من وقتی به سفر خودم نگاه میکنم میبینم؛ شاید بعضی از سختیها را آنطور که باید نسبت به دیگران، تجربه نکردهام یا بعضی را بیشتر تجربه کردهام اما همانطور که در سیدی مسافر تنها گفته میشود این را به هیچوجه به حساب بهتر یا بدتر بودن شرایط خودم نمیگذارم. هر مسافر، سفر خودش را دارد و قرار نیست من سفرم را با سفر مسافر دیگری مقایسه کنم.
آقای مهندس در سیدیهای مختلف درباره پسانداز صحبت کردهاند. وقتی بیشتر به این موضوع فکر میکنم، میبینم پسانداز فقط پول نیست. من میتوانم آموزش را هم برای آیندهام پسانداز کنم.
ممکن است امروز یک مطلب را یاد بگیرم و احساس کنم خیلی به کارم نمیآید، اما چند وقت بعد در یک شرایط سخت، همان آموزش به کمکم بیاید. برای من خیلی از سیدیها همینطور بودهاند. مطالبی که شاید در زمان شنیدنشان خیلی به آنها توجه نکرده بودم، بعدها در مشکلات زندگی به یادم آمدند و کمکم کردند بهتر تصمیم بگیرم.
این برای من یک تلنگر بود که بیشتر قدر آموزشهایی را که در کنگره میگیرم بدانم. چون من نمیدانم در ادامه سفرم یا در ادامه زندگی چه اتفاقاتی قرار است بیفتد اما میتوانم خودم را برای آن اتفاقات آماده کنم.
به نظرم مهم نیست امروز شرایط من چطور است؛ مهم این است که از همین امروز چیزی برای آینده خودم بسازم. آموزش بگیرم، تجربه کنم، به آن عمل کنم و آن را در وجودم ذخیره کنم.
شاید یکی از زیباترین چیزهایی که من مسافر میتوانم پسانداز کنم، همین آموزشها باشد؛ سرمایهای که ممکن است یک روز، درست در زمانی که به آن نیاز دارم، به کمکم بیاید.
برای من، این دلنوشته یادآوری خوبی شد که نباید منتظر یک مشکل بمانم تا تازه دنبال آموزش بگردم؛ باید امروز آموزش را جدی بگیرم، چون نمیدانم فردای من به کدام یک از این آموزشها نیاز خواهد داشت.
دلنوشته: مسافر مسعود لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
214