English Version
This Site Is Available In English

رهایی نقطه آغازی برای دریافت کلید شهر وجودی است

رهایی نقطه آغازی برای دریافت کلید شهر وجودی است

شاید ما با شنیدن واژه‌های فرمانبرداری تا فرماندهی به یاد پادگان نظامی بیافتم یا این‌که از خود سوال می‌پرسیم، فرمانبرداری یعنی زیر دست بودن یا این‌که فرماندهی یعنی دستور دادن است؟ولی چقدر زیبا است که تمام کهکشان‌ها در مدار خود، ستاره‌های آسمان، انوار طلایی خورشید، زمین، تغییر فصل‌ها، همه و همه از قدرت‌ مطلق فرمان گرفته‌اند تا در خدمت بشر باشند و این جانشین خداوند بر روی زمین است؛ باید هم‌چون فرماندهی لایق در جای جای هستی قدم بردارد که در همه‌جا به زیباترین‌ شکل،‌‌ تصویری از خداوند را به نمایش بگذارد که هم خود و هم خداوند از او راضی باشند. فرماندهی یک هدف و به صورت یک قانون کلی است؛ حرکتی است از نقطه‌ای به نقطه دیگر و در واقع یک مسیر را مشخص می‌کند.

باید به نیروهای درونی و برونی خود تسلط کافی داشته باشم، اگر بخواهم حرکت یا عملی انجام دهم باید از پس آن بر بیایم به عنوان مثال شخصی در یک رشته ورزشی قهرمان کشور می‌شود، جسم یا بخشی از اعضای جسم خود را تحت فرمان قرار داده است‌، این فرماندهی در یک انسان سالم با یک انسان بیمار کاملاً متفاوت است. انسان سالم اگر کاری را انجام بدهد، معمولاً بدون اشکال انجام می‌دهد؛ اما در انسانی که بیمار است فرماندهی از بین می‌رود. حال واژه فرمانبرداری بسیار مهم است من باید قبول داشته باشم که در یک مورد مشکل، نقص یا نیازی دارم که لازم است از کمک یا نیروی دیگر بهرمند شوم تا از نفس اماره بتوانم خارج گردم. این نکته بسیار مهم است که من باید فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرمانده موفقی شوم. برای مثال وقتی راهنمای من در کنگره۶۰ تمام حالت‌های خوب و بد من را قبلاً تجربه کرده است و تجربه بیش‌تری دارد که من در برخورد با این  مشکل‌ها چگونه عمل کنم، چرا از نظرات و راهنمایی‌‌های او استفاده نکنم، درصورتی که می‌دانم کمک‌های آن بسیار مهم است پس دیگر جای قضاوت و غرور باقی نمی‌ماند.

من باید بدانم که فرمانبرداری کار آسانی نیست و در عمل هم سخت است؛ اما برای رسیدن به‌ فرماندهی باید فرمانبرداری را بپذیرم. باید عاشق مسیر و رسیدن به هدف خود باشم تا اول فرمانبردار خوبی و سپس فرمانده خوبی باشم.
من با اجرای دستورات راهنما قادر می‌شوم که نیروهای منفی را از شهر وجودی خود خارج کنم و در نهایت به فرمانروایی لایق و مسلط برای شهر وجودی خودم تبدیل کنم. اعتیاد یک نوع بیماری است که خود فرد خواسته یا ناخواسته آن را به‌وجود می‌آورد. تفاوت آن با سایر بیماری‌ها این است که بیماری‌ یک قسمت از بدن را درگیر می‌کند؛ ولی اعتیاد جسم، روان، جهان‌بینی، افکار و اندیشه را درگیر می‌نماید و اولین کاری که می‌کند این است‌ که قدرت فرماندهی را از عقل می‌گیرد و خودش فرمانده جسم انسان می‌شود. ما به دلیل مصرف مواد مخدر فرماندهی این شهر وجودی را از دست داده‌ایم و هرکاری که بخواهیم انجام بدهیم؛ باید حکم مواد را هم در آن سهیم‌ بدانیم، خوابیدن، خوردن، مسافرت رفتن، این کارها را باید با اجازه مواد انجام بدهیم. ما با مصرف مواد این اختیار را از دست داده‌ایم و به خیال خودمان می‌توانیم با مصرف بیش‌تر مواد پس بگیریم؛  ولی با این عمل ساختار مواد را قدرتمندتر می‌کنیم و خودمان بیش‌تر در تاریکی‌ها فرو می‌رویم.

یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که در فرآیند اعتیاد روی می‌دهد، این است که مواد مخدر تعیین می‌کند که چه کاری انجام بدهم یا ندهم.
یک فرد مصرف‌کننده مواد مخدر نیروی بسیار مفیدی برای نیروهای منفی، شیطانی و فرمانبردار بسیار خوبی برای  آن‌ها است. اما بسیار زمان می‌برد تا روزی فرا برسد که این افراد متوجه اوضاع وخیم خود شوند و تصمیم بگیرند که جایگاه خود را تغییر دهند و زمانی که خواستار رهایی بودن، روزی است که تمام نیروهای خود را جمع می‌کند تا از جا کنده شود و با تمام وجودش می‌خواهد که اعتیاد خود را درمان کند.
رهایی، نقطه آغازی برای دریافت کلید شهر وجودی است. چه‌قدر زیبا است واژه رهایی از چنگال اهریمن و رهایی از اسارت اعتیاد، رسیدن به خود، رسیدن به درمان اعتیاد و رهایی از چنگال شیطان اهریمن و چشیدن طعم آزادی و رهایی است. رهایی، پاداشی است ویژه انسان‌های مسئولیت‌پذیر که فرمانبرداری را آموخته‌اند و به مسئولیت‌های خود واقف هستند.

نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی همسفر سارا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .