English Version
This Site Is Available In English

چشم گفتن، راه باز کردن گره‌ها

چشم گفتن، راه باز کردن گره‌ها

از فرمانبرداری تا فرماندهی در واقع مسیری است که مشخص می‌‌کند، از کجا تا کجا باید این حرکت را انجام دهیم. فرماندهی یک هدف مطرح شده و معنای عام دارد و یک قانون کلی است تا اگر انسانی بخواهد در مسئله و مقوله‌ای صاحب‌نظر شده و کاری را انجام دهد؛ باید در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد.


همسفر اشرف و مسافرشان با آنتی‌ایکس مصرفی قرص B2 وارد کنگره شدند. به روش درمان DST و داروی درمان شربت OT، به مدت ۱۰ ماه و ۷ روز با راهنمایی همسفر نیره و مسافر سعید سفر کردند. ورزش خودشان شنا و بدمینتون و ورزش مسافرشان شنا و والیبال است.


از نظر شما معنی فرماندهی و فرمانبرداری چیست؟
فرمانبرداری پیش نیاز فرماندهی است. کسی که نتواند فرمانبردار قوانین هستی و راهنمای خود باشد، هرگز نمی‌‌تواند فرمانده لایقی برای زندگی خود باشد. از نظر من فرماندهی یعنی توانایی اجرای خواسته‌ها؛ یعنی انسان رئیس شهر وجودی خود باشد، اما تا زمانی که نتواند از عقل خود حرف‌شنوی داشته باشد، به هیچ عنوان نمی‌تواند به نفس خود دستور بدهد. فرمانبرداری پله اول رسیدن به این قدرت است؛ هرکسی خوب یاد بگیرد از قوانین درست پیروی کند، خود او می‌تواند فرمانده‌ لایقی باشد.


انسان در زمینه فرماندهی به چه نقطه‌ای می‌تواند برسد؟
انسان در این مسیر می‌تواند به جایی برسد که، فرمان زندگی خود را به دست بگیرد و دنبال مقصر در زندگی خود نباشد. اگر بخواهد از تاریکی اعتیاد، چاقی یا هر تاریکی دیگری بیرون بیاید، راه آن فقط گوش دادن به حرف عقل و عمل کردن به آموزش‌ها است که نقطه بیداری و مسئولیت‌‌پذیری است.


در مسیر کنگره چه زمانی،"چشم گفتن" برای شما از یک اطاعت ساده به اعتقاد و باور تبدیل شده است؟
اگر بی‌چون و چرا هرچه راهنما گفت را انجام دادم حال من خوب می‌شود. چشم گفتن، کلید حل گره‌هایی است که سال‌ها در زندگی خود داشته‌ام. زمانی این چشم گفتن برای من از یک تعریف ساده به باور تبدیل شد که طعم شیرین رهایی و تغییر حس را چشیدم، چون فهمیدم این اطلاعات راه نجات من است و برای من در زندگی هیچ محدودیتی نیست.


شما در زمینه رشته ورزشی‌ خود چگونه به فرماندهی رسیدید؟
بدمینتون به من یاد داد تا زمانی که روی ذهن خود مسلط نباشم، نمی‌توانم بازی را هدایت کنم. وقتی داخل زمین مضطرب هستم یا می‌ترسم، می‌بازم. باید بتوانم آرامش خود را حفظ کنم که تمرین پیروزی در زندگی است. وقتی یاد گرفتم به جای خشمگین شدن از خطاها، بر روی خود مسلط باشم؛ این فرماندهی در ورزش به وجود آمد و پیروزی واقعی غلبه بر ترس درونی است.


حس و حال شما بعد از رهایی۴۰ سی‌دی چیست؟
یک غبار‌روبی حسابی داخل ذهن من انجام شده است و  مانند قبل تصمیم‌های احساسی و بی‌خود نمی‌گیرم. الان آرامشی دارم که از جنس آگاهی است. تازه معنای زندگی را می‌فهمم که چگونه با مشکلات روبرو شوم، هم‌چنین اضطراب‌های بیهوده کمتر شده و قدرت تشخیص درست از نادرست در من بسیار قوی‌تر شده است.


فرماندهی یعنی جایگاهی که در اختیار انسان معنی پیدا کند، اگر ما در همه مراحل زندگی دقت کنیم؛ می‌بینیم آن چیزی که در انسان نیروی ادامه زندگی را به وجود می‌آورد و یا احساس خوشحالی می‌کند، این است که انسان در انجام دادن یک‌سری کارها توانمند گردیده است. به عبارت دیگر می‌‌تواند فرماندهی یک‌سری نیروها را که خداوند در اختیارش قرار داده را به دست گیرد.

مصاحبه‌کننده: همسفر بهناز رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون پنجم)
طراح سؤالات: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)، همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم)، همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم) و همسفر بهناز رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر اعظم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باغستان کرج

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .