"به نام خدا"
دوازدهمین جلسه از دور پنجم جلسات خدمتگزاران کنگره۶۰، نمایندگی عمان سامانی (شهرکرد)، به استادی مسافر حمید، نگهبانی ایجنت محترم مسافر حسین و دبیری مسافر رضا، با دستور جلسه "دانایی و دانایی موثر در خدمت" روز سهشنبه ۱۰ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه صحبتهای استاد:
سلام دوستان حمیدم مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم به خاطر جایگاهی که در آن قرار دارم.
از گروه مرزبانی و ایجنت محترم ممنونم که مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
خدمت در این جایگاه و فرصت صحبت کردن و شنیده شدن نعمت بزرگیست که کنگره و شما عزیزان به من دادید، از این بابت از همه شما قدردان و سپاسگزارم.
اما در مورد دستور جلسه، دانایی و دانایی موثر در خدمت.
صحبت خودم را در ابتدا با سواد شروع میکنم.
به نظر من هر جایگاه خدمتی به خصوص در کنگره حتی قبل از دانایی و دانایی موثر، سواد و دانش آن جایگاه را میطلبد. اگر اینطور نبود پس دیگر آزمون راهنمایی برای چه بود؟
یک راهنما قبل از هر چیز باید بلد باشد برنامه بنویسد، یک مرزبان قبل از آن دانایی و ظرفیت مورد نیاز جایگاه، باید قوانین و مقررات کنگره و شعبه را بداند. و همینطور سایر جایگاهها هر کدام سواد و دانش خود را نیاز دارند.
اما در مورد دانایی؛ من در سفر اول یاد گرفتم که تعریف دانایی میشود، توانایی تشخیص ماهیت خواستهها. این تعریف در سفر اول بسیار برای من مفید و کار راهانداز بود، به شکلی که بسیاری از دفعاتی که میل مصرف به سراغم میآمد وقتی با این تعریف و از این زاویه دید به آن نگاه میکردم، میتوانستم میلم به مصرف را کنترل و مهار کنم.
اما امروز وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم بیشتر چالشهای من در طول روز در رابطه با دانایی، به تشخیص عمل درست از نادرست، یا همان عمل سالم از ناسالم برمیگردد.
طی تجربهای که به عنوان مسئول سایت در یک سال گذشته داشتم، سعیم بر این بود که با آموزش و رفتار درست بتوانم خدمتگزار تربیت کنم و سایت نمایندگی را در شرایط بهتری قرار دهم.
در ماههای اول خدمتم در سایت وقتی که یک رهجوی سفر اولی برای خدمت به سایت میآمد، ما با روی گشاده و لبخند او را میپذیرفتیم، آموزشهایی که فکر میکردیم برای خدمت در سایت نیاز دارد به او میدادیم، به او یاد میدادیم که چگونه یک متن رسمی برای سایت بنویسد و چگونه از ابزارهایی مثل هوش مصنوعی و ... استفاده کند، اما نمیدانستیم که در واقع آنچه که او نیاز دارد احساس مفید بودن و دیده شدن است و اینکه درک کند هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.
نیاز آن رهجو این نبود که من به او نگارش و ویرایش و کار با کامپیوتر یاد بدهم؛ نیاز او این بود که من به او بگویم یک صدا از استاد جلسه ضبط کند، یک تاریخ زیر عکسها بزند تا بتواند آرام آرام درک کند که مفید است و میتواند کارها را کامل انجام دهد و نصفه رها نکند.
یک مسئول در یک قسمت باید بتواند ظرفیت خدمتگزاران را درک بکند نقاط ضعف و قوت آنها را بسنجد و بر اساس نقاط ضعف و قوتشان به آنها مسئولیت بدهد.
اما دانایی موثر برای من آنجا اتفاق افتاد که فهمیدم یک خدمتگزار سایت بیشتر از آنچه که مخاطب یا خواننده یک مطلب به آن مقاله یا مطلب نیاز داشته باشد، خودش نیازمند آن است. نگارنده یک مطلب نیازمندترین شخص به آموزشهای آن مطلب است.
من خودم را میگویم؛ من به عنوان مسئول سایت این نمایندگی نیازمندترین شخص به دانشها و اطلاعاتی بودم که در سایت در جریان بود.
من در مقطع شش ماه سفر بودم که وارد سایت شدم، در همین سایت رهایی گرفتم، جشن تولد یک سال رهاییم را گرفتم، رهایی نیکوتین را گرفتم، اطلاعیههای مربوط به رهاییهایم را خودم بارگزاری کردم و خدا میداند که لحظه لحظه خدمت در سایت را زندگی کردم و از آن لذت بردم.
امیدوارم که داناییهای ما در اعمالمان خود را نشان دهد و در زندگیمان موثر واقع شود.
از همه شما ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید.
خلاصه صحبتهای نگهبان جلسه:
سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر.
خوشحالم که امروز فرصتی فراهم شده تا در کنار هم جمع شویم و از صحبتها و آموزشهای یکدیگر استفاده کنیم. نکتهای که در ابتدای صحبت به آن اشاره شد این است که در کنگره، جایگاهها نباید باعث فاصله گرفتن ما از یکدیگر شوند. همه ما، در هر جایگاهی که هستیم، در اصل خدمتگزار کنگره هستیم و هدفمان این است که بهترین عملکرد را داشته باشیم و به بهتر شدن نمایندگی کمک کنیم.
یکی از نکات مهم این است که اعضای کنگره را باید مانند صاحبخانه در نظر بگیریم. وقتی یک تازهوارد یا حتی فردی که بعد از سالها وارد نمایندگی میشود و احساس غریبی میکند، وارد کنگره میشود، ما وظیفه داریم با عشق، محبت و معرفت از او استقبال کنیم و شرایطی فراهم کنیم که احساس امنیت و آرامش داشته باشد.
البته خدمت کردن در کنار عشق و محبت، به دانایی و شناخت هم نیاز دارد. گاهی ممکن است ما با نیت خوب، کاری انجام دهیم که نتیجه خوبی نداشته باشد. برای مثال، وقتی یک تازهوارد میخواهد راهنمای خود را انتخاب کند، نباید ما به جای او تصمیم بگیریم و بگوییم پیش چه راهنمایی برود. هر فرد باید با حس خودش و با شناختی که به دست میآورد، راهنمایش را انتخاب کند. ما فقط میتوانیم آگاهی بدهیم و شرایط را برای انتخاب درست فراهم کنیم.
در مسائل مالی هم همین موضوع وجود دارد. ما در جایگاهی نیستیم که برای دیگران تعیین کنیم چه مقدار حمایت کنند. هر شخص باید با توان، برداشت و شرایط خودش عمل کند. کمک کردن باید از روی آگاهی و محبت باشد، نه از روی اجبار یا فشار. در کنگره قرار نیست کسی برای کمک کردن تحت فشار قرار بگیرد.
موضوع دیگری که مطرح شد، بحث شیرینی دادن و رسمهای بعد از رهایی بود. گاهی ممکن است فردی از روی خوشحالی بخواهد شیرینی بیاورد، اما باید توجه کنیم که این موضوع میتواند برای فرد دیگری که هنوز در مسیر درمان است، حال مناسبی ایجاد نکند. بنابراین حتی در کارهای به ظاهر ساده هم باید شرایط دیگران و جایگاه کنگره را در نظر بگیریم.
در مورد خدمت هم نکته بسیار مهمی گفته شد: خدمت واقعی زمانی اتفاق میافتد که بعد از پایان دوره خدمت، انسان همچنان خواهان خدمت باشد و برای جایگاه بعدی به دنبال جایگاه نباشد. راهنما، مرزبان یا هر خدمتگزار دیگری اگر وظیفه خود را درست انجام دهد، نتیجه خدمتش باید پرورش خدمتگزاران و انتقال آموزش باشد.
خدمت در کنگره به معنی دستور دادن و زورگویی نیست. کسی که مسئولیتی میگیرد، نباید تبدیل به یک «دیکتاتور کوچک» شود و تصور کند چون جایگاه دارد، همه باید از او فرمان ببرند. ماندگاری در کنگره با جاذبه، محبت، معرفت و آموزش است، نه با زور و تحکم.
کسی که در جایگاه خدمت قرار میگیرد، باید بداند که این جایگاه یک لطف و فرصت برای رشد خودش است. اگر آموزش در خدمت وجود داشته باشد، انسان متوجه میشود که در واقع فرصتی برای بزرگتر شدن و تبدیل دانایی به دانایی مؤثر پیدا کرده است.
یکی دیگر از نکات مهم این بود که اگر در کنگره یا در بخشی از ساختار، مشکلی میبینیم، نباید بیتفاوت از کنار آن عبور کنیم. البته این به معنی غیبت، زیرآبزنی یا آدمفروشی نیست. اگر مسئلهای میبینیم که ممکن است به ساختار یا فردی آسیب بزند، باید از مسیر درست و از طریق مسئول مربوطه مطرح کنیم تا با آموزش و آگاهی، مشکل برطرف شود.
همچنین تأکید شد که در هر جایگاهی که هستیم، زورگویی نکنیم. هرچه دانایی انسان بالاتر میرود، باید افتادهتر و متواضعتر شود. اگر بتوانیم از بعضی مسائل بگذریم، دشمن درست نکنیم و حتی کسی را که با ما اختلاف دارد با محبت و معرفت به مسیر درست نزدیک کنیم، این خودش یکی از نشانههای رشد ماست.
در کنگره هیچکس از ابتدا ارزش و جایگاه امروزش را نداشته است. خیلی از ما زمانی که وارد کنگره شدیم، شاید برای خودمان ارزش زیادی قائل نبودیم؛ اما یک نفر با عشق، آموزش و معرفت به ما کمک کرد تا رشد کنیم و خودمان را پیدا کنیم. حالا وظیفه ماست که همین فرصت را برای دیگران فراهم کنیم.
در مورد حضور و خدمت نیز باید بدانیم که خدمت کردن یعنی وقت گذاشتن، مسئولیتپذیر بودن، نظم داشتن و در زمان مقرر در محل خدمت حاضر شدن. نمیتوانیم خدمت را فقط زمانی انجام دهیم که فرصت داشتیم. هر خدمتی نیاز به آمادگی و آموزش دارد و فرد خدمتگزار باید وظیفه خود را به بهترین شکل انجام دهد.
مسئول هر بخش نیز باید مراقب خدمتگزاران خود باشد. کسی که زیر نظر او خدمت میکند، «زیر دست» او نیست؛ بلکه یک خدمتگزار در کنار اوست. اگر حال یک خدمتگزار خوب نیست، باید علت را پیدا کنیم و با آموزش و محبت کمک کنیم دوباره به تعادل برسد.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

عکس: مسافر رحیم لژیون دوازدهم
نگارش: مسافر حامد لژیون بیست و یکم و مسافر حمید لژیون نوزدهم
(29)(7)(32)(3)(2)(1)(1).gif)
با احترام گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی، مسافر وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
282