در ابتدا خدا را حمد و سپاس میگویم که اذن ورودم به کنگره را صادر نمود که الان بتوانم این حسِ شیرین رهایی را دریافت نمایم. باید گفت اگر خواسته ما واقعی و قلبی باشد و برای به انجام رساندن هدفمان تلاش نماییم قطعا به هدف خود میرسیم. در این مسیر من خیلی چیزها آموختم، آموختم برای به انجام رساندنِ هر کار و عملی، صبر و تلاش لازم است و این دو باید همیشه در کنار هم باشند. درست است درختِ صبر، خودش بسیار تلخ و دردناک است، اما ثمره و میوهاش بسیار شیرین و دلچسب است.
یکی دیگر از چیزهایی که آموختم این بود که محبت و عشق را باید از طبیعت آموخت؛ محبت و عشق بلاعوض. اگر توقع از دیگران را، در خودم قطع کنم اینگونه بهتر میتوانم زندگی کنم و حال خودم خوش است. طبیعت به ما، هم محبت و هم عشق بلاعوض را آموزش میدهد و این بهترین الگو برای ما میتواند باشد. همه ما همسفرها چندین سال با صبوری و امید به فردایی روشن، صبر و بردباری پیشه کردیم تا امروز پرده را کنار بزنیم و روشنایی روز را پس از شبی تاریک مشاهده نماییم.
امیدوارم روزی برسد که همه همسفرها از اعماق وجودشان نفسِ عمیق بکشند و بگویند بالاخره شد، بالاخره آن روزی که همه ما منتظرش بودیم فرا رسید و این آزادی و رهایی گوارای وجود آنان باد. امید، تنها چیزی است که در قلب من جوانه میزند که انشاالله تمام مسافرها و همسفرهایشان مسیرِ سبز کنگره برای آنها باز و راهگشا شود. در انتها از پدرم ممنونم که باعث شد که مسیرِ سبز کنگره برای من هم باز شود و از مادرم ممنونم که خانواده را کنار هم نگه داشت و ترکمان نکرد تا امروز من در کنار آنها خوشبختترین باشم و عاشق آنها هستم. در آخر از صمیمِ قلب از آقای مهندس حسین دژاکام و آقای دکتر امین و خانواده محترمشان بسیار سپاسگزارم که ما را احیاء کردند.
مرزبان خبری: همسفر مینا
نویسنده: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
134