English Version
This Site Is Available In English

برای اینکه فرمانده خوبی باشی، نیاز داری که همزمان فرمانبردار خوبی باشی

برای اینکه فرمانده خوبی باشی، نیاز داری که همزمان فرمانبردار خوبی باشی

جلسه ششم از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی یوسف، با استادی راهنمای محترم مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر محمدحسین، با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" روز شنبه  14 شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر این فرصت نصیب من شد که بتوانم در این جایگاه خدمت کنم. دستور جلسه امروز «فرماندهی تا فرمانبرداری» است و به نظر من، ارتباط این موضوع با تولد یحیی هم اتفاقی نیست. برای اینکه درباره فرماندهی و فرمانبرداری صحبت کنیم، ابتدا باید ببینیم تعریف ما از این دو چیست. گاهی انسان در مقطعی از زندگی حتی فرمانده جسم خودش نیست و باید ابتدا یاد بگیرد جسم خود را در اختیار بگیرد؛ بعد فرماندهی ذهن و در ادامه، فرماندهی زندگی خود را به دست بیاورد. انسان اصولاً علاقه به فرماندهی دارد؛ از صبح که بیدار می‌شود، برای انجام کارهایش برنامه‌ریزی می‌کند و می‌خواهد شرایط را مدیریت کند. اما فرمانده موفق کسی است که بتواند یک کار درست را با کمترین آسیب و کمترین خطا انجام دهد و تا جایی که امکان دارد، به نتیجه درست نزدیک شود.

در کنگره، برای رسیدن به چنین فرماندهی‌ای یک پیش‌نیاز وجود دارد و آن، آموزش و فرمانبرداری است. من نمی‌توانم یکباره انسانی باشم که صددرصد تصمیماتش درست است و همه کارهایش را با کمترین خطا انجام می‌دهد. نیاز دارم آموزش بگیرم و فرمانبرداری کنم. یک رهجوی سفر اول، ذره‌ذره با گوش دادن و اجرا کردن، تغییرات را در خودش می‌بیند. دارویش را سر ساعت و به اندازه مصرف می‌کند و جزئیات کوچک‌تر را هم به عنوان یک فرمانبردار انجام می‌دهد. همین‌ها کم‌کم در کنار هم قرار می‌گیرند و صفت فرماندهی در وجود او شکل می‌گیرد. ممکن است یک نفر چند ماه در کنگره حضور داشته باشد، چند پله را درست طی کرده باشد، سی‌دی‌هایش را بنویسد و آموزش‌هایی را که گرفته به دیگران منتقل کند؛ اینجا می‌بینیم که در عین فرمانبردار بودن، به مرحله‌ای از فرماندهی هم رسیده است.

بنابراین، برای اینکه فرمانده خوبی باشی، نیاز داری که همزمان فرمانبردار خوبی باشی. در کنگره کسانی که خدمت می‌کنند، مرزبان می‌شوند، راهنما می‌شوند یا در بخش تازه‌واردین خدمت می‌کنند، معمولاً کسانی هستند که فرمانبردارهای خوبی بوده‌اند و ذره‌ذره به سطحی رسیده‌اند که آنچه را به دست آورده‌اند، می‌توانند به دیگران منتقل کنند. یک راهنما که به انسان‌های دیگر کمک می‌کند و دانش و تجربه خودش را انتقال می‌دهد، خودش نیز همچنان یک رهجو است. اگر این پیوند قطع شود، آن نتیجه دیگر اتفاق نمی‌افتد. در زندگی هم همین‌طور است؛ زمانی که انسان به این تصور برسد که دیگر چیزی برای یاد گرفتن ندارد و کسی در یک موضوع بیشتر از او نمی‌داند، توقف در زندگی آغاز می‌شود. این مسئله می‌تواند در کار، خانواده، روابط و حتی زندگی مشترک اتفاق بیفتد. وقتی احساس کنیم فرمانروای مطلق هستیم و هرچه می‌گوییم باید اجرا شود، خطر آغاز می‌شود.

تجربه یحیی برای من بسیار قابل توجه است. او در شهرستان دیلم زندگی می‌کرد و تا اولین لژیون حدود دویست کیلومتر فاصله داشت. بیش از یک سال، هفته‌ای سه روز این مسیر را طی می‌کرد؛ یعنی برای هر جلسه حدود چهارصد کیلومتر رفت‌وآمد داشت تا بتواند درمان شود. وقتی راهنما به او گفت باید این کار را انجام دهد، او فرمانبرداری کرد و مسیرش را ادامه داد و امروز به جایگاهی رسیده که می‌تواند درباره فرماندهی صحبت کند. این در حالی است که ما گاهی در فاصله بسیار نزدیک از کنگره زندگی می‌کنیم و امکاناتی که در اختیارمان قرار دارد، آن‌قدر تکرار شده که دیگر قدرشان را نمی‌دانیم. از راهنما، کنگره و آموزش‌ها به‌راحتی استفاده می‌کنیم، اما ممکن است به دلیل همین نزدیکی، ارزش آن‌ها را کمتر ببینیم.

گاهی لازم است از این فاصله بگیریم تا متوجه شویم چه چیزهایی در اختیار ما بوده و قدرشان را ندانسته‌ایم. کسانی که از کنگره دور هستند، گاهی برای دیدن مهندس و رسیدن به رهایی، ماه‌ها منتظر می‌مانند و مسافت زیادی را طی می‌کنند؛ در حالی که برای ما دیدن ایشان و حضور در کنگره به‌وفور امکان‌پذیر است. وقتی این تفاوت را می‌بینیم، متوجه می‌شویم که چه نعمت‌هایی در زندگی داریم و ممکن است نسبت به آن‌ها ناسپاس باشیم. فرمانبرداری فقط انجام دادن یک دستور نیست؛ آموزش گرفتن، حرکت کردن و قدر دانستن چیزهایی است که در اختیار ما قرار گرفته است. هرچه این مسیر را درست‌تر طی کنیم، به همان اندازه زمینه فرماندهی در زندگی ما شکل می‌گیرد.

تولد پنج‌سالگی و آزادمردی مسافر یحیی

ضبط صدا و عکس: مسافر حمید، لژیون 9
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر پدرام، لژیون 6

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .