سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر.
وادیها مانند ۱۴ پله هستند که برای آموزش من در سفر اول الزامی است. برای اینکه از هر پله بتوانی عبور کنی باید مقداری انرژی صرف کنیم که در کنگره انرژی معادل آن آموزش است. یعنی تا آموزش لازم را نگیریم نمیتوانیم به پله بعدی صعود کنیم. حال که در پله هفتم هستم بایستی به پشت سرم نگاه کنم ببینم در مدت سفرم چه آموختم؟چه تغییری کردم؟به نظر من وادی هفتم میان این همه وادی به من تلنگر میزند که سفر برایت عادی نشود. یادت نرود که در حال سفر هستی و اگر آموختههای لازم را نداشته باشی به نتیجه مطلوب نمیرسی!! قانون مالکیت زمانی که به خواستههایت میرسی ارزش آن برایت کمتر میشود. مثلاً من برای ورودم به کنگره حاضر بودم هر کاری بکنم ولی وقتی ورود به کنگره انجام شد برایم همه چیز عادی شد. این وادی به من میگوید که راه پیدا شده و تو در حال پیمودن آن هستی ولی کار تمام نشده است. کیفیت سفر هر کسی با دیگری فرق میکند.
من که زمان و انرژی لازم را برای طی کردن این راه میگذارم پس چرا یک سفر خوب و مطلوب نداشته باشم. چرا از این فرصت به دست آمده نهایت استفاده را نبرم؟ من از این وادی آموختم که قدر لحظه به لحظه سفرم را بدانم؛ آمدن و رفتن در جلسات برایم عادی نشود و قدرشناس باشم. باید در هر جلسه مطلبی را بیاموزم بتوانم از آنها در زندگیم استفاده کنم وگرنه باخته ام؟!
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
90