قبل از ورود به کنگره من و مسافرم دست به هرکاری میزدیم تا از شر مواد، مسافرم رها شود؛ اما هربار با شکست مواجه میشدیم؛ چون قدرت مواد بیشتر و بیشتر میشد و لغزشها بیشتر میشد. من راههای زیادی را امتحان کردم اینکه چراغ مسافرم را بشکنم، در مقابل دوستان یا جمع دوستانه به او بیاحترامی کنم، دورهمی آنها را خراب کنم، قطع ارتباط با خانوادهاش کنم؛ اما همه این راهها بیفایده بود، من موفق نمیشدم و در دنیای ظلمت و تاریک خودم بیشتر فرو میرفتم و ناامیدتر از قبل بودم؛ چون نمیدانستم مواد زیاد باعث تخریب جسم میشود و هیچ درکی حتی از جسم نداشتم.
بعد از اینکه وارد کنگره شدم متوجه شدم اول به خاطر حال خودم میآیم تا حال من خوب شود و بعد بال پرواز برای مسافرم باشم، در کنگره آموزش گرفتم و جهانبینی خود را بالا بردم، حالم روز به روز بهتر شد و دیگر آن شخص ناامید نیستم دیگر میدانم هرچیزی نیاز به زمان و صبر دارد با زمان همه چیز درست میشود. امروز حال خوشم را مدیون کنگره و آموزشهای راهنما بزرگوارم همسفر عاطفه هستم، راهنمایی که توانستم به ایشان تکیه کنم، آموزش بگیرم و کاربردی کنم.
جهان بینی باعث شد درک کنم اینکه یک مصرفکننده بیمار است و باید به درمان برسد، وقتی مسافرم درمان را شروع کرد همه چیز نظم گرفت حالمان خوب و خوبتر شد، زندگیمان شادتر شد و من دیگر آن همسر ناامید نیستم، من دیگر مادری نیستم که در تاریکی هست حالم خوب است، عجلهای برای کارهای خود ندارم؛ چون هر کاری نیاز به صبر دارد و میتوانم مشکلات خود را بدون اینکه دیگران را درگیر کنم حل کنم؛ چون تجربه به دست آوردم، از مسائل درس گرفتهام و همه اینها را مدیون کنگره و آموزشهای ناب کنگره هستم. امیدوارم انسانهای زیادی، انسانهایی که غرق در مواد هستند، ناامیدی و تاریکی هستند با ورود به کنگره دنیای تازه پر از عشق، شادی، نور و امید را تجربه کنند. برای من کنگره مانند بهشت است و از خدای خودم بینهایت سپاسگزارم که کنگره را سر راه من قرار داد بی نهایت شکر شکر شکر. به امید موفقیت همه انسانهای دردمند و حال خوش برای همه همسفران.
نویسنده: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
14