چهاردهمین جلسه از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر عباس، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان عباس هستم مسافر؛ خدا را شکر میکنم که به من این فرصت را داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم. از نگهبان و دبیر، ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم. از مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر میکنم که همچین بستری را فراهم کردند تا دور هم جمع بشویم و آموزش بگیریم. دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی است. به این فکر میکردم که چه اتفاقی میافتد که یه انسان وارد تاریکیها میشود و یا اینکه برای خود من چه اتفاقی افتاد که مصرف کننده مواد مخدر شدم. قطعاً دلیل آن میتواند نقض فرمان در مسیر ارزشها باشد. قطعاً به من هم گفتهاند که سیگار نکش و مواد مصرف نکن. وقتی که من این فرمانها را نقض میکنم، نتیجهاش ورود به تاریکیها است. اگر بخواهم از تاریکیها خارج بشوم، باید فرمانبرداری از فرمانده خود را شروع بکنم. کنگره ۶۰ الگویی است، اگر به پیشکسوتان نگاه بکنیم، میبینیم که دیدهبانان از مهندس فرمانبرداری میکنند، ایجنتها از دیدهبانان فرمانبرداری میکنند و مرزبانان از ایجنت فرمانبرداری میکنند و این سلسله مراتب ادامه دارد تا میرسد به یک سفر اولی که باید از راهنمای خود فرمانبرداری کند. من اگر میخواهم که در زندگی و سفرم موفق باشم باید بتوانم که فرمانده خوبی باشم، باید فرمانده جسم خود باشم، فرمانده خانواده خود باشم. برای تبدیل شدن به یک فرمانده خوب، حتماً باید اول آموزش بگیرم. کنگره ۶۰ یک بستری را فراهم کرده است که اگر من بخواهم زندگی خوبی داشته باشم و از تاریکیها خارج بشوم و فرماندهی جسم خود را به دست بگیرم، با فرمانبرداری از فرماندهانی که برای من تعیین کرده است بتوانم این کار را انجام بدهم. اگر قرار باشد که من سرکشی کنم و کارهایی را که قبلاً انجام میدادم را انجام بدهم قطعاً به نتیجه نمیرسم. اگر یک فرد حال جسمی خوبی نداشته باشد، در هیچ مرحلهای از زندگیاش نمیتواند حال خوب را تجربه کند، پس قدم اول این است که من بتوانم فرماندهی جسم خود را پس بگیرم.

فرد مصرف کننده قادر نیست که به موقع بخوابد، به موقع به قرارهایش برسد و یک زندگی معمولی داشته باشد، شاید در نگاه اول مسئله خیلی سادهای باشد، اما یک فرد مصرف کننده اختیار خود را از دست میدهد. پس شرط اول برای پس گرفتن فرماندهی جسم خویش فرمانبردار بودن است. به قول قدیمیها مسافر باید سرش را با سر راهنما عوض کند و هرچه راهنما میگوید، چشم بگوید. راهنما هیچ درخواست شخصی از مسافر ندارد و هرچه به او میگوید، برای سلامتی خودش است. اگر من در این مسیر گوش به فرمان راهنمای خود باشم و به صحبتهای او عمل کنم، قطعاً به حال خوب میرسم. در سفر دوم هم همینطور است، من اگر راهنمایم حرفی را به من بزند بدون اینکه فکر بکنم چشم میگویم، چون نتیجهاش را دیدهام و هر کجا که به حرف راهنمایم گوش کردهام، نتیجه خوبی دیدهام و به حال خوب رسیدهام. امیدوارم که همه ما بتوانیم به این جایگاه دست پیدا کنیم و فرمانبردار خوبی باشیم. ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.
عکس: مسافر ابوالفضل
تایپ و ارسال: مسافر مجتبی
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
30