English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری، پله‌ای که مرا توانمند می‌سازد و دامنه فرماندهی مرا بیشتر می‌کند.

فرمانبرداری، پله‌ای که مرا توانمند می‌سازد و دامنه فرماندهی مرا بیشتر می‌کند.

سلام دوستان سهیلا هستم همسفر

در کنگره یک شعاری هست که می‌گوید: «اول ندانی را بدان تا بعداً بدانی را بدانی.» انسان برای این‌که بتواند یک فرمانده لایق در تمام امور زندگی‌اش باشد، باید ابتدا آموزش بگیرد و برای آموزش گرفتن لازم است که انسان در مقابل استاد یا مربی خود ابتدا فرمانبردار باشد. فرمانبرداری مستمر و هم‌چنین تمرین صبر و استقامت، انسان را به یک فرمانده لایق تبدیل می‌کند. اطاعت از فرامین الهی یعنی تمرین فرمانبرداری و رسیدن به صلح و آرامش به‌عبارتی به فرماندهی رسیدن.

در فرماندهی و فرمانبرداری باید یاد بگیریم خودمان را مدیریت کنیم. وقتی قوانین و آموزش‌ها را درست بپذیریم و اجرا کنیم، کم‌کم نظم و آرامش وارد زندگیمان می‌شود. فرمانبرداری به معنای ضعف نیست؛ یعنی قبول کنیم برای رسیدن به هدف باید آموزش بگیریم و تجربه کنیم. ما در کنگره یاد می‌گیریم با اجرای درست فرمان در زندگی خود فرمانده لایقی باشیم.

سلام دوستان مرضیه هستم همسفر 

برداشت من از این دستور جلسه این بود که فرماندهی پیش از آن‌که در رابطه با دیگران معنا پیدا کند، از خود انسان شروع می‌شود. من باید بتوانم روی خودم فرماندهی داشته باشم؛ به خودم بگویم کاری را انجام بدهم و انجام بدهم، بگویم صبر کنم و صبر کنم، بگویم عصبانی نشوم و کنترل داشته باشم. اگر از فرمان درست خودم پیروی نکنم، نمی‌توانم از دیگران انتظار فرمان‌برداری داشته باشم.

هیچ‌کس یک‌دفعه فرمانده نمی‌شود؛ فرماندهی از فرمان‌برداری می‌گذرد. برای توانمند شدن باید آموزش ببینم و از کسی که مسیر را بلد است، فرمان‌برداری کنم. این‌جا نفس‌اماره وارد عمل می‌شود؛ چراکه دوست ندارد حرف کسی را قبول کنم و همیشه خودش می‌خواهد تصمیم بگیرد. فرمان‌برداری واقعی جایی است؛ که حتی اگر حرف راهنما با میل من جور نبود، اعتماد کنم و اجازه بدهم آموزش در من به عمل تبدیل شود.

فرماندهی با توانمندی ارتباط مستقیم دارد. هرچقدر توانایی من بیشتر شود، دامنه فرماندهی من هم بیشتر می‌شود. مثل بچه‌ای که اول نمی‌تواند راه برود، بعد چهار دست و پا حرکت می‌کند، بعد روی دو پا می‌ایستد و قدم برمی‌دارد. هر توانایی جدید، بخش بیشتری از وجودش را تحت فرمان خودش قرار می‌دهد. من این را در زندگی خودم هم می‌بینم؛ به‌طور مثال: اگر قبلاً با کوچک‌ترین حرفی عصبانی می‌شدم، امروز بتوانم خودم را نگه دارم و قبل از جواب دادن فکر کنم، این برای خودم یک پیشرفت بزرگ است و نیرویی که قبلاً مرا با خودش می‌برد، حالا دارد از من فرمان می‌گیرد.

مهم‌ترین پیام این دستور جلسه این است؛ که فرماندهی واقعی یعنی اول روی خودم مسلط باشم؛ افکارم، احساساتم، رفتارم و خواسته‌هایم را مدیریت کنم. این توانایی یک‌شبه به دست نمی‌آید؛ باید آموزش بگیرم، فرمان‌برداری کنم، تجربه کنم و دانایی را به عمل تبدیل کنم. اگر امروز بتوانم خودم را فرماندهی کنم، فردا می‌توانم مسئولیت‌های بزرگ‌تری را به عهده بگیرم. فرمان‌برداری پله‌ای است که مرا به توانمندی می‌رساند و توانمندی، دامنه فرماندهی مرا بیشتر می‌کند.

رابط خبری: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویراستار و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .