روزهایی که در عمق تاریکی و ناامیدی، خانه و کاشانهمان اسیر طوفان جهل و اعتیاد بود نه مسافر امیدی به رهایی داشت و نه همسفر رمقی برای ادامه و صبوری در این مسیر سخت داشت اما نوری در آسمان تاریک زندگیمان تابید و پایمان به مکانی مقدس به نام کنگره ۶۰ باز شد؛ جایی که عشق و محبت، بلاعوض جاری بود و دستهای گرمی منتظر احیای جانهای خسته. کم کم دیدیم که این کشتی بزرگ و استوار، بر امواج سهمگین ناامیدیها با صلابت پیش میرود و در رأس نظارت و هدایت این مسیر امن، ستونهایی استوار و بیادعا ایستادهاند که آنان را «دیدهبان» مینامند.
دیدهبان یعنی چشم بینای کنگره. شما همانهایی هستید که روزی درد مسافر و رنج همسفر را با تمام وجود زیستهاید و اکنون با عبور از بوتههای آتش، صیقل خورده و تبدیل به مظهر عشق، عقل و ایمان گشتهاید. من همسفر، رهایی، کرامت و تولد دوبارهام را مدیون بستر امنی هستم که شما فراهم کردید و آرامش امروز خانهام را ثمره نگاه بیدار و قوانین مدبرانه شما میدانم.
شما خستگیناپذیر، از این شعبه به آن شعبه، فرسنگها راه را برای احیای یک نفس گز میکنید. چه شبها که در سرما و گرما در سفر بودید تا یک خانواده طعم شیرین زندگی را دوباره بچشد. نظارت شما از سر عشق است، تصمیمهایتان بوی عدالت میدهد و گامهایتان چراغ راه عمل سالم است. شال سفید دیدهبانی بر دوش شما، نشان پاکی نیّت و رسالت خدمت به دردمندان است. در نگاه آرام و مهربانتان، درس تواضع و افتادگی نهفته و در رفتارتان، اوج انضباط و وفاداری موج میزند. شما ستونهای نامرئی این بنای استوارید که بدون هیچ چشمداشتی، تکیهگاه خستگان شدهاید.
مسافران با دیدن استواری شما باور کردند که میتوان از ظلمت به اوج رهایی رسید، و همسفران در سایه مدیریت و دلسوزی شما آموختند که عشق واقعی یعنی گذشت و خدمت عاشقانه. آموزشهای بنیان کنگره با نظارت و دستان توانمند شما در رگهای این مجموعه جاری میشود. هر لبخندی که بر لب کودکی میآید از بند اعتیاد پدر مینشیند و هر مادری که سر بر سجده شکر میگذارد، دعای خیری است که در توشه راه شما جاری میشود.
حضور شما به ما یادآوری میکند که پایان هر نقطه، سر آغازی شکوهمند برای خدمت است. شما نشان دادید که انسان میتواند به چنان درجهای از بخشندگی برسد که تمام زندگیاش وقف احیای دیگران شود. ما مسافران و همسفران با تمام وجود، باران رحمت وجودتان و زحمات بیوقفهتان را ارج مینهیم. هفته دیدهبان فرصتی است اندک تا قدردان گوشهای از فداکاریها و بیداریهای شبانهروزیتان باشیم. دستهای پرمهرتان را به پاس سالها ایستادگی، خدمت خالصانه و نگاه پرامیدتان میبوسیم و از صمیم قلب آرزومندیم سایه پرمهرتان بر سر این خانواده بزرگ تا ابد مستدام و پایدار بماند.
نویسنده: مرزبان همسفر زهره رهجوی ایجنت همسفر فخری
عکاس: همسفر ناهیده رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون اول)
ارسال: راهنمایتازهواردین همسفر مرضیه (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
102