English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- جایگاه‌ها‌ از قانون پیروی می‌کند

گروه خانواده- جایگاه‌ها‌ از قانون پیروی می‌کند

جلسه نهم از دوره سوم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران کنگره 60نمایندکی گرمسار استادی ایجنت همسفر عاطفه، نگهبانی همسفر اعظم و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد

سپاسگزارم و خدا را شکر؛ شکر حضور همه شما عزیزان و شکر حضور در بستری که در آن قرار گرفته‌ایم تا بتوانیم آموزش بگیریم؛ آموزش‌هایی راستین.
دستور جلسه: «از فرمان‌برداری تا فرماندهی».این یک قانون است؛ قانونی مثل همه قوانین دیگر. مانند قانون جاذبه زمین که برای همه یکسان عمل می‌کند؛ مثلاً شما یک لیوان را از بالا رها می‌کنید، می‌افتد زمین. اگر یک انسان هم از بالا رها شود، سقوط می‌کند و این برای همه یکسان است. پس این قانون هم برای همه یکسان عمل می‌کند و نتیجه‌ای مشابه دارد. از طرفی هم قانونی است که مسیر را از «فرمان‌برداری» تا رسیدن به «فرماندهی» مشخص می‌کند.

یعنی اگر کسی می‌خواهد حرکتی را آغاز کند، در هر جایگاهی کسی می‌خواهد در زندگی‌اش موفق شود، کسب‌وکاری راه بیندازد، یا می‌خواهد راهنما، مرزبان یا ایجنت بشود، همه این مسیرها از قانون فرمان‌برداری برای رسیدن به فرماندهی پیروی می‌کنند. برای یک جسم سالم، انسان‌ها اصولاً دوست دارند کنترل خود و نفسشان را به عهده بگیرند. وقتی انسان به احساسات خود مسلط می‌شود، احساس شادمانی به او دست می‌دهد؛ چون خیلی جاها برخلاف میل خودمان رفتار می‌کنیم و در درون می‌گوییم: «کاش این کار را نمی‌کردم.» حرکتی را انجام می‌دهیم و دچار پشیمانی می‌شویم. یا حرکتی را دوست داریم انجام دهیم ولی توانش را نداریم؛ مثلاً با خود می‌گوییم: «کاش می‌توانستم از جا بلند شوم یا دوش بگیرم.» برای افرادی که سالم هستند و سیستم بیوشیمی و شبه‌افیونی خوبی دارند، شاید خیلی کارها راحت باشد.

می‌گویند: «سلامتی تاجی است بر سر افراد سالم که تنها انسان‌های بیمار آن را می‌بینند.» کسی که سالم است متوجه نیست چقدر سرحال است و می‌تواند کارهای زیادی انجام دهد؛ مثلاً می‌تواند صبح زود بیدار شود، شب زود بخوابد، قبض آب و برق را به‌موقع پرداخت کند، خانه را به‌موقع تمیز کند، هر زمان اراده کرد حمام برود، یا کتاب بخواند.برای مثال،مثلاً من روزی ۲۰ دفعه مطالب کنگره را می‌خوانم و این‌ها را انجام می‌دهم. این تسلط روی کارها برای همه یکسان نیست؛ گاهی آدم توانش را ندارد که حتی یک لیوان آب برای خودش بریزد و بنوشد؛ این زمانی است که ما جهنم بیماری را تجربه می‌کنیم.

حالا مثلاً اگر آدم‌ها افسرده یا ناراحت هستند، اگر عکس حرکت را انجام دهیم و از قدم‌های خیلی‌خیلی کوچک شروع کنیم (فردی که مواد مصرف می‌کند حتماً باید آن مواد را مصرف کند تا بتواند کارهای روزمره را انجام دهد، یا کسی که دارو می‌خورد حتماً باید دارو را بخورد تا متعادل بشود و آن حرکت را انجام دهد)این همان هرم مازلو است. هرمی که از کارهای روزمره شروع می‌شود؛ کسی که درآمد پایینی دارد نمی‌تواند نیازهای روزمره را برآورده کند، بنابراین نمی‌تواند به فرهنگ، تمدن، نوع‌دوستی، عشق و... فکر کند. پس ابتدا باید نیازهای اولیه برآورده شود و حرکت‌های اولیه شروع شود که در کنگره به بهترین شکل درمان را شروع می‌کنیم.

درمان را که شروع کردیم، حالا جسم می‌خواهد به چیزهای دیگر فکر کند؛ جهان‌بینی‌اش درست می‌شود، روانش درست می‌شود. وقتی جسم و روان به تعادل رسید، حالا روی جهان‌بینی کار می‌کند و آن اتفاق خوب در زندگی می‌افتد؛ چون انسان متعادل می‌شود، کارها را با نظم و روال انجام می‌دهد، به کسب‌وکار فکر می‌کند، به خدمت کردن در کنگره فکر می‌کند و خیلی اتفاق‌های خوبی برایش رقم می‌خورد. کم‌کم وقتی به شعبه می‌آید، صندلی را مرتب می‌کند، شعبه را مرتب می‌کند، خدمت‌های مختلف را می‌گیرد، جایی نامرتب است آن را مرتب می‌کند؛ این حرکت‌های کوچک در کنگره، آن «باغ همسفر» را سبز می‌کند. وقتی باغ همسفر سبز شد، کم‌کم مسافر می‌بیند که طراوت و بوی خوشی از آن باغ به مشامش می‌رسد و این بوی خوش، مسافر را از جای خودش بلند می‌کند؛ او هم فکر می‌کند که شاید باغ من هم سبز شود. سلام‌هایشان را به هم می‌دهند، زندگی رنگ و بوی بهتری پیدا می‌کند، حال هر دو خوب می‌شود و این نیازمند صبوری ماست.حرکت‌های خودمان را هوشمندانه برداریم.گاهی من همسفر خسته می‌شوم، ولی با تفکر و تدبیر باید این قدم‌ها را بردارم که آن اتفاق قشنگ در زندگی‌مان بیفتد.

شاید وقتی یک حرکتی را انجام دادید و به نتیجه‌ای رسیدید، آن‌قدر آرام بوده که مانند حرکت زمین است؛ روز و شب عوض می‌شود و شما متوجه نمی‌شوید که کی روز و کی شب شد، کی تاریک و کی روشن شد. متوجه نمی‌شوید که خیلی اتفاق‌ها در زندگی‌تان افتاده، چون روز اولی را که آمده‌اید، فراموش می‌کنید. انسان‌ها فراموش‌کارند؛ اگر بتوانیم یادمان بماند، خیلی حال خوشی به ما دست می‌دهد و می‌توانیم به انسان‌های دیگر هم کمک کنیم.

تایپیست: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر زینب (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی گرمسار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .