گاهی زندگی ما را وارد مسیری میکند که خودمان انتخاب نکردهایم؛ مسیری پر از نگرانی، خستگی، اشک و سؤالهای بیجواب. اما شاید بعضی مسیرها آمدهاند تا چیزی را درون ما بیدار کنند؛ چیزی به نام امید. کنگره به من یاد داد که همسفر بودن فقط کنار مسافر قدم برداشتن نیست؛ همسفر بودن یعنی در این مسیر خودت را پیدا کنی، یعنی یاد بگیری به جای غرق شدن در گذشته و ترس از آینده، امروزت را زندگی کنی و باور داشته باشی که انسان میتواند تغییر کند، دوباره شروع کند و از دل تاریکی به روشنایی برسد.
گاهی فکر میکنیم معنای زندگی این است که همهچیز همانطور که ما میخواهیم پیش برود؛ اما شاید معنای واقعی زندگی، رشد کردن در میان سختیها باشد، در اینکه از رنجهایمان چیزی یاد بگیریم، قویتر شویم و دست کسی را که در کنارمان است، با محبت بگیریم. من به عنوان یک همسفر فهمیدم که امیدوار باشم، حتی وقتی راه طولانی است باز هم قدم بعدی را بردارم. اگر امروز سخت گذشت، باور داشته باشم که فردا میتواند متفاوت باشد؛ یعنی به قدرت انسان برای بازگشت، درمان و رهایی ایمان داشته باشم.
کنگره به من یاد داد که انسان پایانناپذیر است؛ گاهی فقط نیاز دارد راه درست را پیدا کند، آموزش ببیند و فرصت دوباره داشته باشد. چه زیباست وقتی میبینی در این مسیر فقط مسافر به سمت رهایی حرکت نمیکند؛ همسفر نیز آرامآرام از ترس، نگرانی و گذشته عبور میکند و به آرامش میرسد. امروز بیشتر از همیشه باور دارم که زندگی با تمام فراز و نشیبهایش، ارزش ادامه دادن دارد؛ چون همیشه جایی برای امید هست، همیشه میتوان دوباره شروع کرد و از یک پایان، آغازی تازه ساخت.
امیدوارم روزی برسد که همه مسافران و همسفران معنای واقعی رهایی، آرامش و زندگی را با تمام وجود لمس کنند.
نویسنده: همسفر فاطمه
ویرایش و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
60