جلسه هشتم از دوره پنجاه و ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی راهنما مسافر عباس، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه "دانایی، دانایی موثر، سواد" پنجشنبه دوازدهم شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت 16:30 آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز دو بخش دارد؛ بخش اول «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است و بخش دوم، تولد اولین سال رهایی آقا مجید، یکی از رهجوهای خوب کنگره ۶۰ در لژیون ششم شعبه البرز است. این تولد را به خودش و همسفرانش خیلی تبریک میگویم.
در جزوه جهانبینی، آقای مهندس درباره دانایی، تشخیص ماهیت خواستههای نفس و مراتب دانایی صحبت کردهاند و همچنین درباره نفس، عقل و سربازهایی که به نام دانایی از قلعه عقل مراقبت میکنند.
در واقع، این مطالب الفبای جهانبینی هستند و ما باید این الفبا را یاد بگیریم. اما دانایی چیست؟
دانایی به معنای لغوی یعنی دانستن. همه ما ادعای دانستن داریم؛ همه آدمها باسوادند و اطلاعاتی دارند، اما آیا همه دانا هستند؟
به اعتقاد من، دانایی فقط با درس خواندن و باسواد شدن به دست نمیآید. چه انسانهایی که تحصیلات و تخصص بالایی دارند، اما مثلاً رشوه. یا افرادی که قرآن میخوانند و اطلاعات زیادی دارند، اما احتکار و گرانفروشی میکنند.
پس چرا این سواد و اطلاعات باعث نمیشود که انسان در جهت صراط مستقیم و انسانیت حرکت کند؟
به نظر من، این دانایی نیست؛ این فقط دانستن است.
در جزوه جهانبینی درباره مراتب دانایی صحبت شده است. بخشی از دانایی در روز الست، در ظرف وجودی انسان قرار داده شده است. هر انسانی با میزان مشخصی از این ظرفیت وارد این جهان میشود. بخشی از ویژگیها و ظرفیتهای انسان نیز از طریق ژن و خانواده منتقل میشود و بخش دیگری در این دنیا، از طریق آموزش، تجربه و تفکر به دست میآید.
در واقع، دانایی مثل بذرهایی در وجود انسان است؛ بذر عشق، محبت، بخشش، فداکاری و دیگرخواهی. اگر این بذرها در وجود انسان نباشند، صرفاً با کتاب خواندن و درس گرفتن نمیتوان آنها را ایجاد کرد.
زمین مهد آموزش است. انسان در این دنیا آموزش میبیند، تجربه میکند و با تزکیه و پالایش، گردوغبار و زنگارهایی را که روی وجودش نشسته کنار میزند. آن زمان مشخص میشود در وجود او چه بذرهایی وجود داشته است.
ممکن است در وجود یک نفر، بذر بخشش باشد، اما زیر لایههایی از منیت و مسائل دیگر مدفون شده باشد. وقتی وارد مسیر آموزش و تزکیه میشود، این بذر جوانه میزند. به همین دلیل است که میبینیم یک نفر در کنگره آموزش میگیرد و در نهایت به پهلوان یا دنور تبدیل میشود و بخشش میکند.
عشق، محبت، فداکاری و دیگرخواهی هم همینطور هستند. باید زمینه آنها در وجود انسان باشد و با آموزش، تفکر و پالایش شکوفا شوند.
همه ما ممکن است نقاب دانایی داشته باشیم و به قول آقای مهندس، دچار توهم دانایی باشیم؛ اما دانایی واقعی در رفتار ما مشخص میشود.
مثلاً اگر پدرخانم من یکبار به من اخم کند، آیا باید تا آخر عمر کینه او را به دل بگیرم؟ اگر مادرشوهرم یک روز حال و حوصله پذیرایی نداشت، آیا باید پشت سر او غیبت کنم؟
یا فرض کنیم دوستی پیش من میآید و از دوست دیگری گلایه میکند. دانایی اینجا خودش را نشان میدهد. آیا من حرف او را به نفر سوم منتقل میکنم و چیزی هم به آن اضافه میکنم، یا اگر لازم بود راهنماییاش میکنم و حرفش را نزد خودم نگه میدارم؟
در یک کارخانه یا شرکت، ممکن است فردی بسیار مفید و ارزشمند باشد و در کنار خدمات زیادی که انجام میدهد، یک خطا هم داشته باشد. آیا فقط خطای او را میبینیم و زیرآبش را میزنیم، یا ابتدا خوبیها و خدماتش را هم در نظر میگیریم؟
یا جایی حق با من است، اما اگر از حق خودم بگذرم، حال طرف مقابل بهتر میشود. آیا میتوانم از حق خودم بگذرم؟
از دیگران انصاف میخواهم؛ آیا خودم به دیگران انصاف میدهم؟
دانایی در همین رفتارها خودش را نشان میدهد. همه ما این مطالب را شنیدهایم و میدانیم، اما چرا تعداد کسانی که میتوانند آنها را در زندگی اجرا کنند کم است؟
پس انسانهای واقعاً دانا انگشتشمارند. در هر خانواده، قوم و طایفهای، انسان دانا بدون توجه به میزان سوادش جایگاه ارزشمندی پیدا میکند.
پیامبران را نگاه کنید. بسیاری از آنها تحصیلات به معنای امروزی نداشتند، اما در بالاترین مراتب آگاهی و
انسانیت قرار گرفتند. پس دانایی با سواد یکی نیست.
ما باید با آموزش و تزکیه و پالایش، آنچه را در وجودمان هست آشکار کنیم. هر کس به اندازهای که بتواند دانایی خود را در این دنیا شکوفا کند، از زندگی، آرامش و آسایش بیشتری بهرهمند میشود و اطرافیانش نیز از آن بهره میبرند.
بخش دوم دستور جلسه:
از همان روزهای اول، آموزشها را جدی گرفت و در مسیر تزکیه و پالایش قرار گرفت.
عزیزان، یکی از چیزهایی که اجازه نمیدهد انسان به رهایی و درمان برسد، غرور و منیت است. خود من هم این مسئله را تجربه کردهام. تا زمانی که منیت خالی نشود، انسان متواضع نشود و گوشبهفرمان نباشد، نمیتواند به درمان واقعی برسد.
آقا مجید از همان ابتدای سفر اول، خدمتگزار بود.
آقا مجید یکی از رهجوها و مسافرین خوب کنگره ۶۰ است. تولد اولین سال رهایی را به خودش و همسفرانش تبریک میگویم. انشاءالله در این مسیر بماند، خدمت کند، مثل ستاره بدرخشد و به دیگران خدمترسانی کند.
ازاین که به صحبتهای من توجه نمودید از شما شپاسگزارم.
.jpg)
اعلام سفر مسافرمجید:
سلام دوستان مجید هستم یک مسافر
آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک
روش درمان dst و داروی درمان ot
ورزش در کنگره شنا و پیادهروی
مدت سفر 10ماه و 28 روز به راهنمایی مسافر عباس
رهایی از بند مواد 1 سال و1ماه و 20 روز
غیر سیگاری
پیام رهایی:
مجید عزیز" نفس را نمیتوان فقط با گرسنگی تربیت نماییم بلکه باید با شناخت و آگاهی او را تربیت کنیم.
خلاصه سخنان مسافر مجید:
خیلی خیلی خوشحال هستم که در این جمع هستم، در سفر اول من یک روز که هیچ حتی یک ساعت هم غیبت نداشتم چون باور داشتم به کنگره و اعتقاد داشتم که من هم درمان می شوم.
دو تا مسئله من را در کنگره نگاه داشت، اول اینکه روز پنجشنبه بود و سومین جلسه من هم بود، آوای کنگره پخش می شد، آنجایی که می گوید برخیز شهرت گشته ویران، واقعا در من اثر کرد و ماندگار شدم.
دومین مسئله خدمت کردن بود، واقعا از خدمت کردن در کنگره لذت می برم و انرژی می گیرم.
کنگره جزئی از زندگی من شده است، یعنی بگویند از شب تا صبح اینجا بخواب و اینجا خدمت کن نه نمی گویم، نزدیک یازده ماه سفر کردم و گوش به فرمان بودم، حرف راهنمایم را گوش کردم، خدمت کردم و الان این حال خوب را مدیون آن گوش به فرمان بودن می دانم.
من بازهم تشکر می کنم از تک تک عزیزان که از حضورتان انرژی گرفتم، از آقای مهندس خالصانه تشکر می کنم و امیدوارم که رهجوی خوبی برای کنگره باشم، خدمتگزار خوبی واسه کنگره باشم و قدردان تمام زحمات هستم.
ممنونم که به مشارکت من توجه کردید.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ و ویرایش: مسافرمحمد
بارگزاری: مسافرحمزه
عکس: مسافرمهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
107