تا جایی که متوجه شدم در کنگره۶۰ دستور جلسات بر حسب نیاز مسافر و همسفر، انتخاب و برنامهریزی میشود. دانایی، دانایی مؤثر و سواد از جمله دستور جلسات مهمی است که مستقیمآ به جهانبینی مرتبط میباشد. واژه یا کلمه دانایی، به معنای قدرت تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی است. استاد سردار در جملهای کوتاه به زیبایی عنوان میکند؛ میزان دانایی؛ به سواد نیست، به تمدن نیست، مانند انسان به لباس پوشیدن نیست. بایستی انسانی اندیشید. اگر به عمق این جمله نگاه کنیم پی میبریم که علامت و نشانه دانایی به داشتن سواد و میزان تحصیلات نیست، به متمدن بودن و یا به اصطلاح، امروزی بودن هم نیست بلکه نشانه درست آن، جنس اندیشه و تفکر ما است.
اینکه انسانها در دوراهیها یا چندراهیهای زندگی و یا در مسائل و مشکلات چگونه تدبیر و عمل کنند به میزان دانایی آنها بستگی دارد. آقای دکتر امین که استاد و آموزگار جهانبینی در جمعیت احیاء انسانی کنگره۶۰ هستند برای درک و فهم موضوع بسیار مهم دانایی، مثلثی را ارائه نمودند که تفکر، آموزش و تجربه سه ضلع آن را تشکیل میدهند. اگر فردی با تفکر و اندیشه ساختار درستی را انتخاب کند و در مسیر آن آموزش ببیند و در ادامه تجربه کسب نماید به دانایی میرسد. اما اینجا پایان کار نیست؛ زیرا درون مثلث دانایی، مثلث دیگری را ترسیم نمودند به نام داناییمؤثر و تا زمانی که اضلاع مثلث دانایی به یک اندازه نباشد اثر و نتیجه مناسبی به دنبال نخواهد داشت.
به عنوان مثال اگر فردی تجربه زیادی داشته باشد اما تفکرش کم باشد و یا تفکر باشد ولی آموزش کافی نباشد آن دانایی فقط در حد دانستن است و توان عمل به آن را نداریم. از نظر من تعداد کثیری از انسانها مثلث بزرگی از دانایی را در خود دارند و بسیاری از دانستنیها را میدانند ولی مثلث کوچکی از داناییمؤثر را دارا هستند و به همین دلیل توان اجراییکردن را ندارند. یک جملهای بسیار ارزشمند از استاد سردار عنوان کنم که میگوید؛ برای باورها ارزشی نیست. باور، اعتقاد یا علم و دانشی که ما به آن عمل نمیکنیم ارزشی ندارد. نکته حائز اهمیت این موضوع را باید مدنظر داشته باشیم که دانایی و داناییمؤثر جدایی ناپذیرند.
برای رسیدن به داناییمؤثر، یعنی عملنموندن یا کاربردی کردن دانستنیها باید از مسیر دانایی عبور کرد. ابتدا با تفکر، آموزش و تجربه در مسائل به دانایی برسیم و در ادامه آرام آرام به داناییمؤثر تبدیل نماییم. در مورد موضوع سواد و ارتباطش با این مقوله، باید عنوان کنم تا قبل از ورودم به کنگره تصور من اینگونه بود که انسانهای باسواد و یا با درجه علم و دانش بالا، قطعا افراد دانایی هم هستند اما با بالا رفتن آگاهیها و آموزشهایی که در کنگره بدست آوردم و دقت بیشتری کردم، متوجه شدم در اطرافم چه بسیارند انسانهایی که از درجه علم و دانش بالایی برخوردارند ولی ما شاهد رفتارهایی از ایشان هستیم که اوج بیتعادلی آنها را به وضوح نمایان میکند.
هستند افرادی که سواد کافی ندارند ولی در برابر مسائل زندگی و یا در برخورد با دیگران بسیار درست و انسانی رفتار میکنند. پس بدانیم که با سواد بودن نشانه دانایی و بیسوادی نشانه نادانی نیست. من به لطف آموزشهای بینظیر کنگره آموختم که برای پشتسر گذاشتن هر تاریکی به ویژه تاریکی اعتیاد، تنها سلاحمان به دستآوردن دانایی و کاربردی نموندن آن میباشد. خوشبختانه مسیر و هدف کنگره.۶۰، چیزی جز رسیدن به دانایی و عملکردن به آن نیست و هر شخصی در رفتار و عملکردش میتواند درجه دانایی یا نادانی خود را نمایان کند و نشان دهد که به تعادل رسیده است یا نه؟ چون میوه و ثمره درخت دانایی، داشتن تعادل در ظاهر و باطن است.
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مینا (مرزبان خبری)
ویرایش: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
62