تعریف دانایی در کنگره۶۰ یعنی ماهیت تشخیص خواستهها در هر لباس و شکلی؛ ما برای این تشخیص احتیاج به سه مؤلفه داریم که اضلاع مثلث دانایی را تشکیل میدهند که عبارتند از تفکر، تجربه و آموزش. دانش کنگره و آموزشهای جهانبینی دکتر امین من را آگاه کرد. من از دانایی فقط ضلع تفکر، یعنی دانستن مطالب را بلد بودم، اما دو ضلع دیگر در من وجود نداشت و این همان دو نقطه از نقاط ضعف من بود. دیدن نقاط ضعف من، تازه شروع آموزش من بود. وقتی چشم گفتن را یاد گرفتم، تازه فهمیدم نیاز به آموزش و تجربه دارم؛ آنوقت بود که تحولات زیادی در زندگی من رخ داد و خواستههایم کم کم به تحقق رسید.
من همسفر قبل از ورود به کنگره همیشه سعی میکردم تمام مسائل را با تفکر خودم حل کنم. برای اینکه فکر میکردم این من هستم که همه چیز را میدانم و شروع میکردم به نقشه کشیدن برای خرید خانه، ماشین، انتخاب همسر، ادامه تحصیل و... اما متاسفانه مشکلات زیادی سد راه من بودند و همیشه آنطور که من میخواستم پیش نمیرفت و برعکس آنچه من تصور میکردم اتفاق میافتاد. خدا را شکر وارد کنگره شدم و فهمیدم که تفکر و دانستن، به تنهایی قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید. تفکر غلط خودم که میگفتم: من میدانم، همان منیت من بود. ضلعی که در مثلث جهالت قرار دارد.
مثلث جهالت شامل سه ضلع منیت، ترس و نامیدی است. منیت در مقابل آموزش، ترس در مقابل تفکر و ناامیدی در مقابل تجربه قرار دارد. من هیچوقت فکر نمیکردم که منیت دارم و خود را انسان دانا و فهمیده میدانستم. مطالب زیادی میدانستم و این فقط در حد دانستن بود. کسی که میگوید من میدانم، دقیقاً دلیل بر نادانی اوست. این سؤال سالها ذهنم را مشغول کرده بود که چرا بعضی از زنان با وجود سواد کم، همسران با سواد دارند و برعکس؟ جواب این سؤالم را در کنگره یافتم. انسانها بر اساس حسها، دانایی و خواستههای عقلانی یا غیرعقلانی خودشان، یکدیگر را جذب میکنند.
انسان با سواد با انسان دانا فرق دارد. گفته شد که تعریف دانایی، یعنی ماهیت تشخیص خواستهها در هر شکل و در هر لباسی؛ اما سواد، دانستن اطلاعات، دانش یا علم در مورد یک موضوع است. علم و دانش به انسانها کمک میکند تا مشکلات خود را حل کنند؛ اما دانایی یعنی اگر من روزی با علم و دانش خود چیزی را کشف یا خلق کردم، تشخیص بدهم که آن را چگونه و کجا مورد استفاده قرار بدهم؟ اگر دانشمندی آنتیویروس یا بمب درست میکند؛ از اینها کجا و چگونه استفاده کند بستگی به دانایی او دارد. حال اگر بخواهیم در مورد دانایی مؤثر صحبت کنیم؛ اگر یک همسفر تفکر کند، آموزش بگیرد، تجربه کسب کند و در ادامه آنها را اجرایی کند، دانایی او تبدیل به دانایی مؤثر میشود.
برای رسیدن به داناییمؤثر هر سه ضلع باید به میزان مساوی رشد کند. به عنوان مثال من سالها در کنگره فقط سیدی مینویسم، اما نکاتی که آقای مهندس میگویند را آموزش نمیگیرم و تجربه هم نمیکنم. او اگر میگوید که شب دیر خوابیدن بد است و اضافه وزن خوب نیست، اگر میگوید خودت و جسمت را بشناس و من همسفر متوجه میشوم ولی به آنها عمل نمیکنم و فقط در حد دانستن است، بسیار زیبا هم به دیگران توضیح میدهم، اما چه فایده دارد وقتی حتی نمیتوانم یکی از اینها را به اجراء در بیاورم؟ برای مثال اگر من بخواهم وزن خودم را کاهش دهم، ابتدا باید تفکر کنم، راه درست را انتخاب کنم و پس از گرفتن آموزش، شروع کنم به تجربه کردن؛ اگر توانستنم هر سه ضلع مثلث دانایی را به یک اندازه عملی کنم، یعنی از دانایی به داناییمؤثر رسیدهام.
دانش کنگره به من آموخت، انسان به تنهایی نمیتواند آموزش بگیرد؛ چون آموزش در جمع صورت میگیرد. انسان دانا میداند اگر قرار است به آرامش و تعادل برسد، باید غرور، منیت، ترس و ناامیدی خود را کنار بگذارد و تحت آموزش قرار بگیرد؛ البته نه هر آموزش، راه و علمی! به قول آقای مهندس علمی درست است که قوانین درست زندگی کردن را به ما یاد دهد و همچنین دکتر امین در سیدی علم میفرمایند: علمی درست است که به راستی و درستی دلالت کند. در ادامه ایشان در سیدی دانایی مؤثر میفرمایند: هر زمان انسان به آگاهی برسد و تشخیص بدهد که کدام مکان، کدام زمان و کدام خواسته را چگونه و به چه شکل اجراء کند و توان انجام آن را به دست بیاورد، کم کم یاد میگیرد مشکلات خویش را حل کند و تبدیل به انسان دانا و توانمندی بشود. فرق زیادی است بین دانستن تنها و عملی کردن دانستهها؛ زیرا دانایی به سواد داشتن نیست.
منابع: جهانبینی۱و۲ و سیدی دانایی مؤثر (استاد امین)
نویسنده: راهنما همسفر ایران (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
52