English Version
This Site Is Available In English

مفهوم دانایی در کنگره ۶۰، قدرت تشخیص و شناخت ماهیت است

مفهوم دانایی در کنگره ۶۰، قدرت تشخیص و شناخت ماهیت است

جلسه‌ چهارم  دوره سی و هفتم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره   ۶۰ نمایندگی شعبه اروند آبادان با استادی مسافر مرتضی ، نگهبانی مسافر ولید ، و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه « دانایی، دانایی‌‌موثر، سواد» پنج شنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، مرتضی هستم، یک مسافر.

 

دستور جلسه امروز «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. داشتم فکر می‌کردم کنگره انسان را به چه سمت‌وسوهایی می‌برد و واژه‌هایی که هر کدام مفهوم جداگانه‌ای دارند، اینجا تعریف درستی از آنها شده‌ است.

 

آقای مهندس آموزش‌هایی را که در کنگره وارد کرده‌اند، آموزش‌هایی فراتر از جامعه هستند. همیشه انسان حیران می‌ماند که چه مطالب و برداشت‌هایی در این نوشتارها بوده است. سواد را اگر بخواهیم تعریفش کنیم، از یک نقطه‌ای شروع می‌شود؛ از خواندن و نوشتن تا گرفتن یک‌ سری مدارک، حالا دانشگاهی یا بالاتر، مثل پروفسوری یا مراتب دیگر.

 

اما مفهوم دانایی در کنگره ۶۰، قدرت تشخیص و شناخت ماهیت است شناخت سره از ناصره؛ اینکه بدانم در کجای زندگی چه کاری انجام بدهم و این موضوع چقدر توانسته به من کمک کند، حتی در فهم یک مطلب. اینکه یک چیزی بلد باشم و یاد بگیرم، بالاخره انسان است و یک جاهایی به دردش می‌خورد و می‌تواند از آن استفاده کند.

 

اما یکی آن چیزی که مهم است و می‌شود مثل یک قانون به آن نگاه کرد، مثلاً در این نوشتار «مصرف‌کننده کیست» آمده است، مهم نیست شخص دانسته یا ندانسته درگیر مصرف مواد مخدر شده است؛ اصلاً اهمیتی ندارد. چون اگر اهمیت داشت، ما وارد بحث روان‌کاوی می‌شدیم و می‌گفتیم بله، شما به این دلیل مصرف‌کننده شده‌اید که در محله‌ای به دنیا آمده‌اید که محله خوبی نبوده، یا در چنین خانواده‌ای بوده‌اید. اصلاً کاری به این چیزها نداریم. می‌گوید مهم نیست؛ مهم این است که من الآن بیمارم و آمده‌ام برای درمان.

 

در زندگی هم همین‌طور است. اتفاقات زیادی ممکن است بیفتد، ولی اصل قضیه این است که آقای مهندس می‌گویند باید حل مشکلات را یاد بگیریم.

 

برای همین است که این موضوع، که به‌عنوان یک الگو در نوشتار «مصرف‌کننده کیست» مطرح شده، می‌تواند به‌عنوان یک قالب برای انسان استفاده شود؛ یعنی اگر اتفاقی افتاد، ننشینم و کاسه «چه کنم» دستم بگیرم که این دلیل بوده و آن دلیل بوده و بخشی از آن هم عدم آگاهی‌ها بوده است. اینجا نقش دستور جلسه برای من می‌تواند تعیین‌کننده باشد که چه چیزی دارم یاد می‌گیرم.

 

آن جزوه اولی که به یک رهجوی تازه‌وارد می‌دهند، نوشته است «جهان‌بینی کاربردی». در خیلی جاهای بیرون از اینجا هم آموزش‌هایی داده می‌شود. شخص هم مثل من، تجربه خودم می‌گوید، رفتم دنبال کاربردی کردنشان؛ سقوط آزاد، ترک‌های نافرجام، این‌ها همه کاربردی بود. اما چرا نتوانستم؟ چرا نتیجه نداد؟ در وادی دوم می‌گوید: در ادامه تلاش و کوشش شما به نتایجی می‌رسد که در توانایی شما خللی ایجاد نگردد ، بودن در کنگره نه‌تنها در توانایی‌های شما خللی ایجاد نمی‌کند، بلکه به توانایی‌های من هم اضافه می‌کند.

 

آن لحظه‌ای که راهنما در لژیون می‌گوید مشارکت کن، برای این است که ترس‌هایم بریزد، آن پوسته ضخیم تاریکی‌ها شکافته شود، از آن انرژی بگیرم و بتوانم این مسیر را ادامه بدهم.

 

من خودم تأثیر آموزش‌های کنگره را به‌ عینه در زندگی‌ام دیده‌ام؛ در روابطم، در اخلاقم که حالا بهتر شده است، و در آن آرامشی که به زندگی‌ام برگشته است.

 

مگر نمی‌گوییم در دعا: «خداوند ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان»؟ یک چای خوردن در آرامش با همسفر، روشنایی است. درست حرکت کردن در مسیر، روشنایی است. همه این‌ها از اینجا برمی‌گردد که بدانم کلام در کنگره بار دارد.

صد و چهل نفر در جلسه نشسته اند من برای دو نفر هم نمی‌توانستم صحبت کنم. این تأثیر دانایی‌ها در کنگره ۶۰ است. 

 

اگر من بتوانم دانایی‌ای را که یاد گرفته‌ام اجرا کنم، هرچند کوچک، کم‌کم به آن فرمان عقل نزدیک می‌شوم. بعد برمی‌گردم به خودم می‌گویم: یک زمانی زور می‌زدی که بیایی کنگره. در سفر اول، قبل از ساعت پنج عزا می‌گرفتم که باید بلند شوم و بیایم کنگره. به هر دلیلی نمی‌آمدم. ولی ذره‌ذره طوری شد که انگار هر دلیلی که پیش می‌آمد کنار می‌گذاشتم، چون من باید می‌آمدم.

 

این چه بود؟ این همان چیزی است که استاد امین می‌گوید و آقای مهندس می‌گوید: «آنچه پی بردن، تمنای دل می‌خواهد.» اگر دلی جلو بروم، متوجه می‌شوم که راه برایم باز می‌شود و خیلی از مشکلات را می‌توانم به‌‌راحتی حل کنم.

 

 مقاله آقای مهندس با پروفسور ویلیام وایت و دکتر ساراپس منتشر شده بود که خدا را شکر کردم و بابت تبریک هفته دیدبان یک ایمیل فرستادم به آقای

پروفسور ویلیام وایت که هم جوابم را دادند. من به ایشان گفتم: «از طرف همه اعضای کنگره ۶۰ آبادان هفته دیده‌بان را تبریک می‌گویم.» و من از این اینکه جواب ایمیل و دادند خیلی خوشحال شدم و از این موضوع انرژی زیادی گرفتم.

به خودم بالیدم. بیست‌‌و‌شش مقاله در سایت کنگره ۶۰ وجود دارد و تمام این‌ها را در دنیا می‌بینند و می‌فهمد . دلیلش هم این است که آقای مهندس این علم را در کف دست گرفت و به همه هدیه داد؛ چون این علم راستین است و خروجی‌های درستی دارد.

 

برای همین است که آقای مهندس می‌گوید ما پنجاه سال از دانش دنیا در موضوع اعتیاد جلو هستیم، نمونه‌هایش را در درمان‌‌شده‌های کنگره ۶۰ می‌بینیم؛ کسانی که همه، سندهای بدون نقص هستند. همه این‌ها از دل همین دستور جلسه بیرون می‌آید؛ جایی که تفکر، تجربه و آموزش مبنا قرار داده می‌شود برای رسیدن به دانایی و دانایی موثر است.

 

امیدوارم این حرف استاد را همیشه مدنظر داشته باشم که میزان دانایی، سواد نیست؛ تمدن نیست؛ به لباس پوشیدن نیست؛ به این نیست که من از کدام کشورم، از کدام محله‌ام، اهل ده بالا هستم یا ده پایین، این‌ها نیست. دانایی به انسانی اندیشیدن است.

 

این همان چیزی است که به من کمک می‌کند. آقای مهندس این بذر را در دل همه اعضاء کنگره ۶۰، چه خانواده‌ها و چه مسافرها، به‌گونه‌ای کاشت که همه بیایند دست به دست هم بدهند تا باری را بردارند و مشکلی را حل کنند.

 

کسی که می‌آید و یک میلیارد یا پانصد میلیون بابت نشانی در بی نشان یا پهلوانی پرداخت می‌کند، حتماً چیزی در کنگره ۶۰ دیده است؛ چه در خود کنگره، چه در راهنمای کنگره ۶۰ و چه در کسانی که آمده‌اند و خدمت می‌کنند و این همان کاری است که با تمنای دل انجام می‌شود و تمام این‌ها برمی‌گردد به آموزش‌های کنگره ۶۰.

 

ان‌شاءالله که ما بتوانیم خدمتگزارهای خوبی برای این سیستم باشیم.

 

 

رهایی مسافر حامد لژیون ششم   نام راهنما: مسافر مهرداد

گروه سایت نمایندگی اروند آبادان 

تایپ:همسفر مهدی لژیون یکم، مسافر محمد رضا لژیون پنجم، مسافر بهنام لژیون پنجم    عکاس: مسافر علی لژیون پنجم

ارسال مطلب : مسافر رضا لژیون پنجم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .