English Version
This Site Is Available In English

باید آموزش را کاربردی انجام بدهیم

باید آموزش را کاربردی انجام بدهیم

هفتمین جلسه از دوره چهل و هفتم، کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی ابوریحان با استادی مرزبان محترم مسافر حمید،نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر ابراهیم، با دستور جلسه  "دانایی، دانایی موثر، سواد" در روز شنبه 7 مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر .در موردجلسه ؛«دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. اول اصلاً باید ببینیم سواد چیست؟ دانایی چیست؟ دانایی مؤثر چیست؟ خیلی قشنگ آقای دکتر امین در جزوه جهان بینی باز کرد. قبل از کنگره فکر می‌کردم هر چقدر سوادم بیشتر می‌شد، دانایی‌ام  بیشتر است! اما در کنگره واژه‌ها را معنی‌هایشان را فهمیدم که سواد اصلاً چیست و برای چه است. کسی هست سواد دارد، استاد دانشگاه هستند، ولی شاید از یک مصرف کنده دانایش کمتر باشد. من اگر دانایی الان را داشتم مصرف نمی‌کردم. شاید آن موقع فکر می‌کردم دانایی هست و انواع و اقسام مواد مخدر را مصرف می‌کردم، فکر می‌کردم سوادم  خیلی بالا است  ولی در کنگره فهمیدم دانایی چیست. آقا امین در سی‌دی خیلی قشنگ گفت: «انسانی که به دانایی نرسه، بخواد برسه باید از آن لایه‌های سخت و رنج عبور کنه». پس کسانی که سفر اول بودند و وارد سفر دوم شدند، صد درصد (چه همسفرها چه مسافران) از آن لایه‌های سخت و رنج و سختی عبور کردند تا بدانند دانایی چیست. وقتی اینجا نشستم، راهنما شدم، ایجنت شدم، مرزبان شدم، دیده‌بان شدم، اسیسانت شدم، همه‌شان را رد کردم. پس به هیچ عنوان نباید نفرین خداوند بدانیم این‌ها رحمت است. من شاید یکی دو سال پیش می‌گفتم این رحمت نیست، این عذاب خدا برای من فرستاده چون به آن دانایی نرسیده بودم اصلاً؛ ولی الان می‌دانم این‌ها رحمت است. باید این سختی‌ها را بگذرید، تمام لایه‌ها را بگذرید تا بتوانی به آن دانایی برسی. حالا من اگر به دانایی رسیدم، در سفر اولم گوش دادم، راهنما گفت این کار را کن، این کار را کردم؛ حالا قرار است در سفر دوم همان‌جا بگویم و آن مثلث را کامل کنم؛ باید کاربردی‌اش کنم. مهندس همیشه می‌گوید در هر بحثی که ما می‌کنیم، مثلث می‌‌آید، باید آموزش را کاربردی انجام بدهیم. انجام می‌دهم؟ می‌توانم دانایی مؤثرش بکنم، می‌توانم کاربردی بکنم. خودم همیشه مثال می‌زنم: من امروز مرزبان هستم، حرف ایجنت را گوش می‌کنم، کارایی که می‌خواهد انجام می‌دهم، راهنما کاری را که می‌گوید انجام می‌دهم؛ اگر انجام بدهم، می‌شود دانایی مؤثر، چون یک پله بالاتر از من است. به آن دانایی مؤثر رسیده، سه ضلع مثلث را با هم برده بالا؛ تفکر و تجربه و آموزش را همزمان با هم آموزش دیده، یاد گرفته چطور ببرند بالا. یک ضلع رو  نبرده بالا، دو ضلع را ول کند. من  باید سعی کنیم به آن مرحله برسم. اگر برسیم، راحت به آن دانایی می‌رسیم؛ می‌توانیم ماهیت‌ خواسته هایم را تشخیص دهیم، چه معقول چه غیرمعقول. اگر برسم، آموزش می‌گیرم، تجربه می‌کنم، تفکر می‌کنم، توانستم ماهیت‌ها را تشخیص دهم، آن وقت دیگر می‌دانم چه بد است یا چه خوب است.

اگر الان این فکر را داشته بودم ۲۴ سال پیش، می‌گفتم من مصرف نمی‌کردم، این همه بلا سر خودم نمی‌آورد، راهی بیمارستان نمی‌شدم، راهی  اتاق عمل نمی‌‌شدم، تا مرگ نمی‌رفتم؛ بابت همان نادانی‌هایی که داشتم. آن مثلث، جهالت بوده؛ فکر می‌کردم دانایی است، ولی مثلث جهالت بوده، منیت هم بوده، ناامیدی بوده، ترس بوده؛ به هیچ عنوان مثلث دانایی نبوده که بخواهم به دانایی مؤثر برسم. پس در کنگره اول آموزش می‌گیرم، مثلث را رعایت می‌کنم. توی دانایی هم اصلاً تفکر و خالی ملاک نیست؛ باید سه ضلع بیاید. خب، حالا من تفکر می‌کنم، تمرین می‌کنم؛ این‌جوری به دست می‌آید، نه این‌جوری. باید آن دو ضلعش را هم بیاوریم بالا، باید آن دو ضلعش را هم آموزش ببینیم و تجربه کنیم. اگر هر کدام از این ضلع‌ها را نتوانیم انجام بدهیم، مثلث جهالت جلو ایستاده است. خیلی هم سخت است، خیلی خیلی سخت است که بخواهیم از منیت کنار بیاییم.اگر بتوانم به این‌ها غلبه کنم، بتوانم آن مسیر را بروم میتوانم دانایی مؤثرش کنم.خیلی هم راحت است. فرمان‌برداری من از همین سفر اول است؛ اولین حرفی که می‌خواهم به دانایی مؤثر برسم، فرمان‌برداری است. فرمان‌بردار، راهنما هم هست!  سی‌دی را به موقع می‌نویسم، دارویم را به موقع می‌خورم.از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید تشکر میکنم.
خلاصه نویسی مسافر منصور ل۱۸
عکس و ضبط صدا مسافر میلاد ل ۱۷
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد ل ۵
مرزبان کشیک مسافر رضا
تهیه شده در گروه سایت شعبه ابوریحان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .