English Version
This Site Is Available In English

باید فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرمانده موفقی شوم

باید فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرمانده موفقی شوم

دو واژه فرماندهی و فرمانبرداری دو کلمه با دو معنای متفاوت؛ اما مرتبط با یکدیگر است. بنا به سخن دکتر امین فرماندهی یک هدف است. این واژه به صورت یک قانون کلی است و در واقع برای ما می‌تواند بیانگر این مسیر باشد. حرکتی را از یک نقطه به نقطه دیگر برای ما تعریف می‌کند. کلمه فرماندهی خود بر این معنا است که من به بخشی از نیروها و انرژی‌های درون و برونم تسلط لازم را داشته باشم.

شاید ما با شنیدن واژه‌های فرمانبرداری و فرماندهی به یاد پادگان یا سلسله‌مراتب نظامی بیفتیم و یا این‌که از خود بپرسیم، آیا فرمانبرداری یعنی زیردست بودن؟! آیا فرماندهی یعنی دستور دادن و امر و نهی کردن؟! فرمانبردار شوم تا چه چیزی را کسب کنم؟! به زبان ساده‌تر به من می‌آموزد که چطور بر کارهایم تسلط لازم را داشته باشم. این مسلط شدن درونی است.

فرماندهی در یک انسان سالم با یک انسان بیمار، مخصوصاً بیماری اعتیاد کاملاً متفاوت است. انسان سالم اگر کاری را بخواهد انجام دهد معمولاً بدون اشکال انجام می‌دهد؛ اما در انسانی که بیمار است فرماندهی از بین می‌رود. اعتیاد یک نوع بیماری است که خود فرد خواسته یا ناخواسته آن را به وجود می‌آورد و تفاوت آن با سایر بیماری‌ها این است که بیماری یک قسمت از بدن را درگیر می‌کند، اما بیماری اعتیاد جسم، روان، جهان‌بینی و در کل صور آشکار و صور پنهان را مورد هدف قرار می‌دهد.

اولین کاری که اعتیاد انجام می‌دهد این است که قدرت فرماندهی را از عقل می‌گیرد و خودش فرمانده شهر وجودی انسان می‌شود. حال فرد مصرف‌کننده این اختیار از دست‌رفته را می‌بیند و فکر می‌کند که اگر مصرف مواد خود را بیشتر کند می‌تواند این فرماندهی را پس بگیرد. در صورتی که با این اشتباه ساختار اعتیاد قدرتمندتر و او را بیشتر و بیشتر در قعر تاریکی فرو می‌برد. انسان زمانی‌که‌ دچار تاریکی می‌شود در نفس اماره قرار دارد و تا زمانی‌که اعتیاد دارد متوجه آن نمی‌شود و به کار خود ادامه می‌دهد.

انسانی که در این وضعیت است تحت تأثیر نیروهای نهفته قرار دارد و این خاصیت مواد مخدر است که شخص احساس ناتوانی، ضعف، بدبختی، استرس، افسردگی و اضطراب را در وجود خود دارد. یک فرد مصرف‌کننده مواد مخدر نیروی بسیار مفید و ارزنده‌ای برای نیروهای منفی و شیطانی است و فرمانبردار بسیار خوبی برای آن‌ها است. بسیار زمان می‌برد تا روزی فرا برسد که این فرد متوجه اوضاع وخیم خود شود و تصمیم بگیرد که جایگاه خود را تغییر بدهد.

زمانی‌که‌ شخص خواستار درمان اعتیاد خود می‌شود تمام نیروهایش را جمع می‌کند و با تمام وجود سعی می‌کند که اعتیاد خود را درمان کند و این نقطه آغازی است برای دریافت کلید شهر وجودی. چقدر زیبا است واژه رهایی از چنگال اهریمن، رهایی از اسارت اعتیاد و رسیدن به خود. این نکته خیلی مهم و حائز اهمیت است که من باید فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرمانده موفقی شوم.

بایستی بتوانم در زمان نیاز با کمک از استاد یا راهنما بدون هیچ‌گونه قیاس و قضاوتی اطاعت کنم. باید به خودم کاملاً تفهیم کنم که نیاز به راهنمایی دارم. من باید بدانم که فرمانبرداری کار آسانی نیست و فرمانبرداری را بپذیرم. من با اجرای دستورات راهنمایم می‌توانم نیروهای منفی را از شهر وجودی خود خارج کنم و در نهایت به فرمانروایی لایق و مسلط برای شهر وجودی خودم تبدیل شوم.

چنانچه فرد می‌خواهد نیروهایی را که از دامنه اختیار او خارج شده دوباره تحت فرمان بگیرد و به عبارتی «شو شود» محقق شود باید فرمانبرداری کند و هیچ راهی جز این وجود ندارد. شرط لازم فرماندهی فرمانبرداری است. پس نتیجه می‌گیریم: انسان زمانی می‌تواند فرمان بدهد که توانایی او افزایش یافته باشد. هر‌گاه توانایی انجام کار بیشتری را داشته باشیم از آن خشنود می‌شویم و احساس شعف می‌کنیم.

در کنگره کسانی موفق هستند که قوانین را رعایت کرده و حرمت‌ها را بپذیرند و با ابزارهای موجود در مسیر مثبت حرکت کنند. فرمانبرداری از نیروی مطلق و راهنمایی که چراغ راه ما است می‌تواند ما را به سوی ارزش‌ها سوق دهد. امیدوارم همه ما انسان‌ها به مرحله فرمان عقل رسیده باشیم و فرمانبردار عقل خود باشیم نه نفسمان.

منابع: سی‌دی از فرمانبرداری تا فرماندهی (دکتر امین) و منابع سایت
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زیبا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
رابط لژیون: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زیبا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .