English Version
This Site Is Available In English

دانایی، انسان را به تعادل می‌رساند

دانایی، انسان را به تعادل می‌رساند

دستور جلسه: «دانایی، دانایی مؤثر و سواد»

آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌ایم که چرا برخی از انسان‌هایی که تحصیلات بالایی دارند و مدارج بالای علمی را طی نموده‌اند، نسبت به بعضی از مسائل و مشکلات، واکنش‌های اشتباهی نشان می‌دهند و در مواجهه با آن‌ها بسیار خام و ناپخته عمل می‌کنند؟ چرا افراد بسیار باهوش و بااستعدادی وجود دارند که علم زندگی و پایه‌ای‌ترین مسائل حیات را نمی‌دانند و به همین دلیل دچار مشکلات و بیماری‌هایی هستند که شاید با رعایت ابتدایی‌ترین موارد، بتوانند آن‌ها را به‌سادگی حل کنند؟ پاسخ این سؤال در تفاوت میان دو مفهوم «دانایی و سواد» نهفته است.

سواد یعنی کسب اطلاعات و آگاهی‌ در یک موضوع خاص؛ یعنی آموزش دیدن و کسب علم و دانشی که هیچ‌گونه حسی نسبت به آن‌ها وجود ندارد. در حالی که دانایی به این مفهوم است که تشخیص بدهیم کی، کجا و چگونه از این علم و دانش استفاده کنیم و توانایی‌ها و قدرت خود را به‌اندازه و در جای مناسب خود به کار ببریم. علم همانند کلید است، اما دانایی یعنی تشخیص بدهیم کجا از این کلید استفاده کنیم و کجا آن را به کار نبریم. بایستی به دانایی برسیم تا تعادل لازم را کسب کنیم. به‌طور کلی، دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر لباس و در هر شکلی.

جمعیت احیای انسانی کنگره‌۶۰ معتقد است که انسان یک جهان کوچک و فشرده است؛ پس بایستی مانند یک شهر یا یک کشور، حاکم و فرمانروایی داشته باشد و همچنین ساکنینی در آن زندگی کنند. همین فرضیه باعث شد که مسئله دانایی مشخص شود. اگر دانایی را یک مثلث فرض کنیم، اضلاع آن شامل آموزش، تفکر و تجربه می‌باشد. هرگاه سه ضلع این مثلث به یک میزان به رشد و تکامل برسند، دانایی ما به دانایی مؤثر تبدیل خواهد شد. در واقع، تعادل در برابری و رشد متقارن این سه‌ ضلع به وجود می‌آید.

کسانی می‌توانند به دانایی دست پیدا کنند که بتوانند از دیوار ترس، منیت و ناامیدی عبور کنند که این واقعاً کار آسانی نیست. دانستن این موضوع که مثلث دانایی شامل تفکر، تجربه و آموزش است، هیچ کاری برای انسان انجام نمی‌دهد؛ بلکه تلاش، زحمت و ازخودگذشتگی او این کار را انجام می‌دهد؛ همان ازخودگذشتگی که بایستی با آن بتوانیم بر ناامیدی، ترس و منیت درون خود غلبه کنیم. اگر انسان توانست این‌ها را شکست دهد، آن‌وقت قدرت تشخیص پیدا می‌کند. مشکل اصلی انسان‌ها در همین نداشتن قدرت تشخیص است؛ انسان‌ها دچار گره‌ها و مشکلاتی می‌شوند، چون دلیل و ماهیت آن‌ها را نمی‌فهمند.

رشد دانایی در هر انسانی، به معنای رسیدن به تعادل و قدرت تشخیص است و در نهایت تکامل عقل این‌گونه صورت می‌گیرد. تکامل عقل یعنی قدرت حل مسئله؛ پس انسانی از نظر عقلانی رشد بالاتری دارد که بتواند مسائل پیچیده‌تر را حل کند و این فقط با دانایی اتفاق می‌افتد. برای کسب دانایی باید کارهای زیادی انجام گیرد؛ بایستی شاگردی کنیم، فرمانبردار باشیم، تواضع داشته باشیم و منیت خود را کنار بگذاریم تا بتوانیم آموزش بگیریم و از استادان و معلمان برخوردار شویم.

برای کسب تجربیات که دنیایی از احساسات را برای ما به وجود می‌آورد، باید بتوانیم با انسان‌ها رابطه برقرار کنیم و با آن‌ها به‌خوبی معاشرت و همنشینی کنیم. اگر غرور، حسادت، کینه و هرگونه احساسات آلوده و منفی داشته باشیم، قادر به برقراری ارتباط با آن‌ها نخواهیم بود؛ زیرا دائماً با آن‌ها درگیر می‌شویم. برای تبدیل دانایی به دانایی مؤثر، بایستی روی نقاط ضعف خود و ضلع ضعیف‌تر مثلث دانایی درون خود تمرکز کنیم و بر روی آن کار کنیم تا بتوانیم به تعادل برسیم.

این مقاله را با کلامی زیبا از استاد سردار به پایان می‌رسانم: «میزان دانایی، سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. بایستی انسانی اندیشید.»

منابع: جزوه جهان‌بینی یک؛ دکتر امین دژاکام، فایل‌های صوتی «سواد» ، «دانایی مؤثر»: دکتر امین دژاکام، کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر»؛ مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر سپیده (عضو لژیون سردار)
رابط خبری: راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان لژیون سردار
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون هفتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی شیخ‌بهایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .