبر، آگاهی، عشق، محبت و آرامش درونی به دست میآورند.
من در کنگره یاد گرفتهام، هیچ چیز در زندگی لذتبخشتر از این نیست که خودم را بدون نقاب و با وجود تمام نقصها و زیباییهایم قبول کنم و به زندگی ادامه دهم. زمانی میتوانم آرامش داشته باشم که خودم را همهجور قبول داشته باشم و کلام آخر در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی، کاهش رنج بشر.
اهداء لوح تقدیر اعضاء لژیون سردار

مرزبانان کشیک: همسفر سودا و مسافر یحیی
تایپیست: همسفر صفورا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیستویکم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر الهام
همسفران نمایندگی امامقلیخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
45