English Version
This Site Is Available In English

دانایی مؤثر یعنی به آنچه می‌دانیم، عمل کنیم

دانایی مؤثر یعنی به آنچه می‌دانیم، عمل کنیم

راهنما همسفر فاطمه به همراه مسافر خود با تخریب ۳ سال و آنتی‌ایکس مصرفی شیره وارد کنگره‌۶۰ شدند. حدود ۱۱ ماه به راهنمایی مسافر مهدی بناییان و همسفر لیلا صالح سفر کردند. الآن هم به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس دژاکام مدت ۱۰ سال است که آزاد و رها هستند. ورزش مسافر و همسفر هر دو والیبال است. ایشان توفیق خدمت در جایگاه‌های مرزبانی، راهنمای تازه‌واردین، مسئول آزمون و دو دوره نگهبانی در جلسات کارگاه آموزشی خصوصی، ۴ سال سرداری، دنوری و تجربه خدمت در سایت را داشته‌اند و در حال حاضر به عنوان راهنمای DST  مشغول به خدمت هستند.

با توجه به مثلث دانایی (تفکر، تجربه و آموزش)، این سه مؤلفه چگونه در شکل‌گیری دانایی و تبدیل آن به دانایی مؤثر نقش دارند؟

مثلث دانایی سه ضلع اصلی دارد؛ تفکر، تجربه و آموزش که این سه ضلع با هم در تعامل هستند و هیچ کدام به‌ تنهایی برای رسیدن به دانایی کافی نیستند. یادگیری مفاهیم، مطالعه، گوش‌دادن به تجربیات دیگران و کسب اطلاعات جدید در ضلع آموزش قرار می‌گیرد. آموزش نقش نقشه راه را بازی می‌کند و به ما می‌گوید که چه چیزی درست یا غلط است و کسب تجربه درگیر شدن عملی با موضوع است. دانستن تئوری کافی نیست؛ باید با انجام‌دادن و لمس شرایط، دانسته را به مهارت تبدیل کرد. تفکر، تحلیل اطلاعات آموزشی و داده‌های تجربی برای رسیدن به یک نتیجه‌گیری منطقی لازم است. مشکل اصلی بسیاری از انسان‌ها عدم برقراری تعادل در اضلاع مثلث دانایی است؛ به عنوان نمونه کسی که فقط با کتاب خواندن زیاد آموزش می‌بیند؛ اما تجربه ندارد یا کسی که به شکل کاربردی فقط تجربه می‌کند؛ اما آموزش نمی‌بیند به دانایی مؤثر نخواهد رسید. زمانی که اضلاع مثلث دانایی با هم برابر باشند؛ یعنی به همان اندازه که آموزش می‌بینید، تجربه کسب کرده و برای هر دو تفکر کنید، دایره‌ دانایی شما بزرگ می‌شود. وقتی این دایره به حد کافی بزرگ شد و در آن تزکیه و پالایش صورت گرفت، دانایی به دانایی مؤثر تبدیل خواهد شد. در دانایی فقط همه چیز را می‌دانیم؛ مثلاً می‌دانیم خشمگین شدن، دروغ گفتن یا مصرف مواد‌مخدر بد است؛ ولی در دانایی مؤثر نه‌تنها می‌دانیم بد است؛ بلکه توانایی انجام ندادن آن کار را نیز داریم. به عبارتی دانایی مؤثر یعنی به آنچه می‌دانیم، عمل کنیم. حال برای تنظیم مثلث دانایی، باید در زندگی تعادل ایجاد کنید. به این ترتیب که بررسی کنید که اگر در زندگی فقط آموزش گیرنده هستید و فقط تئوری می‌دانید؛ باید اقدام کنید و تجربه بسازید یا اگر بیش از حد تجربه‌گرا هستید و مدام شکست می‌خورید؛ باید توقف نموده، آموزش ببینید و تفکر را چاشنی کنید.

حس چه ارتباطی با دانایی دارد و چگونه می‌تواند در مسیر رسیدن به دانایی مؤثر، هم نقش سازنده و هم نقش بازدارنده داشته باشد؟

حس‌ باعث تجربه یکسری چیزهایی می‌شود و دانایی کمک می‌کند که آن‌ها را بفهمیم و بشناسیم؛ مثلاً وقتی گرما را حس می‌کنیم، می‌فهمیم که آن چیز داغ است و نباید به آن دست بزنیم. حس می‌تواند هم سازنده و هم بازدارنده باشد. وقتی حس انسان سالم و درست باشد، اطلاعات درستی به عقل می‌دهد و عقل می‌تواند از طریق آن به شناخت و دانایی برسد؛ اما اگر حس آلوده یا نادرست باشد، اطلاعات غلط به ذهن می‌دهد و باعث قضاوت و تصمیم‌گیری اشتباه می‌شود؛ زیرا حس اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار می‌اندازد؛ بنابراین برای رسیدن به دانایی باید روی تزکیه و پالایش حس‌های خودمان کار کنیم.

آیا کسی که سواد بالایی دارد، می‌توان گفت که به دانایی رسیده و مرز میان دانایی و سواد چیست؟

خیر؛ چون  آن‌ها از مثلث دانایی فقط ضلع آموزش را یاد گرفته‌اند و ضلع‌های تجربه و تفکر را فرانگرفته‌اند. سواد یعنی در یک رشته خاص می‌دانم ؛ ولی دانایی یعنی من می‌فهمم، تشخیص می‌دهم و درست عمل می‌کنم. سواد یعنی داشتن اطلاعات و علم، اما دانایی یعنی توانایی تشخیص ماهیت واقعی انسان، خواسته‌ها و مسائل و سپس انتخاب درست؛ مثلاً کسی ممکن است بداند سیگار برای بدن مضر است؛ اما همچنان به مصرف آن ادامه دهد. این فرد علم و اطلاعات دارد؛ ولی دانایی او هنوز به مرحله عمل و اجرا نرسیده است. ما برای رسیدن به دانایی باید از سه ضلع مثلث جهالت یعنی ترس، منیت و ناامیدی عبور کنیم؛ چراکه ترس تفکر را می‌خورد، منیت جلوی آموزش را می‌گیرد و ناامیدی اعتماد به نفس شخص را مورد هدف قرارمی‌دهد که باعث می‌شود انسان تجربه کسب نکند. سواد یکی از ابزارهای دانستن است؛ اما کافی نیست. بسیاری از افراد سواد بالایی‌ دارند؛ اما آن آرامش و تعادل لازم را ندارند.

مرز میان دانایی و سواد می‌تواند همین جمله از آقای مهندس باشد که در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر بیان کردند: «میزان دانایی، سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست، بایستی انسانی اندیشید، به رفتارها و عمل و سخن آزمایش الهی بدهد». سواد مثل داشتن ابزار است؛ اما دانایی مثل بلد بودن کار با ابزار است. کسی که سواد دارد؛ یعنی مدرسه رفته، مدرک گرفته، کتاب‌های زیادی خوانده یا مهارت خاصی را یاد گرفته است. او می‌داند چطور چیزی را بخواند، بنویسد یا محاسبه کند. او اطلاعات دارد؛ اما کسی که دانا است، یاد گرفته که چطور از دانسته‌هایش درست استفاده کند و می‌فهمد که در هر موقعیتی چه رفتاری مناسب است، کجا باید سکوت کند، کجا حرف بزند و چگونه با کمک دانشش زندگی خودش و دیگران را بهتر کند. هر با سواد و عالمی الزاماً دانا نیست؛ دانایی یعنی علم، همراه با شناخت و توانایی عمل درست؛ بنابراین مرز دانایی و سواد در عمل و قدرت تشخیص است.

بسیاری از انسان‌ها می‌دانند که باید تغییر کنند؛ اما در عمل نمی‌توانند. دانایی مؤثر چگونه می‌تواند به فرد کمک کند که دانسته‌های خود را به توانایی و تغییر واقعی در رفتار تبدیل کند؟

هر انسانی برای رسیدن به دانایی و تکامل باید رفته‌رفته و به تدریج با تمرین، تکرار و صبر، حوصله و  اقدامات کوچک و همچنین شناخت موانع محیطی با تزکیه و پالایش کردن حس و غلبه بر نفس، دانش و آگاهی لازم را فرا گرفته که به توانایی برسد؛ مانند دانش چگونه زندگی کردن و همین‌طور دانایی برای خودشناسی که این گنجی است که در درون انسان نهفته و انسان برای رسیدن به آن باید جست‌وجو کند. هرچه پیشرفت انسان در این زمینه بیشتر باشد، ضدارزش‌ها کمتر شده و تاریکی‌هایش به روشنایی تبدیل می‌گردد؛ در نتیجه زندگی شیرین و سختی‌ها آسان‌تر می‌شوند. تصور کنید وقتی یک انسانی دروغ نگوید، غیبت نکند، دزدی نکند، در کار دیگران تجسس نکند، دیگران را ببخشد، به دیگران بلاعوض محبت کند، به دیگران حسودی نکند، خشم خود را فرو ببرد، دشمنان را به دوستان مبدل کند و هزاران مثال دیگر از این قبیل را انجام دهد و این را بداند که چرا این کارها را انجام می‌دهد؛ برای خود بهشتی ساخته که حتی در همین بعد زمان و مکان هم از آن استفاده می‌کند؛ گویی بهشتی که خداوند آن را وعده داده است، بسته به همین دانایی می‌باشد.

کلام آخر......

از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و دکتر امین صمیمانه بابت آموزش‌های ارزشمند و عمیقی که در کنگره۶۰ ارائه می‌دهند، سپاسگزارم. این آموزش‌ها به ما کمک می‌کند که خودمان را بهتر بشناسیم، درست‌تر فکر کنیم و در مسیر دانایی و آرامش قدم برداریم. از زحمات و تلاش‌های بی‌دریغ ایشان برای خدمت به انسان‌ها و همچنین از راهنمای عزیزم خانم لیلا صالح که با عشق، صبوری و آموزش‌های ارزشمندشان چراغ راه من در مسیر دانایی و رشد بوده‌اند و هستند، تشکر می‌کنم. از همه خدمتگزاران سایت شعبه دنا شهرضا نیز که با عشق و تلاش، زمینه استفاده از این آموزش‌های ارزشمند را فراهم می‌نمایند، سپاسگزارم.

مصاحبه کننده: راهنمای تازه‌واردین همسفر مژگان
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .