در مسیر پرفراز و نشیب درمان و رهایی، همسفران همواره بالهای پرواز مسافران بودهاند. امروز افتخار داریم در محضر یکی از اسوههای صبر و خدمت، دیدهبان همسفران کنگره۶۰ همسفر شهره باشیم. دیدهبانانی که با نگاهی عمیق و قلبی سرشار از محبت از کیان این خانواده بزرگ پاسداری میکنند. دیدهبان محترم حضور شما در این گفتگو نوری است بر مسیر ما که همواره در پی درک دقیقتر آموزشها و رسیدن به تعادل هستیم. بسیار سپاسگزاریم که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادید تا از تجربیات و رهنمودهای شما بهرهمند شویم.
همسفر شهره و مسافرشان کوروش با آنتیایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره60 شدند. به مدت ۱۱ ماه با متد DST و داروی اپیوم خوراکی به راهنمایی آقای مهندس حسین دژاکام و همسفر اعظم سفر کردند. در حال حاضر ۲۲ سال و ۲ ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. در رابطه با «هفته دیدهبان» گفتگویی با ایشان ترتیب دادهایم که شما را به خواندن این گفتگو دعوت میکنیم.
نقش و وظایف اصلی دیدهبانان در کنگره۶۰ چیست؟
هر ماه شورای دیدهبانان تشکیل شده و قوانینی در آنجا نوشته میشود که باید توسط آقای مهندس دژاکام و دیدهبانان تصویب شود و همه نمایندگیها این قوانینی که گفته شده را اجرا کنند. کار دیدهبانان این است که بر نمایندگیها نظارت کنند و اگر ضعف یا قوتی وجود دارد رسیدگی کنند.
چرا کنگره۶۰ تأکید دارد که تأمین مالی باید توسط خود اعضاء انجام گردد؟
آقای مهندس دژاکام از همان اول، زمانیکه کنگره۶۰ را پایهگذاری کردند گفتند: «سعی کنید روی پای خودتان بایستید؛ کنگره و اعضاء کنگره هستند که تأمین مالی میکنند.» کمکم که کنگره60 شکل گرفت، لژیونهای سردار تشکیل شد و باعث شد همه اعضاء از لحاظ مالی بتوانند خدمت کنند. اصل کنگره۶۰ بر این پایه است که همه اعضاء خدمت کنند و روی خود پای خودشان بایستند.
چگونه میتوان بین خدمتگزار و همسفر بودن در کنگره۶۰ و زندگی خانوادگی تعادل برقرار کرد؟
از نظر من، ما باید از همان ابتدا برنامهریزی داشته باشیم که هم بتوانیم در کنگره۶۰ حضور داشته باشیم و هم به زندگی و کار خود برسیم و بین آنها تعادل داشته باشیم. خیلی راحت میتوانیم با برنامهریزی درست به کنگره و کارهای خود برسیم نه بیش از حد در کنگره۶۰ باشیم و از زندگی و خانواده دور باشیم یا زیادی به زندگی بچسبیم و از کنگره دور شویم؛ یعنی برنامهریزی کنیم و تعادل را بین کنگره۶۰ و زندگی برقرار کنیم در نهایت به نتیجه میرسیم. کنگره به من یاد داد که برنامهریزی کنم و بتوانم کار، زندگی و کنگره را به تعادل برسانم. آموزشها را کنگره60 به من میدهد مهم این است که من فرمانبردار باشم، خوب گوش بدهم و بتوانم عمل کنم که با برنامهریزی میتوان این توانایی را به دست آورد.
حس خودتان را درباره کنگره۶۰ و حضور در این مکان مقدس را برای خوانندگان این مصاحبه شرح دهید؟
حس هم میتواند تغییر کند، زمانیکه همسفر یا مسافر وارد کنگره میشود، ذهنش به هم ریخته و حسش خراب است؛ ولی زمانیکه در کنگره۶۰ قرار گرفت و آموزشها را دریافت کردند، حس و نگاهشان تغییر کرده و از لحاظ فکری هم تغییر پیدا میکنند؛ ولی حسی که در ابتدای ورود به کنگره داشتم این بود که از روز اول میخواستم باشم و خدمت کنم تا بتوانم درست وظایفی را که به من دادهاند انجام دهم؛ ولی از لحاظ حسم که خوب یا بد است تا حالا این طوری فکر نکردهام، فقط از روز اول که آمدم گفتم: من عضو کنگره۶۰ هستم؛ باید اینجا آموزش بگیرم و تغییر کنم؛ این تغییر باعث تغییر حس و دیدگاه من شد.
کتاب «عشق، ۱۴ وادی برای رسیدن به خود» چه نقشی در تغییر جهانبینی همسفران و مسافران دارد؟
همسفر و مسافر وقتی وارد کنگره میشوند به هم ریخته هستند. آقای مهندس کتاب عشق را نوشتند تا همسفران و مسافران بدانند که از وادی اول که با تفکر شروع میشود به چه چیز باید فکر کنیم و به چه چیزی نباید فکر کنیم تا بتوانیم تشخیص دهیم. جهانبینی و ۱۴ وادی به من همسفر خیلی کمک میکند که هم به زندگی و هم به جهان درون و بیرون خود توجه کنم. اگر این 14 وادی را نگاه کنیم؛ ۴ وادی اول، تفکر است که میگوید: باید فکر کرد و به چه چیز فکر کنم و به چه چیز فکر نکنم. از همه مهمتر وادی دوم است که من باید بدانم برای چه آمدهام و کارم چیست؟ این وادی راه را به من نشان میدهد که درست فکر کنم که انسان بیهودهای نیستم یا وادی سوم هم همین طور باید بدانیم که هیچ کس به فکر ما نیست؛ بنابراین پلهپله، وادیها میتواند به افکار و جهانبینی من کمک کند.
بسیاری از همسفران در مسیر کنگره۶۰ دچار گرههای درونی میشوند؛ توصیه شما به همسفرانی که گاهی در مسیر آموزش احساس توقف یا ناامیدی میکنند، چیست؟
اگر من همسفر از روز اول خوب آموزشها را دریافت کنم، فرمانبردار باشم و طبق آموزشها جلو بروم و به خود فرصت و زمان دهم، کمکم گرههای درونیام باز میشود به شرط اینکه به صورت عمیق و خوب بتوانم آموزشها را دریافت و عملی کنم؛ باید پروسه زمان را هم در نظر بگیریم و به صورت تدریجی آموزشها را اجرا و کاربردی کنیم. به خاطر همین همسفر نباید عجله کند و باید طبق آموزشها پیش برود تا بتواند از گرهها و سختیها بیرون بیاید.
بر اساس سیدی «خوشبختی» منظور از جمله «اگر به صراط مستقیم برویم به جایگاه اصلی خود میرسیم.» چیست؟
همه سیدیهای آقای مهندس دژاکام و استاد امین پر از آموزش هستند فقط کافی است این سیدیها را گوش کنم و بتوانم عملی انجام دهم. هر کدام از این سیدیها به من درسی میدهد. آقای مهندس در سیدی خوشبختی میفرمایند: «اگر حال من خوب باشد، خوشبخت هستم؛ اگر رفتارمان درست نباشد در جهنم و بدبختی هستیم، کافی است من قدمهایی در صراط مستقیم بردارم.» به نظر من صراط مستقیم خیلی راحت نیست، شرط آن این است که آموزش بگیرم و بتوانم به صراط مستقیم بروم. میدانم که سیدی «خوشبختی» مثل همه سیدیهای دیگر پر از آموزش است، ولی من باید یاد بگیرم که حتی شده جملهای از وادی یا سیدی را کاربردی کنم.
در آخر از دیدهبان همسفر شهره برای فرصتی که در اختیار ما قرار دادند، صمیمانه سپاسگزاریم.
طراح سؤال و مصاحبه کنند: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمايندگی پرند
- تعداد بازدید از این مطلب :
215