English Version
This Site Is Available In English

درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان

درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان

دیده‌بانان ستون‌های کنگره هستند که بنای کنگره بر شانه‌های آن‌ها استوار خواهد بود، بنابراین همه ما به آن‌ها احترام می‌گذاریم. (بنیان کنگره۶۰)

مسافر علی با آنتی ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. با روش DST با داروی Opium و با راهنمایی آقای مهندس دژاکام سفر کردند و در حال حاضر ۲۴ سال و ۱۰ ماه است که رها هستند. در ضمن مدت ۱۱ ماه با داروی آدامس نیکوتین با راهنمایی آقای مهندس سفر نیکوتین را انجام دادند و ۱۳ سال است که از بند نیکوتین آزاد و رها هستند. ایشان سال ۱۳۸۰ در آزمون راهنمایی قبول شدند و از اسفند ۱۳۸۰ وارد خدمت راهنمایی شدند. در سال ۱۳۸۳ آغاز نامه‌ای با عنوان «چالش‌های درمان اعتیاد» نوشتند و پس‌ از آن شال آبی را گرفتند. همچنین سابقه ۳ سال مرزبانی و حدود ۱۰ سال ایجنتی دارند و در شعب مختلفی ازجمله آکادمی، انقلاب، اصفهان، هیدج و شادآباد خدمت کرده و لژیون داشته‌اند. در سال ۱۳۸۱ به‌عنوان «سیتی‌زن دیده‌بانی» انتخاب شدند و در سال ۱۳۸۲ به جایگاه دیده‌بانی رسیدند و در بخش تحقیقات خدمت خود را آغاز کردند. مسافر علی علاوه بر دیده‌بان تحقیقات، مسئولیت‌های دبیر کنگره دیده‌بانان، جانشین نگهبان کنگره۶۰، دیده‌بان لژیون‌های تازه تأسیس و ویلیام وایت را هم بر عهده داشته‌اند. به مناسبت هفته دیده‌بان، فرصتی دست داد تا پای صحبت‌های دل‌نشین و آموزنده ایشان بنشینیم.

شما بیش از ۲۰ سال است که در جایگاه دیده‌بانی خدمت می‌کنید. اگر به سال‌های ابتدایی دیده‌بانی خودتان برگردید، چه چیزی را آن زمان درباره این جایگاه نمی‌دانستید که امروز، بعد از این همه سال، عمق آن را بهتر درک می‌کنید؟

از این‌که این مصاحبه را ترتیب دادید. تشکر می‌کنم، از تمام اعضاء کنگره۶۰، نمایندگی آکادمی، قسمت همسفران، مسافرانِ اینجا و مرزبانان. جلسه‌ خیلی خوبی در شعبه‌‌ آکادمی که الآن در سیمرغ است، داشتیم. به‌هرحال من وظیفه‌ خودم می‌دانم از همه‌ اعضاء نمایندگی تشکر کنم. اصولاً درک ما در طول حضورمان در کنگره۶۰ با توجه به آموزشی که می‌بینیم، دائماً در حال تغییر است. آگاهی ما تغییر می‌کند، مسائل برای ما رنگ و بویش عوض می‌شود. من یک مثال می‌زنم: «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را وقتی در سفر اول هستید و می‌خوانید، یک برداشت دارید، وقتی به انتهای سفر اول می‌رسید، برداشت دیگری دارید، وقتی وارد سفر دوم می‌شوید، برداشت دیگری پیدا می‌کنید و وقتی بعد از ۵ سال رهایی آن را می‌خوانید، بازهم چیز دیگری از این کتاب می‌فهمید. دائماً در فواصل زمانی مختلف که این کتاب را مطالعه می‌کنید می‌بینید این کتاب انگار تغییر کرده؛ درصورتی‌که کتاب تغییر نکرده، ما با توجه به آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ می‌بینیم تغییر کرده‌ایم، نگرش ما و سطح آگاهی ما تغییر کرد؛ بنابراین درک ما از خدمت‌ها به همین شکل متفاوت است. درک ما از جایگاه دیده‌بانی قطعاً آن چیزی که روز اول بوده با الآن متفاوت است. آقای مهندس می‌گویند: «ما هر چه‌قدر جلوتر می‌رویم مثل درخت که هر چه‌قدر بارش بیشتر، افتاده‌تر می‌شود، متواضع‌تر می‌شویم». من فکر می‌کنم همه‌ دیده‌بان‌ها، اصلاً نه فقط دیده‌بان‌ها، همه‌ کسانی که در کنگره۶۰ خدمت می‌کنند، هر چه‌قدر طول مدت خدمتشان بیشتر می‌شود، محبتشان، احترامشان بیشتر می‌شود و می‌فهمند که این جایگاه فقط و فقط برای خدمت است و آن خدمت فرودش به یک سفر اولی می‌آید. در کنگره۶۰ باز است، ما یک شیشه‌ای، تریاکی و‌ هروئینی را پذیرش می‌کنیم و او باید این سفر را طی کند و مانند این است که همه جایگاه‌ها این سفر را ساپورت می‌کنند، مرزبان مرزبانیِ این سفر، ایجنت ایجنتیِ این سفر، دیده‌بان دیده‌بانیِ این سفر. همه دارند خدمت می‌کنند که یک سفر اولی این سفر را به بهترین شکل ممکن طی کند و به رهایی برسد تا درمجموع آمار رهایی‌مان بالا برود، آمار قبولی راهنماهایمان بالاتر برود، کنگره را بتوانیم توسعه بدهیم و شعبه‌های بیشتر و باکیفیت‌تر تأسیس کنیم، خدمات بیشتری به مردم ارائه دهیم، هرکجا که هستند.

ما گاهی تصور می‌کنیم سخت‌ترین قسمت مسیر، رسیدن به رهایی است؛ اما پیام سفر دوم می‌گوید بعد از رهایی، تازه مرحله دیگری آغاز می‌شود. شما که بیش از ۲۰ سال از رهایی‌تان گذشته، امروز سخت‌ترین قسمت سفر را کجا می‌بینید: رهایی از مواد، رهایی از ضد ارزش‌ها یا رهایی از برداشت‌هایی که انسان درباره خودش پیدا می‌کند؟

بارها آقای مهندس گفته‌اند: «کنگره۶۰ یک مرکز برای ترک اعتیاد نیست، کنگره۶۰ حتی یک مرکز برای درمان اعتیاد هم نیست. کنگره۶۰ جایی است که کارش پرورش استاد است». آقای مهندس می‌گویند: «درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است»؛ یعنی ما می‌خواهیم به تعادل برسیم. وقتی صحبت از تعادل می‌کنیم، به‌هرحال یک طیف بسیار وسیعی دارد. از آموزش، آگاهی، تصفیه و تزکیه، همه‌ این‌ها دست‌به‌دست هم می‌دهند تا ما انسان متعادل در تمام سطوح زندگی شویم؛ بنابراین نمی‌توانیم بگوییم دقیقاً کجای مسیر سخت‌تر است. سفر اول بار خودش، شرایط خودش و مختصات خودش را دارد. سفر دوم باز به شکل دیگری. درمجموع این فرایند ادامه دارد برای رسیدن به تعادل، تعادل بیشتر و تعادل حداکثری. در نوشتارها می‌گوید: برای رسیدن به هدفمان سه سفر را باید طی کنیم: سفر اول از مصرف مواد مخدر تا قطع آن (دقیقاً در نوشتارها هست)، سفر دوم از قطع مصرف تا رسیدن به خود و سفر سوم از رسیدن به خود تا رسیدن به قدرت‌مطلق یا خالق خود. می‌گویند: برای رهایی از اعتیاد، دو سفر الزامی است؛ ولی به‌هرحال مسیر همیشه هست و ادامه دارد. این داستان تا ابدالدهر ادامه دارد.

امروز شاهد افزایش مصرف سیگار و قلیان میان خانم‌ها هستیم و خیلی از همسفران شاید آن را یک تخریب جدی ندانند. به‌عنوان دیده‌بان درمان اعتیاد به سیگار، مهم‌ترین پیامی که برای همسفرانی دارید که هنوز برای درمان سیگار یا قلیان اقدام نکرده‌اند یا از ورود به لژیون درمان اعتیاد به سیگار می‌ترسند چیست؟

این دیگر اثبات شده است که در کنگره۶۰ ما برای سیگار از لفظ آنتی‌ایکس استفاده می‌کنیم. وقتی می‌گوییم آنتی‌ایکس، یعنی مثل بقیه‌ مواد مخدر، مثل هروئین، تریاک و شیره، از سد خونی مغز رد شده، در سیستم عصبی مداخله و سیستم ایکس را تخریب می‌کند و جایگزینی انجام می‌شود. تمام چیزهایی که برای مواد می‌گوییم و در فیزیولوژی بدن اثر می‌گذارد در سیگار هم اتفاق می‌افتد در قلیان که بدتر از سیگار، به‌هرحال اعتیاد است دیگر. خودشان می‌دانند، هر زمان که تشخیص بدهند و برای درمان اقدام کنند، قطعاً تخریب کمتری برای خودشان ایجاد می‌کنند. ما الآن در قسمت خانواده، در قسمت لژیون ویلیام وایت خیلی قوی هستیم و تعداد زیادی (آمار دقیقش را نمی‌دانم) راهنمای درمان اعتیاد به سیگار و قلیان داریم. همسفرهای خیلی زیادی آمدند، درمان شدند و رها شدند. ان‌شاءالله که بقیه هم بیایند.

در ۱۰ سال ایجنتی، سخت‌ترین لحظه‌ای که باید بین «اجرای قاطعانه قانون» و «محبت به یک مسافر در حال لغزش» یکی را انتخاب می‌کردید چه بود؟

ترکیبی از هر دو. ما در کنگره۶۰ قوانین را اجرا می‌کنیم؛ ولی نه قاطعانه. قوانین را خیلی به نرمی و با محبت و احترام اجرا می‌کنیم. به نظر من نمی‌توانیم این‌ها را تفکیک کنیم؛ یعنی ما در کنگره۶۰ در طول سال‌ها قوانین را همیشه همراه با احترام و محبت اجرا کرده‌ایم و الگوی ما خود آقای مهندس هستند. آقای مهندس هم وقتی قانون را اجرا می‌کنند، چه‌قدر مهلت می‌دهند! مثلاً برای کاهش وزن، آقای مهندس چند سال است دارند صحبت می‌کنند. چند بار تا حالا به راهنماها و خدمتگزارها ۶ ماه، ۱ سال، ۳ ماه مهلت داده‌اند؛ ولی یک جای دیگر می‌گویند: «نه مهلت تمام شد. حالا دیگر هرکسی بالای ۱۵ کیلوگرم اضافه‌وزن دارد، باید بیاید، مثلاً خدمتش معلق می‌شود». بازهم برای اضافه‌وزن ۱۵ کیلوگرم فرجه گذاشتند؛ بنابراین الگوی ما آقای مهندس است. آقای مهندس کاهش وزن را قاطعانه و یک‌مرتبه اجرا نکردند. در طول سال‌ها آرام‌آرام گفتند، مهلت دادند و یک جایی به‌هرحال قاطعیت بیشتر شد؛ ولی بازهم نه این‌که بگوییم خیلی قاطعانه. همیشه چاشنی کار محبت بوده و هست. احترام و محبت باید باشد؛ اگر نباشد، واقعاً اجرای قاطعانه قوانین همیشه تنش و مشکل ایجاد می‌کند. حتماً باید با نرمی و ملایمت، فرصت و محبت عجین باشد.

در این ۲۵ سال همراهی، مهم‌ترین درس مدیریتی یا زندگی که مستقیماً از رفتار و منش مهندس دژاکام یاد گرفتید چه بود؟

ما هیچ‌ وقت ندیدیم آقای مهندس از کلمه‌ مدیریت استفاده کنند. آقای مهندس می‌گویند: «ما اینجا رئیس نداریم، من رئیس نیستیم». رئیس از واژه‌ رأس می‌آید و هم‌خانواده‌ رأس هست؛ به آن‌کسی که در رأس قرار دارد رئیس و به آن‌کسی که پایین‌تر از رأس قرارگرفته، مرئوس می‌گویند. آقای مهندس می‌فرمایند: «من رئیس نیستم، من نگهبان کنگره هستم». نگهبانی اصلاً حس بدی ندارد. خیلی از ما ممکن است از کلمه‌ رئیس ذهنیت خوبی نداشته باشیم؛ ولی نگهبانی اصلا‌ً حس بدی ندارد. حالا شاید مثال خوبی نباشد، خود آقای مهندس هم این مثال را زدند. مثلاً یک چوپان بر گوسفندان ریاست و حکومت نمی‌کند؛ بلکه از آن‌ها حفاظت و در برابر خطرات نگهبانی می‌کند. آقای مهندس هم به همین شکل کنگره را اداره و هدایت می‌کنند و این موضوع حس خوبی به ما می‌دهد. آقای مهندس می‌گویند: «من در رأس کنگره نیستم، من کف کنگره هستم، ریشه هستم.» یعنی ساختار کنگره را به یک درخت تشبیه کرده که آقای مهندس (بنیان کنگره) ریشه هستند، دیده‌بان‌ها (ستون‌های کنگره) تنه درخت، شعب شاخه‌های اصلی، خوشه‌ها لژیون‌ها و تازه‌واردین هم تقریباً می‌شود گفت شکوفه‌ها هستند. بنابراین مهم‌ترین درسی که از آقای مهندس در اداره کنگره۶۰ گرفتیم، اول‌ازهمه صبرشان بود. به نظر من که در طول این ۳۰ سال راجع به مشکلات و تغییراتی که در کنگره۶۰ می‌خواستند ایجاد کنند، چه‌قدر صبوری داشتند و آرام‌آرام و به بهترین شکل این تغییرات را ایجاد کردند و هیچ‌وقت با عجله و بدون تفکر کاری را در این سال‌ها انجام ندادند. راجع به یک مسئله فکر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. به نظر من همه‌چیز با وادی اول، صبر و تفکر شروع می‌شود و در آخر هم به وادی چهاردهم، مهر و محبت می‌رسیم. من قطعاً می‌دانم آقای مهندس ما را از خودمان بیشتر دوست دارند.

سخت‌ترین گره جهان‌بینی که خود شما در جایگاه دیده‌بانی با آن مواجه شدید و مجبور به تغییر زاویه دید خود شدید، چه بود؟

این‌که بتوانیم انسان‌ها را ببخشیم و گذشت داشته باشیم تا دیگران هم ما را ببخشند.

از دیده‌بان مسافر علی بابت وقت که به این گفتگو اختصاص دادند بی‌نهایت سپاسگزاریم. سایه‌شان مستدام و نور خدمتشان تا همواره روشنایی‌بخش مسیر مسافران و همسفران باد.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: راهنمای تازه‌واردین همسفر هلیا
عکاس: همسفر آیدا مرزبان خبری
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .