سلام دوستان زهرا هستم همسفر حسین
بعضی وقتها زندگی مثل یک روز ابری و خاکستری است که آدم نمیداند راهِ درست کدام است. اما من جایی را میشناسم که حتی در روزهای ابری هم، نورِ امید در آن میدرخشد. آنجا «کنگره ۶۰» است.در کنگره، یاد گرفتم که پایانِ هر نقطه، سرآغازِ خط دیگری است.یاد گرفتم که هیچوقت نباید ناامید شد، چون بعد از هر سختی، آسانی است. اینجا جایی است که آدمها با لبخند و مهربانی، دستِ هم را میگیرند تا با هم از تاریکیها عبور کنند.وقتی به کنگره نگاه میکنم، انگار به باغی پر از گل نگاه میکنم که با عشق و صبرِ آدمهای بزرگ، آبیاری شده است. در اینجا، یاد
گرفتم که «محبت» قویترین داروی دنیاست. اینجا به من یاد داد که چطور قهرمانِ زندگی خودم باشم؛ قهرمانی که شاید مدال طلا ندارد، اما قلبی بزرگ و پر از آرامش دارد.کنگره یعنی جایی که بخشیدنِ دیگران، گذشتن از خود و دوست داشتنِ همهی مخلوقات، درسِ اولِ کلاس است. من اینجا یاد گرفتم که برای تغییر کردن، هیچوقت زود نیست و هیچوقت هم دیر نیست.خدا را شکر میکنم که راهِ اینجا را پیدا کردم، جایی که یاد میگیریم چطور مثل یک درختِ محکم، ریشههایمان را در زمینِ عشق و آگاهی فرو ببریم و سرمان را با افتخار به سمتِ نورِ حقیقت بگیریم.کنگره یعنی: عشق، یعنی امید، و یعنی یک شروع دوباره برای همه کسانی که میخواهند دوباره خورشید در زندگیشان طلوع کند»
رابط خبری:همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون سوم)
ارسال :همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
18