English Version
This Site Is Available In English

بایستی نگاه ما تغییر کند

بایستی نگاه ما تغییر کند

دومین جلسه از دوره سوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی بندر گناوه به استادی مسافر مجید، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر بابک با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مجید هستم یک مسافر
خداقوت می گویم به عزیزان خدمتگزار و همه سفر اولی‌ها. این دستور جلسه اهمیت زیادی در مسیر یک سفر اولی دارد؛ یعنی فرمانبردار مطلق بودن.
بیرون از کنگره اعتیاد یک غول است. اما در کنگره چون روش درست است و اگر فرامین را دقیق اجرا کنیم این غول هیچ قدرتی ندارد. دی اس تی تنها راه و آخرین راه درمان اعتیاد است؛ چون یک روش کاملا علمی است.

اینکه گفته می‌شود فرمانبرداری مطلق، یعنی اگر به مشکلی برمی‌خورم باید از راهنما راهکار بخواهم نه با تفکر خودم و یا مشورتِ کسانی که آگاهی لازم را ندارند جلو بروم.
اگر رهجو فرمانبرداری را در عمل و کامل انجام بدهد؛ چنان لذتی از سفر اول خود می‌برد که در زندگی تجربه نکرده؛ چون یکسری نیروهای منفی در درونش در حال جدا شدن از او هستند و این باعث آزاد شدن نیروها و تولید انرژی و شور و شعف درونی می‌شود و اینکه از یک اسارت و بند رها می‌گردد.

در مسیر سفر اول مشکلات زیادی از طریق نیروهای منفی سر راه رهجو قرار می‌گیرد و اگر فرد فریب و بازی بخورد و درگیر حل آن مشکلات بشود و درمانش را رها کند، آن مشکل حل که نمی‌شود هیچ، بلکه باید منتظر باشد که مشکلات زیاد دیگری هم برایش به وجود بیاید.
اما اگر اولویت فرد درمان باشد و بداند که بزرگترین مشکل او اعتیاد است، می‌بیند وقتی که بدنش سالم و حالش خوب باشد، می‌تواند مشکلاتش را به آرامی حل کند. بنابراین باید اعتیاد را حل بکنیم و بعد ببینیم چه گشایش‌هایی در زندگی‌مان اتفاق می‌افتد.

به گفته آقای حکیمی باید به جهان غیب باور داشته باشیم. یعنی زندگی فقط این چیزی نیست که با این چشم می‌بینیم و با این حس‌های ظاهری احساس و لمس می‌کنیم. یکسری نیروها در هستی و در شهر وجودی ما هستند. یعنی روح و جن. کسیکه در اعتیاد است، نیروهایش تحت اختیار جن و نیروهای منفی دیگر قرار گرفته و اکثر کارهایی که انجام می‌دهد، ضد ارزشی هستند. این نیروهای منفی انرژی‌شان را از خود ما می‌گیرند و ما را به کارهای ضد ارزشی هدایت می کنند. مثلا من زیاد دروغ می‌گویم، حالا اگر بخواهم صفت دروغ در من کم بشود؛ باید راستگویی و صداقت درون من بیشتر بشود. هر قدر کفه راستگویی در من سنگین‌تر بشود، کفه دروغ سبکتر می‌شود و دیگر برای اینکه دروغ نگویم، زور نمی‌زنم.

ما به کنگره نیامدیم که فقط موادمان را کنار بگذاریم؛ این اولین قله است. اما بعد از مواد بندهای دیگری که طی قرن‌ها به ما زده شده را باید باز کنیم و اینکه جایگاه انسانی‌مان که از ما گرفته شده را پس بگیریم.
پیامی از "سردار" است که می‌فرمایند: "فَر انسان‌های بر باد رفته و در خاکسترها مدفون شده مانند گنجی به صاحبان اصلی آن‌ها پس داده خواهد شد"
فَر؛ یعنی شان، شکوه و جلال. در واقع این مقام به واسطه اعتیاد از ما گرفته شده و قرار است که کنگره خودمان را که مثل یک گنج است به ما برگرداند و این فقط با حرکت و ادامه دادنِ سفر دوم و خدمت بدست می‌آید.
آقای مهندس دارند به ما یاد می‌دهند که زندگی مزه شیرینی دارد، اما بایستی نگاه ما تغییر کند. ما رنج‌ها را کشیدیم، الان وقت لذت بردن است و این فقط با رسیدن به آگاهی و تغییر نگاه ما به زندگی و مسائل امکانپذیر می‌شود.

نگارش: مسافر بابک
عکس: مسافر بهمن
ارسال: مسافر احسان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .