جلسه دهم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا به استادی همسفر اعظم، نگهبانی همسفر فردوس و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» روز دوشنبه ۹ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم. از ایجنت نمایندگی، گروه مرزبانی و نگهبان جلسه متشکرم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته دانایی، دانایی مؤثر و سواد میباشد. معنی کلمه دانایی یعنی دانستن، یعنی هر کاری را که میدانیم ضرر دارد انجام ندهیم. دانایی سه ضلع دارد: تجربه، آموزش و تفکر و این سه ضلع باید متقارن و هماندازه باشند تا انسان به تعادل برسد. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار دارد که این مثلث نیز از سه ضلع ترس، ناامیدی و منیت تشکیل شده است.
زمانیکه انسان به دانایی میرسد باید تلاش کند که این دانایی و آگاهی را به دانایی مؤثر تبدیل کند. دانایی مؤثر یعنی بتوانیم آنچه را که آموختهایم به عمل درآوریم. دانایی به دو گروه تقسیم میشود: دانایی عام و دانایی خاص. دانایی خاص چیست؟ به عنوان مثال شخصی در رشته پزشکی درس میخواند، تفکر و تجربه میکند، آموزش میگیرد و یک متخصص قلب میشود. دانایی عام چیست؟ دانایی عام یعنی اینکه مردمدار باشیم و علم زندگی کردن را بیاموزیم.
در زندگی فراز و نشیبها و مشکلات زیادی وجود دارد؛ اگر ما دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کرده باشیم میتوانیم از مشکلات و فرازونشیبها عبور کنیم. الگوی تمامی ما انسانها طبیعت است. درخت زمانیکه هرس میشود هر سال پربارتر، بدون چشمداشت و بدون انتظار به ما میوه میدهد. انسان نیز اگر به دانایی رسیده باشد بدون انتظار و چشمداشت برای دیگران کار انجام میدهد. همانگونه که درخت پس از هرس شدن بار بیشتر و بهتری میدهد، انسان نیز با قرار گرفتن در مشکلات قویتر، پربارتر و محکمتر میشود و آن مشکلات را حل میکند.
انسان دانا انسانی است که محبت میکند؛ اما هیچ انتظاری در قبال آن ندارد، دروغ نمیگوید، تجسس نمیکند، ترس ندارد و به خداوند توکل میکند. انسان دانا به هستی و موجودات احترام میگذارد. اشتباه انسان در این است که نقطه ضعفهای خود را میپوشاند. دکتر امین در یکی از سیدیهایشان فرمودند: من زمانی کلاس داشتم و باید آموزش میگرفتم؛ اما به جای رفتن سر کلاس و آموزش گرفتن، گوشهای مینشستم و تفکر میکردم. این کار باعث شده بود که ضلع تفکر در من بزرگتر از ضلع آموزش باشد و این نقطه ضعف من بود؛ مثل انسانی که بازوهای قوی دارد اما پاهایش ضعیف است و یک شلوار کردی میپوشد که ضعف و لاغری پاهایش مشخص نباشد.
ما باید در مثلث دانایی به تعادل برسیم، یعنی این سه ضلع با هم حرکت کنند تا یک انسان متعادل شویم. انسان زمانی به دانایی میرسد که قدرت تشخیص داشته باشد و به تکامل عقل و تعادل رسیده باشد. تکامل عقل یعنی اینکه شخص قدرت حل مسائل را داشته باشد. زمانی راهنمایم، میگفتند شما اگر دانایی پیدا کنید ولی آن را به دانایی مؤثر تبدیل نکنید، شبیه به آبگرمکنی هستید که مدام در حال داغ شدن است و اگر به دانایی مؤثر تبدیل نشود، آن آبگرمکن از شدت حرارت منفجر خواهد شد؛ بنابراین ما ابتدا باید دانایی و آگاهیمان را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم.
داخل یک کامپیوتر یا موبایل ممکن است مطالب آموزشی بسیار زیادی وجود داشته باشد، ولی چون قادر نیست آن اطلاعات را به دانایی مؤثر تبدیل کرده و آنها را عملی کند، هیچ فایده و کاربردی ندارد. شخصی که در کنگره حضور پیدا میکند و در لژیون انرژی میگیرد و خدمت میکند اگر از میزان آموزشی که میگیرد عقب بیفتد این باعث میشود که دچار توهم دانایی شود.
من زمانی بسیار سیدی مینوشتم؛ اما نتوانسته بودم اطلاعاتم را به دانایی مؤثر تبدیل کنم، فقط مینوشتم. روزی با حال بسیار بد به راهنمایم مراجعه کردم و گفتم حالم بد است. ایشان گفتند تو یک روز حالت خوب است و یک روز بد. میدانی دلیلش چیست؟ به این دلیل که با وجود دانایی بالایی که داری هنوز نتوانستهای آن را به دانایی مؤثر تبدیل کنی و این هیچ فایدهای ندارد. ایشان درست میگفتند.
من نتوانسته بودم داناییام را به دانایی مؤثر تبدیل کنم و به همین دلیل همیشه حالم بد بود. میدانیم که مشکلات همیشه وجود دارند حال گاهی کم یا زیاد هستند. من گاهی اوقات سعی میکنم مشکلاتم را به راهنمایم نگویم و خودم برای حل کردن و عبور کردن از آنها تلاش کنم. مگر زمانیکه واقعاً بدانم به راهنمایم نیاز دارم و احتیاج دارم که مشکل خود را با ایشان در میان بگذارم.

مرزبان کشیک: همسفر سمیرا
تایپیست: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون یکم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیرا
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
280