English Version
This Site Is Available In English

انسان‌های کم خرد و خردمند

انسان‌های کم خرد و خردمند

جلسه چهارم از دوره‌ شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شهباز به استادی همسفر نرگس، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر ملیحه با دستور جلسه (وادی هفتم «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگر آنچه برداشت می‌نمائیم» و تاثیر آن بر روی من) روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را برای ما فراهم کردند و از راهنمایانم همسفر لیلا و همسفر الهام خیلی تشکر می‌کنم که حال خوش امروزم را مدیون این دو هستم. همچنین از ایجنت همسفر لیلا خیلی تشکر می‌کنم که از من دعوت کردند که اینجا بیایم و در جمع شما همسفران باشم، انرژی و آموزش بگیرم، خیلی خوشحالم که اینجا هستم.

در مورد دستور جلسه اگر بخواهم صحبت کنم، وادی هفتم می‌گوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» ما در چهار وادی اول تفکر را یاد گرفتیم که چه‌طوری تفکر کنیم. وادی پنجم آمد به ما گفت که حالا بیا تفکرت را عملیاتی کن. وادی ششم گفت که عقل را در جایگاه یک فرمانده در نظر بگیر. حالا وادی هفتم به ما چه می‌گوید؟ می‌گوید: راه درست را پیدا کن و آن را عملی کن.

بسیاری از انسان‌ها مشکلات زیادی دارند؛ ولی نمی‌دانند که چه‌طوری مشکلاتشان را برطرف کنند. دنبال راه حل هستند؛ ولی راه حل درست را پیدا نمی‌کنند و این باعث می‌شود که آن‌ها بیشتر در زندگی‌شان تخریب به وجود بیاید و آسیب ببینند؛ حتی قربانی شوند یا زندگی‌شان از دست برود؛ پس ما اینجا می‌فهمیم که پیدا کردن راه، یک مسئله خیلی مهمی است که باید به آن توجه کنیم.

آقای مهندس در لایو روز چهارشنبه‌ فرمودند: هر مشکل یا مسئله‌ای که دارید، شتاب‌زده تصمیم‌گیری نکنید. راجع‌به کوچک‌ترین مسئله زندگی‌تان بنشینید و فکر کنید، تفکر کنید تا راه حل درست را پیدا کنید. بعد می‌گویند: رمز و راز. رمز و راز چه هست؟ رمز یعنی پیدا کردن راه و راه یعنی آن برداشتی که ما داریم، مثل گاو صندوق می‌ماند باید آن رمزش را داشته باشیم که بتوانیم به آن راز دست پیدا کنیم. راز چه هست؟ گاو صندوق یعنی آن برداشت ماست.

حالا وقتی ما راه حل را پیدا می‌کنیم؛ باید برداشتمان هم درست باشد؛ یعنی عملمان هم درست باشد. من داشتم فکر می‌کردم، می‌دیدم که آقای مهندس چه قدر هوشمندانه آمده‌اند دستور جلسات را در کنگره چیده‌اند. دستور جلسه هفته قبل «از فرمانبرداری تا فرماندهی» بود و این هفته وادی هفتم است. اینجا به ما این را می‌گوید تا وقتی که فرمانبردار نباشیم نمی‌توانیم راه درست را پیدا کنیم که به حال خوش برسیم؛ باید حتماٌ فرمانبردار باشیم که عملمان هم درست شود و در نتیجه برداشتمان هم درست شود.

اگر تجربه شخصی خودم را بگویم، وقتی وارد کنگره شدم، با تخریب‌های زیادی وارد شدم، خیلی حالم خراب بود و فقط فکر می‌کردم که هرچه زودتر باید مسافرم خوب و درمان شود. هر چه راهنمایم به من می‌گفتند که باید مسافرت را رها کنی‌ و روی حال خودت تمرکز کنی، خودت را تغییر بدهی من واقعاٌ این را متوجه نمی‌شدم؛ یعنی نمی‌خواستم بفهمم، فکر می‌کردم مسافر باید تغییر کند. فرمانبردار خوبی از این جهت نبودم. می‌آمدم سی‌دی می‌نوشتم، همیشه در جلسات شرکت می‌کردم؛ ولی خودم را خیلی تغییر نمی‌دادم.

مدت‌ها گذشت و فهمیدم تا وقتی که من تغییر نکنم مسافرم هم تغییر نمی‌کند، زندگی‌ام هم تغییر نمی‌کند؛ یعنی راه برای من نمایان شده بود؛ ولی برداشت من از آن راه درست نبود. وقتی هم که برداشتم درست نبود خوب به نتیجه نمی‌رسیدم. الان من خیلی رفتار خودم را تغییر داده‌ام، حسم را عوض کرده‌ام، همین که حسم را عوض کرده‌ام، خیلی زندگی‌ام بهتر شده و آرامشم بیشتر شده است.

همیشه مشکلاتم وجود دارند، ولی حال خودم خیلی بهتر شده است؛ چون‌ برداشتم عوض شده است؛ پس همه ما باید این را بدانیم که برداشتمان خیلی مهم است. الان راهمان نمایان شده، به کنگره آمده‌ایم و در ادامه باید فرمانبردار باشیم؛ باید طبق وادی هفتم راهمان که پیدا شده آیا برداشت ما درست است؟ باید سعی کنیم که به همه‌ سخنان راهنما گوش بدهیم و در زندگی‌مان کاربردی کنیم.

این وادی، انسان‌های کم‌خرد و خردمند را به ما معرفی می‌کند. کم‌خردان قبل از این‌که حرف بزنند، قبل از این‌که صحبت کنند فکر نمی‌کنند، صحبت می‌کنند، حرف می‌زنند بعد می‌بینند یک مشکل یا یک مسئله‌ای پیش آمده، در ادامه عذرخواهی می‌کنند. من خودم خیلی کم‌خرد بودم، همیشه به مسافرم حرف می‌زدم، بعد خودم پشیمان می‌شدم، دائماٌ روزی 10 بار عذرخواهی می‌کردم. دیگر وقتی این وادی را خواندم فهمیدم که باید خودم را تغییر بدهم و خیلی از ان به بعد کمتر عذرخواهی می‌کنم.

گروه دوم خردمندان هستند. خردمندان قبل از هر کاری فکر می‌کنند، تحمل می‌کنند و همه جوانب مسائل را می‌سنجند، نمی‌آیند یک دفعه تصمیم بگیرند. به خاطر همین کمتر ایجاد مشکل می‌کنند. آقای مهندس آمدند گفتند که چرا فکر می‌کنید اگر پیش دعانویس بروید مشکلاتتان حل می‌شود خردمند می‌داند این انرژی‌هایی که در کائنات هست مفت و مجانی به ما نمی‌دهند؛ باید بهایی بدهیم. اگر ما پیش دعانویس برویم راه را برای او در زندگی باز می‌کنیم؛ پس ما نباید پیش دعانویس برویم. فردی که خرد ندارد فقط دنبال کوتاه‌ترین راه و ارزان‌ترین راه است تا مشکل پیش می‌آید پیش دعانویس می‌رود که اینجوری مشکلش را حل کند.

در انتها بخواهم بگویم که وادی هفتم به من چه چیزی یاد داد باید بگویم شاید نتوانم انتخاب کنم که چه اتفاقی در زندگی‌ام بیفتد؛ ولی می‌توانم انتخاب کنم که برداشتی داشته باشم و آن حس من و آن تفکر من خیلی مهم است، مشکلات همیشه هستند، اگر من بیایم با حس بد با مشکلات روبه‌رو شوم حال خودم را خراب می‌کنم و حال بقیه را هم خراب می‌کنم؛ ولی اگر بیایم هوشمندانه با مشکلاتم برخورد کنم باعث می‌شود راه حل را پیدا کنم. این هم باید بدانیم که مشکلات آمده‌اند تا ما را بزرگ کنند و باعث خودسازی ما شوند، امیدوارم همه ما بتوانیم راه درست را پیدا کنیم و در صراط مستقیم باشیم.

مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر محمد
تایپیست: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر مریم
همسفران نمایندگی شهباز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .