فرماندهی یعنی جایگاهی که اختیار انسان معنی پیدا میکند؛ بنابراین اگر ما بخواهیم نیروهایی که از کنترل ما خارج شدهاند را دوباره دراختیار خود قرار دهیم وقتی است که بگوییم شو شود. بگوییم متمرکز شو متمرکز شود، اگربگوییم بلندشو بلند شود. باید فرمانبرداری کنیم و هیچ راهی ندارد اگرما در فرماندهی یعنی جایگاهی که اختیار انسان معنی پیدا میکند بنابراین اگر ما بخواهیم نیروهایی که از کنترل ما خارج شدهاند را دوباره دراختیار خود قراردهیم وقتی است که بگوییم شو شود، بگوییم متمرکز شو متمرکز شود، اگربگوییم بلندشو بلند شود. بایدفرمانبرداری کنیم و هیچ راهی ندارد اگر ما در همه مراحل زندگی دقت وحوصله وصبر کنیم میبینیم که در انسان نیروی ادامه زندگی وجود دارد مثل احساس خوشحالی یا احساس انجام دادن کاری به عبارت دیگر میتواند فرماندهی یکسری کارها رابه دست بگیرد مانند کسی که میرقصد باشنیدن صدای خوشی که پخش میشود شروع به رقصیدن میکند، ناگهان دستش بالا میرود، پایش عقب و کمرش میچرخد چون اعضای بدنش از انسان و احساسش فرمان میگيرد درآن لحظه احساساتش با بدنش منطبق شده است او توانایی دارد
کسانی که معمولا این توانایی را دارند اینکه میتواند با یکسری اصوات هماهنگ شود و باعث شادی خود و دیگران شود و احساس خوب را هم به خود و هم به دیگران منتقل کند، درواقع انسان به نیروی خودش مسلط است واین همان فرماندهی است. گاهی این مسلط شدن درمورد نیروی درونی است که انسان با کمک این نیروها تحملش بالا میرود و به تمام قسمتهای مختلف بدنش حتی عضلات و تاندونها فرمان میدهد که این حرکات را انجام دهید، چرا پیرزنها و پیرمردها درسن ۶۰ سالگی به بالا اندوهگین هستند و دچار افسردگی میشوند؟ علت چیست؟ علت این است که یکسری از نیروهایی که تحت فرمانشان بودند و از انها فرمان میگرفتند الان دیگر تحت فرمان آنها نیستند چون احساس میکنند توانایی انجام کار را دیگر ندارند و دیگر نمیتوانند فرماندهی کنند، پس اگر بخواهیم مفهومی از فرماندهی بگوییم یعنی کسی که خودش قادر به انجام کاری بوده ولی دیگر قادر نیست حتی کاری را از دیگران میخواهند بتوانند به انجام برسانند یعنی کاری را به عمل تبدیل نمایند، به دانایی موثر می رسند و دانایی موثر آموزش میخواهد و آموزش استاد و راهنما میخواهد که کنگره۶۰ این بستر را برای ما مسافران و همسفران فراهم نموده است
انسانی که دچار اعتیاد میشود یک نمونه از انسانی است که اعضای بدن او فرماندهیاش را از دست داده است حتی زبانش، ذهنش خوابش و دیگر اعضای بدنش اختیارش دیگر دست خودش نیست، تا وقتی که نتواند در صراط مستقیم برود نمیتواند آن فرماندهی را به دستش بگیرد و این شخص احتیاج به فرمانده دارد، به یک آموزش دهنده دارد تا بتواند به دانایی برسد و بتواند دوباره فرماندهیاش اول برخودش و بعد در زندگیش به دست آورد که این در راز بزرگ نهفته است راز بزرگ به نام کنگره۶۰ امیدوارم همه مسافران و همسفران کنگره۶۰ فرمان بردار خوبی برای راهنمایشان باشند و به دانایی و از دانایی به داناییموثر برسند انشالله.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر هنگامه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم) دبیرسایت نمایندگی باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
88