رهجوهای راهنما همسفر نازنین (لژیون دو ویلیام) در ارتباط با دستور جلسه نوشتند:
همسفر و مسافر نیکوتین طیبه
تصور من از فرماندهی پیش از ورود به کنگره این بود که یک نفر به بقیه دستور میدهد، بقیه اطاعت میکنند. اینها افرادی محدود و خاص هستند و باقی افراد باید فرمانبردار آنها باشند. بعد از ورود به کنگره یاد گرفتم فرماندهها کسانی هستند که روزی فرمانبرداری کردهاند، دستورات را اجرایی، آموزشهای لازم را دیده و کاربردی کردهاند. آنها از مرحله منیت، تجربه و ترس گذشتند تا فرمانده لایقی بشوند. فرا گرفتم ابتدا برای رسیدن به حال خوب، بر شهر وجودی خود بایستی تسلط داشته باشم. وقتی توانایی کنترل خشم را ندارم، هرگز نمیتوانم به افکارم نظم بدهم، حتی خواب و خوراکم هم منظم نیست، چطور میخواهم اطراف و پیرامون خود را کنترل کنم؟
یاد گرفتم برای اینکه فرمانده شهر وجودی خود را در دست بگیرم، بایستی رب یا راهنما داشته باشم. فرمانبرداری از آموزشها و راهنما تبعیت کورکورانه نیست؛ بلکه فرمانبرداری از کسانی است که این راه را رفته و حال خوب را تجربه کردهاند. در لژیون ویلیام یاد گرفتم فرماندهی سیستمایکس من دست نیروهای منفی است. من فرمان میدهم سیگار و قلیان نکش؛ نیکوتین به علت تکرار ضدارزشها فرماندهی شهر وجودی را به دست گرفته است، میگوید: نه، بکش! حالا فرماندهی دست نفس اماره است، حرکت و تفکر صحیح من را خورده و باعث تکرار مصرف نیکوتین میشود. فرمانبرداری از روش DST جناب مهندس دژاکام من را از بند نیکوتین رها کرد. لژیون ویلیام میدان بزرگی برای یادگیری فرمانبرداری و رسیدن به فرماندهی است. این مسیر باعث میشود، بتوانم تربیت نفس را فراگیرم، به فرماندهی برسم، آن را به کسانیکه خواستار رهایی هستند آموزش بدهم و قطرهای در دریای بیکران محبت و عشق باشم.
همسفر و مسافر نیکوتین مریم
در دنیای تاریک مصرف نیکوتین، فرماندهی جسم و روان را از دست داده بودم. در کنگره به ما آموزش دادند که با قطع مصرف، روش درمان و کاربردی کردن جهانبینی در زندگی میتوان فرماندهی جسم و روان را دوباره در دست گرفت. یک قسمت از فرماندهی شهر وجودی ما، وابستگی به هر نوع آنتیایکس است. سیگار و قلیان هم نوعی آنتیایکس محسوب میشوند. ما مسافران نیکوتین تجربههای بسیار عالی و باارزشی کسب میکنیم و به آرامش و آسایشی خواهیم رسید که در دوران مصرف از این نعمت الهی محروم شده بودیم.
کنگره با آموزشها پتانسیل ما را بالا میبرد تا بتوانیم الگویی بی نقص از انسانیت برای عزیزانی که به درمان با این روش نیازمندند باشیم. شروع انسانیت، الگو بودن و .... از همان فرمانبردار بودن تنها ممکن است.
فرماندهی و فرمانبرداری در سایه کاربردی کردن آموزشها امکانپذیر است. بنا به گفته مهندس دژاکام، این سفر هم سهل و هم سخت است؛ گاهی سختیهایی هم دارد، ولی استفاده از آموزشها مسئله را برای ما روشن میکند و سفر آسان میشود.
همسفر و مسافر نیکوتین محبوبه
انجام بهموقع فرامین سبب رشد و ارتقاء میگردد. انسان باید از کارهای کوچک شروع کند. ابتدا بایستی فرمانبرداری را از خود شروع کنم؛ وقتی از فرمانده جسم خود اطاعت کنم، فرمانده لایقی برای تمام کارها خواهم شد، مثلاً فرمانده جسم عقل است، در همه موارد، از تغذیه تا لباس پوشیدن و کارهای روزمره هيچگاه فرمان غلط نمیدهد. اگر با کمی دقت و تمرکز به صدای فرمانده گوش فرا دهم، آنوقت به فرمانده خوبی در تمام امورات زندگی تبدیل خواهم شد. فرمانبرداری کار سختی نیست، همه انسانها بد را از خوب تشخیص میدهند و انسانهایی که فرمانبرداری میکنند، میتوانند به ارتقاء برسند. اگر در کنگره فرمانبردار خوبی باشم، به صدای فرمانده جسم خود که همان عقل است گوش کنم، آموزش بگیرم، از ضدارزشها دوری کنم، بهموقع سر لژیون حاضر باشم و گوش به فرمان راهنما بدهم، قطعاً نتیجهی آن باعث حال خوش در من میشود. خدا را شاکر و سپاسگزارم در مکانی قرار دارم که با آموزشها توانستم از نفس اماره عبور کنم، به حرف فرمانده جسمم گوش کرده و یک بند ضدارزش را از خود جدا و سفر ویلیام را آغاز کنم؛ همچنین خدا را برای وجود آقای مهندس و آموزشهای نابشان شاکر و سپاسگزار هستم.
رابطخبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون دو ویلیام)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
46