«به نام قدرت مطلق الله»
انسان دو راه پیشِ رو دارد؛ یک راه، راه روشنایی و نیکی است و دیگری، راه تاریکی. حال، کسانی که در راه تاریکی هستند نیز دو راه دارند: یا به نیروهای الهی ملحق شوند و یا صبر کنند تا نیروهای شیطانی، آنها را با گردباد عظیم به عمق تاریکیها هدایت کنند.
انسان باید خودش، به کمک خودش، بتواند به نور حق و روشنایی برسد؛ کسی نمیتواند به جای او این مسیر را طی کند. تمامی هستی بر پایه اضداد بنا شده است و این موضوع برای آموزش و تکامل انسانهاست. هرچه انسان به عقل و آگاهی بیشتری نزدیک شود، از نیروهای اهریمنی دورتر و به نیروهای الهی نزدیکتر میشود و این همان فرمان الهی است که پیامبران همواره برای آموزش انسانها آوردهاند و در همه ادیان نیز یکسان بوده است. در هر دوره، پیامبران آن را کاملتر کردهاند.
نقاط مشترکی که در همه ادیان وجود دارد، همان نقاط قوت آنهاست. هیچ پیامبری پیامبر پیشین را نفی نکرده و حتی در کتابها و گفتهها، از پیامبران قبلی نیز نام برده شده است.
سه اصل اساسی و پایهای، گفتار سالم، کردار سالم و پندار سالم است و ما باید فرامین را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم.
انسان زمانی که میخواهد به آگاهی برسد، با دو بخش روبهرو میشود: یکی آگاهی راستین که بر مبنای حقیقت و بر پایه خرد است و امتحان خود را پس داده است و دیگری آگاهی دروغین که بر مبنای اوهام است و تنها تصویری فریبنده دارد تا ما را گول بزند. زمانی که انسان به آگاهی راستین برسد، میتواند به نیروهای الهی نزدیک شود.
تمامی اطلاعات، الهامات و القائات جهان هستی بر مبنای امواج است. انسان نیز بدون اینکه از آن خبر داشته باشد، همانند یک رادیو، گیرنده امواج است. تمامی نیروهایی که خداوند آفریده است، یکدیگر را جذب میکنند؛ چه از انوار الهی باشند و چه از ذرات تاریکی و ظلمت.
حتی از فاصلههای دور، امواج عشق و محبت نیز در کل کائنات یکدیگر را جذب میکنند؛ چه به صورت عام و چه به صورت خاص.
عشق و محبت عام، مانند عشق به طبیعت، هستی، فرزند، پدر و مادر و انسانهاست. عشق و محبت خاص نیز مانند عشق یک مرد به یک زن یا یک زن به یک مرد است.
مثال بارزی که میتوانیم بزنیم این است: «کبوتر با کبوتر، باز با باز.» یعنی خصوصیات الهیِ همسان و یکسان، به وسیله امواجی که از خود متصاعد میکنند، یکدیگر را پیدا میکنند و در یک جهت، با جذب شدن به هم، روان میشوند. روزبهروز نیز دیگرانی را که همجنس خود هستند پیدا میکنند؛ بهطوریکه ازدیاد مییابند و نیروی شیاطین کم میشود.
برای مثال، در کنگره بسیاری از افراد حضور دارند که درگیر مسائل مختلفی مانند اعتیاد، اضافهوزن، بیماری و مشکلات بسیار مختلف و مسائل منفی زیادی هستند؛ ولی از آنجایی که باطن آنها پاک است، یکدیگر را پیدا میکنند و به هم وصل میشوند و با زیاد شدن آنها، از نیروهای شیطانی کاسته میشود.
یعنی چه؟
یعنی کسی که زمانی فروشنده مواد بوده است، وقتی برای درمان به کنگره میآید، دیگر آن کار را انجام نمیدهد و همین موضوع بهخودیخود از نیروهای شیطانی میکاهد. بسیاری از افراد نیز به همین شکل در این مسیر قرار گرفتهاند.
از طرفی، بسیاری از کسانی که درمان شدهاند، در سفر دوم ظرفهای وجودی خود را پر میکنند، قدرتمند میشوند و در قدرتمند ساختن نیروهای الهی مکمل هستند. با این همسو شدن و یکجهت شدن، کلمه «محبت» معنا پیدا میکند و همه و همه دارای اندیشه الهی میشوند و بر مبنای عدالت و صداقت عمل خواهند کرد.
اگر همه چیز برای همه کس در هستی با انصاف و به صورت یکسان وجود داشته باشد، در کمترین حالت، نصف درگیریها و اختلافات بین انسانها از بین میرود و اگر دردی یا مشکلی هم وجود داشته باشد، بیشتر آن درمان میشود. در بهترین حالت، اگر در صراط مستقیم باشیم، اصلاً مشکلی به وجود نمیآید.
بعضی وقتها افرادی فکر میکنند اگر همه دارای همه چیز باشند، مثل پول، ثروت و بسیاری چیزهای دیگر، به راحتی فریب میخورند و تحت تأثیر نیروهای شیطانی قرار میگیرند. آیا این درست است؟
در انسانهای سالم و دارای تفکر، این معنا ندارد. انسانهایی که ظرفیت نداشته باشند، مسیر خود را گم میکنند و برای رسیدن به خواستههای نفس، هر کاری انجام میدهند و هر چیزی را زیر پا میگذارند. در کلامالله از این افراد با موجوداتی دوپا و گاهی چهارپا و گاهی هم بدون پا یاد شده است.
بسیاری بر این اعتقاد هستند که سزای این نیکی، بدی است و مصداق بارز آن حضرت جعفر صادق و ماست که این تمثیلها و قصهها برای ما آموزههای بسیار دارند.
حال، انسانهایی هم به همین صورت ناسپاس هستند که حتی به پدر و مادر، خلق و خالق، خود و حتی دیگران رحم و مروتی ندارند. در قرآن از آنها با نام الاغی که بار کتاب دارد یاد شده و مثالهای بسیار دیگری نیز برای این افراد زده شده است.
زمانی که خداوند به تعداد مخلوقین خود اضافه کرد وانسان را به وجود آورد، وظیفه انسان این است که از نیروهای منفی بکاهد.
زمانی که انسان به تزکیه، پالایش و تصفیه خود در مرحله بالایی برسد، میتواند از این نیروهای منفی بکاهد. این مراحل مانند زمینهایی است که با کاشت ذرهذره درختان، به جنگل تبدیل میشوند. زمین، وجود انسان است و درختان نیز بذرهای درست و صحیحی هستند که در وجود انسان کاشته میشوند و باعث آبادانی درون میگردند.
خداوند همیشه بهترینها را میآفریند و این بستگی به نحوه دیدگاه و استفاده انسانها از آن نعمت دارد.
مثل همین گیاه خشخاش که روزی گیاهی بسیار مخرب بود و امروز بهترین دارو برای آبادانی است که با روش DST به بالاترین سطح خود در جهان دست پیدا کرده است. در دنیا کسی به این باور نبود و خیلیها هم هنوز بر این باور نیستند که این گیاه که با عشق و محبت توسط خداوند آفریده شده است، میتواند بسیاری از بیماریها را درمان کند؛ چون خداوند و فقط خود خداوند است که میداند چه چیزی آفریده است.
ولی نوع مصرف و تجویز آن موجب تخریب شد؛ به عبارتی، نسخهای که به دست اهریمنان بدسرشت افتاد و از آن برای منافع و سودجویی خود استفاده کردند تا نیروهای تاریکی را تقویت کنند. اما همین گیاه میتواند زندگی بسیاری از افراد را نجات دهد.
برای مطالعه سیدی خوشبختی کلیک نمایید.
تهیه و تایپ: مسافراشکان
بارگزاری: مسافرحمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
1836