روزی که به کنگره آمده بودم حال من خیلی خراب بود اوضاع مالی به شدت بد بود، هیچ چیز سر جای خودش نبود، توقع از مسافرم بالا بود، خانه میدان جنگ بود، چرا چرا؟؟ از خدا و گلایه از پدر و مادرم داشتم. من پنج سال و چند ماه است که به کنگره میآیم و مسافرم هنوز به کنگره نیامده و به درمان نرسیده؛ ولی خونه ما دیگر جنگ نیست هر چیزی سر جای خودش است، نه تنها توقع خودم را از مسافرم برداشتم، حتی از اطرافیانم انتظاری ندارم، رزق و روزی ما هم نسبت به قبل بهتر شده؛ مثل هر قطعه پازلی که باید سر جای خودش باشد و این همین طوری به دست نیامد. زمانیکه خداوند کنگره را در مسیر زندگی من قرار داد، زمانی که آموزش گرفتم و سعی کردم آموزشها را کاربردی کنم هر روز من نسبت به دیروز بهتر شد.
میشود کنار یک مصرف کننده زندگی کرد و خانه میدان جنگ نباشد؟ این هنر زندگی کردن را من از آقای مهندس و آموزشهای ایشان آموختم، همیشه فکر میکردم با مصرف مسافرم رزق و روزی من کم میشود؛ ولی با آموزشهای کنگره آموختم نه این طوری نیست، رزق و روزی من توسط خالق جهانیان در هر کجای دنیا هم باشد به من میرسد؛ تمام تمرکزم را از روی مسافرم برداشتم سعی کردم روی خودم توجه کنم برنامه و هدفهایی دارم که دوست دارم آنها را به اجرا در بياورم، همه این چیزها را مدیون کنگره، آقای مهندس و آموزشهای ایشان هستم که به من این فرصت را داده زمانیکه مسافری به کنگره نمیآيد و یا بد سفر میکند ما از آموزشها استفاده کنیم تا بتوانيم خانه و زندگی خود را به مکان اَمن تبدیل کنیم و برای بچههای خودمان مادر اَمنی باشیم.
نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون پانزدهم)
رابط خبری: همسفر مرصع سادات رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون پانزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
31