نهمین جلسه از دوره دوم لژیون سردار همسفران نمایندگی رازی به استادی راهنما همسفر سارا، نگهبانی راهنما همسفر بتول و دبیری همسفر معصومه با دستورجلسه:" دانایی، داناییمؤثر و سواد." روز سهشنبه ۱۰ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
باید انسان در زمین و سماء در پی اموراتی باشد که به تکمیل و تسخیر خودش کمک کند. خیلی ممنونم از نگهبان همسفر بتول که اجازه خدمتگزاری به بنده را دادند. قطعاً همه شما عزیزان در طول هفته دستورجلسه را مطالعه کردید و من هم از برداشت و تجربه خودم در مورد دستورجلسه خدمتتان ارائه میدهم. سواد، دانایی و داناییموثر. با تعریفهایی که از کنگره۶۰ گرفتیم متوجه شدیم که این سه تا مقوله خیلی با هم تفاوت دارند، مصداق همان ضربالمثل؛ حساب خانه تا بازار دوتاست. داشتم به این فکر میکردم که وقتی یک انسانی این سه تا مقوله را همزمان با هم داشته باشد جزو انسانهای پیشگام محسوب میشود، مثل آقای مهندس و دکتر امین. این عزیزان میدانیم هم سواد دارند و هم از دانایی به داناییمؤثر رسیدند بهخاطر همین است که توانستند با کلامشان درِ قلبهایی که آلیاژ اصلی آن از سیاهسنگ است را باز کنند.
واقعاً ممنون هستم از این عزیزان که تفکراتِ عمیق و تجربیاتِ نابشان را در قالب آموزش به ما هدیه کردند تا منِ همسفر انسانی اندیشیدن را یاد بگیرم و درنهایت بتوانم به تشخیصِ درست برسم و در دوراهیهای زندگیم انتخاب درست داشته باشم. امیدوارم که قدردان باشم و بدانم که این فرصت برای من همسفر همیشگی نیست. داشتم با این دستورجلسه زندگیِ خودم را قضاوت میکردم، دیدم از فرصتهای زندگی در سنین مختلف در خیلی از زمانها بدون تفکر وارد یک سری از آموزشها شدم. خیلی خوب آموزش میگرفتم، یادگیریام عالی بود، شاگردیکردن را خوب بلد بودم، اما زمانی که میآمدم از این آموزشها استفاده کنم و آنها را کاربردی کنم در زندگیم، میدیدم ترس و ناامیدی از درون همدیگر را پوشش میدادند که من عقبنشینی کنم و دست از کارهایم بکشم. در حقیقت تمام آموزشها به صورت یک قوه در یک نقطه باقی میماند و هیچ سطحی از داناییمؤثر و آن ساختارِ قدرت و ساختارِ اعتمادبهنفس در من ایجاد نمیشد.
متوجه شدم که نقطه قوت من آموزش است و نقطه ضعفام تفکر و تجربه است. واقعاً متوجه شدم و با تمام وجودم این را درک کردم که برای این که از دانستن به توانستن برسم باید خیلی اتفاقها در درون من بیفتد، باید فرمانبردار باشم، باید تواضع و فروتنی را یاد بگیرم، باید یک مقدار از منیت عبور کرده باشم تا بتوانم بنشینم روی یک صندلی و آموزش بگیرم، باید از کینه و نفرت و حسادت فاصله بگیرم تا بتوانم با اطرافیانم رابطه برقرار بکنم و بتوانم وارد مقوله تجربه بشوم، باید دقت داشته باشم، باید صبر و حوصله به خرج دهم تا بتوانم تفکر کنم. آقای مهندس در یکی از سیدیها میگویند؛ ۳۰ سال فکر کردم، ۳۰ سال وقت گذاشتم تا بتوانم به معنی روح برسم، تا بتوانم معنی روح را درک کنم. پس آن چیزی که من را از تاریکی خارج میکند، آن چیزی که فلزِ درونی من را تغییر میدهد، قطعاً دانایی و داناییمؤثر است.
یک نکته کلیدی مهم که باید همیشه مدنظر داشته باشم ایناستکه نیروهای تاریکی و نیروهای شیطانی و نیروهای بازدارنده یا هر اسم دیگری که ما با آن آشنا هستیم از طریق القا، با نور و صوت، حس من را آلوده میکنند تا عملکرد من مختل شود، یعنی در حقیقت مثلث دانایی من را هدف قرار میدهند. حالا چه اتفاقی میافتد که من آن عملسالم را انجام ندهم؟ من آن عمل مثبت را انجام ندهم؟ و بهجای آن، عملِناسالم و عملِمنفی را انجام دهم تا درنهایت به پالایش جسمانی و جانم نرسم تا صورآشکار و پنهانام به تطابق نرسد تا اينکه به آرایش جسم و جانم نزدیک نشوم و به فرمانعقل نزدیک نشوم و در نهایت خود نیروهای منفی به هدفشان برسند که هدفشان هم حفظِ بقا و رشدوتوسعه است. پس من باید یادم باشد که همیشه در مقابل انجامها، نیروی مقاومت ایجاد میشود که اگر آن نیروی مقاومت شکسته شود حتماً پرواز اتفاق میافتد. بلی، نفس همیشه احساس میکند و میخواهد اما انسانهای مصمم آن را مهار میکنند و اینقدر در این عمل مهارت کسب میکنند که اندکاندک هر خواستهای وارد ذهن و فکر آنها نمیشود.
.jpg)
.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر مهدیه
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مینا مرزبان خبری
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
464