دیدهبان مسافر جواد با چهرهای صبور، آرام و لهجه زیبای مشهدی، برای دقایقی مهمان ما شدند تا از سخنان شیرین و زیبایشان فیض ببریم و آموزش بگیریم. شما را به خواندن این مصاحبه زیبا دعوت میکنم.
مسافر جواد با تخریب حدود 10 سال آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت 10 ماه به راهنمایی مسافر بابک سفر کردند. به مدت ۱۳ سال و 10 ماه است که از دام اعتیاد آزاد و رها هستند. در ادامه سفر نیکوتین را با راهنمایی مسافر امیر انجام دادند و به مدت ۱۱ سال و 10 ماه است که از بند نیکوتین آزاد و رها شدهاند. رشته ورزشی ایشان کشتی است.
چه تصوری باعث شد امروز شما در جایگاه یک دیدهبان باشید؟ چه خواستهای در دل داشتید؟
این سؤال را من نمیتوانم جواب بدهم. اگر هم خواستهای بوده، واقعاً نمیدانم. فقط میدانم هر جا که مسئولیتی داشتهام، سعی کردهام آن را به نحو احسن انجام بدهم، مفید باشم و همیشه در ذهنم این بوده که در کنگره، انسانهای زیادی به درمان برسند. من خواسته دیدهبان شدن نداشتهام.
چه فاکتورهایی انسان را به این دیدگاه یا جایگاه میرساند که درست خدمت کند و دیدهبان شود؟
من فکر میکنم انسان نباید بخواهد که به این جایگاه برسد. تنها باید بخواهد مفید باشد، کمک کند و کارش را درست انجام بدهد. اصلاً یکی از آن چیزهایی است که انسان نباید بخواهد؛ زیرا اگر نخواهد اتفاق میافتد.
.jpg)
چهطور همسفرها را به کنگره جذب کنیم که بمانند و خدمت کنند؟
شما بهتر است در چارچوب قوانین که برای همسفرها تعبیه شده رفتار کنید، اما بر پایه محبت. کسانی که به کنگره میآیند، دارای درد هستند؛ باید کاری کنید وقتی به کنگره میآیند، بتوانند حرف بزنند و خودشان را بروز بدهند و راحت با راهنمایان ارتباط بگیرند؛ بهطور خلاصه محیط برایشان جذاب باشد و وقتی از اینجا رفتند، برای جلسه آینده لحظه شماری کنند، این مهمترین کار ما است.
شما چهطور بین کارهای کنگره، خانواده و کارهای شخصی تعادل ایجاد میکنید؟
باید تعادل باشد. من سعی میکنم با برنامهریزی و کار بیشتر، این تعادل را ایجاد کنم؛ با وقتی که برای هر کدام از اینها میگذارم. حالا اینکه تا چه حد موفق هستم، باید از بقیه پرسید.
بهعنوان آخرین کلام، پیامی برای اعضاء نمایندگی دامغان بفرمایید تا از شما به یادگار برای ما بماند؟
ما یادمان میرود اعتیاد چیست، درد چیست و کمک به همدیگر چیست. کسی که برای مدتی اینجا میماند، شاید فراموش کند و این حرفها برایش کلیشهای شود و قدر خدمت را نداند. ما باید روی خودمان کار کنیم. هرچه بتوانیم آموزش بیشتری بگیریم، خدمت بیشتری انجام بدهیم و هرچه به درک بیشتری از خدمت برسیم و خودمان را بشناسیم، ارزش کار را درک میکنیم؛ اینکه رها شدن یک خانواده چهقدر میارزد و لبخند یک کودک در اینجا چهقدر قیمت دارد. ما هرچه اینها را بیشتر متوجه شویم، رنگ و بوی بودنمان فرق میکند؛ اصلاً راه رفتنمان فرق میکند، چاشنی محبتمان فرق میکند و آنجاست که اتفاقات بسیار جذاب و خوبی میافتد. من برای همه شما در نمایندگی دامغان آرزوی موفقیت میکنم.
مصاحبهکننده: راهنما همسفر راضیه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
158