سلام دوستان زهرا هستم، یک همسفر.
«فرماندهی» بهعنوان یک هدف مطرح میشود و شرط لازم برای دستیابی به آن، این است که «فرمانبرداری» را بهطور کامل انجام دهیم. فرماندهی میتواند هم به صورت آشکار و هم به صورت پنهان باشد؛ صورت آشکار آن، فرمان دادن در درون انسان است. زمانی که فردی بیمار میشود، در واقع همین توانایی فرماندهی است که از بین میرود.
فرماندهی یک فرد سالم، در شرایط خاص ممکن است بههم بریزد؛ شرایطی که در حالت معمولی حتی تصورناپذیر است؛ مانند موقع امتحان که فرد بهیکباره همه چیز را فراموش میکند. کسی که دچار اعتیاد میشود، کاملاً با این مفهوم آشنا میگردد؛ او میفهمد بسیاری از چیزهایی که پیشتر قابل اجرا بود، اکنون دیگر ممکن نیست یا بهصورت مشروط اجرا میشود. او میبیند که اگر بخواهد فرماندهی درونیاش فعال شود، باید مواد مصرف کند، دوز آن را بالا ببرد یا حتی از مواد دیگری استفاده کند تا به همان فرماندهی درونی که قبلاً داشت، دست یابد.
وقتی مصرفکننده فرماندهی را از دست میدهد، حاضر است بهای سنگینی بپردازد تا دوباره آن را به دست آورد. در مقابل، افرادی که خود را به سختی میگیرند (مانند ورزشکارانی که برای پیروزی در مسابقه، به عضلات خود فشار میآورند)، فرماندهی درونی بالاتری دارند.
در مسیر بهبودی از اعتیاد، اگر فرد بخواهد دوباره فرماندهی درونش را در اختیار بگیرد، باید «فرمانبرداری» کند؛ هیچ راه دیگری وجود ندارد. فرماندهی یعنی انسان بر مجموعهای از نیروها (چه درونی و چه بیرونی) احاطه و تسلط داشته باشد.
اگر انسان بخواهد این توانایی را پیدا کند، باید به «دانایی مؤثر» برسد. مانند ما که وقتی وارد کنگره شدیم، تمام فکر، ذهن و حتی اعضای بدنمان فرماندهی خود را از دست داده بودند؛ هر چه تلاش میکردیم از ضدارزشها دور شویم، نمیشد، چون دانایی و دانایی مؤثر را نداشتیم. اما با آموزش، توانستیم فرماندهی نیروهای درونمان را تقویت کنیم.
سلام دوستان عزت هستم، یک همسفر.
انسانها برای اینکه بتوانند در جایگاه فرماندهی قرار بگیرند، باید مراحلی را طی کنند. در مرحلهی اول، باید فرمانبردار باشند؛ یعنی گوشبهفرمان باشند و تحت آموزشهای درست قرار بگیرند. آموزشهایی که بر پایهی تفکر، تجربه و آموزش هستند و انسان را به دانایی و در ادامه به دانایی مؤثر میرسانند.
در این مسیر، انسان باید خودش را پالایش کند. در اینجاست که میتواند درستی و نادرستی را تشخیص بدهد و از روی عقل تصمیم بگیرد؛ یعنی در جهت صراط مستقیم حرکت کند.
در کنگره، راهنما تمام این مراحل را طی کرده و به جایگاه فرماندهی رسیده است. رهجو هم اگر فرمانبردار راهنما باشد و آموزشهایی را که به او داده میشود، بهدرستی به کار بگیرد و عمل کند، او نیز میتواند این مسیر را طی کرده و به این مرحله برسد که فرماندهی کند.
مسافری که برای درمان اعتیاد به کنگره آمده است، باید فرمانبردار خوبی باشد؛ یعنی آموزشها را بهدرستی دریافت کند، در مسیر عمل به آنها قدم بردارد و مراحل را یکییکی پشت سر بگذارد تا در نهایت به درمان کامل و رهایی برسد.
ویرایش و ارسال: راهنمایتازهواردین همسفر مرضیه نگهبان سایت
رابط خبری: همسفر نگار رهجوی راهنما همسفر لیلی (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
56