English Version
This Site Is Available In English

سخت‌ترین قسمت تزکیه و پالایش، ندیدن تاریکی خودمان است

سخت‌ترین قسمت تزکیه و پالایش، ندیدن تاریکی خودمان است

جلسه اول از دوره شصت‌و‌هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شادآباد به استادی اسیستانت آموزش همسفر زهرا، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» روز سه‌شنبه ۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

من در ابتدا خوشحالم بابت دعوت ایجنت همسفر اکرم، خوشحالم امروز در جمع شما دوستان هستم و چهره‌های زیبای شما را می‌بینم و قرار است در محضرتان آموزش بگیرم. قبل از این‌که در مورد «هفته دیده‌بان» صحبت را شروع کنم، این هفته را در واقع به معمار اصلی کنگره۶۰ و اولین دیده‌بان کنگره۶۰ آقای مهندس و در ادامه به اولین دیده‌بان بخش همسفران خانم آنی بزرگ و کلیه دیده‌بان‌ها که شبانه‌روزی خدمت می‌کنند تبریک می‌گویم. تعدادی از این عزیزان همچنان در جایگاه هستند و می‌درخشند، آن‌هایی که به هر دلیلی در جایگاه خودشان حضور ندارند، همچنین به آقای ویلیام وایت که در پس‌پرده خدمت می‌کنند و توفیق دیدارشان ایشان را نداریم؛ تبریک خیلی‌خیلی ویژه دارم به خانم کماندار راهنمای بزرگوارم که از نزدیک حضورشان و زحماتی که این بزرگواران می‌کشند را می‌بینم؛ امیدوارم خداوند به همه‌ این عزیزان برکت بدهد.

درباره‌ دیده‌بان، همه‌ شما فکر می‌کنم مطالب زیادی در این هفته و این روزها در سایت می‌خوانید که دیده‌بانان قانون‌گذاران کنگره۶۰ هستند؛ به اصطلاح برای گسترش و مدیریت کنگره، شعبات زیادی که پیدا کرد، کنگره ۱۴ نفره دیده‌بانان شکل گرفت و رشد کرد؛ اما اگر بخواهم بگویم دیده‌بان چه کسی است، دیده‌بان کسی است که مثل همه‌ قسمت‌های دیگر کنگره که از خود اعضاء کنگره افراد را برای جایگاه‌های خدمتی انتخاب می‌کنند، دیده‌بان نیز از بین اعضاء کنگره انتخاب می‌شود با این تفاوت که طرف خدمت و کاری که انجام می‌دهد را بررسی می‌کنند؛ یعنی ممکن است ۲ سال، مدت زیادی، چند سال، حالا نمی‌دانم چه مدتی ولی مدت زیادی فرد را زیر نظر بگذارند و بسنجند؛ خدماتی که کرده از این بابت که آیا خدماتی که انجام داده، کاری که به درست سپرده شده به درستی انجام شده و چه قدر تغییر در این خدمت در خودش اجرا کرده، چه قدر تغییر مثبت روی خودش ایجاد شده؟ فکر می‌کنم این راز بزرگ است و بابت همین که ما وقتی که دیده‌بان‌هایمان به جایگاه دیده‌بانی می‌رسند، این شکلی نیست که دیگر به آن قله رسیدند و خودشان را رها کنند؛ بلکه باز هم کماکان تلاش می‌کنند و حواسشان هست تغییرات را خودشان اعمال کنند.

فکر می‌کنم در مورد همین موضوع بود که اگر اشتباه نکنم دیده‌بان مسافر رضا و دیده‌بان مسافر مهدی در صحبت‌هایشان به این اشاره کردند که در مسیر دیده‌بانی، مسیر جدیدی برای شناخت خودشان است و برای این است که در دیده‌بانی و کلاً در کنگره ما بارها این را شنیده‌ایم که سخت‌ترین قسمت تزکیه و پالایش، ندیدن تاریکی خودمان است و خدمت دقیقاً باعث می‌شود که انرژی جاری شود، آن گره‌ها باز شود و این است که دیده‌بانی و هر خدمتی باعث می‌شود که گره‌ها باز شود و دیده‌بانی این قدر عمیق به دیده‌بان‌های عزیز کمک می‌کند که در مسیر شناخت خودشان باشند و این قدر خوب تغییرات را در خودشان اعمال کنند.

داشتم به این فکر می‌کردم که اگر بخواهم به دیده‌بانان یک جور دیگر نگاه کنیم می‌توانیم این شکلی نگاه کنیم که آقای مهندس مسیر را شروع کردند و می‌توانستند بعد از رهایی خودشان کلاً بروند و به زندگی عادی خودشان بپردازند؛ از خودشان از آبروی خود از خانواده و از خیلی چیزها گذشتند. من همیشه این را اشاره می‌کنم که در صحبت‌های خانم شانی فکر می‌کنم صحبت کرده بودند که خیلی سخت بود همراه شویم، چه قدر سختی کشیدند تا بتوانند این مسیر را همراه کنند؛ برای این‌که بتوانند این مسیر را همراه کنند، برای این‌که راه را به اصطلاح راه‌اندازی کنند که ما بتوانیم راحت اینجا باشیم و استفاده کنیم؛ قطعاً نیاز به همراه داشتند و دیده‌بان‌ها کسانی بودند که بدون هیچ چون و چرایی، بدون هیچ لحظه‌ای فکر کردن، سریع پذیرفتند و قدرت کنگره را می‌دانستند.

من از دیدگاه امروز داشتم نگاه می‌کردم، گفتم فرق دیده‌بانان با من زهرا این است که وقتی می‌خواستند جلو بروند و نیاز به یک کمک داشتند، آنجا بدون این‌که چیزی را در نظر بگیرند از منافع شخصی خودشان گذشتند؛ ولی وقتی به من زنگ می‌زنند برای خدمت می‌گویم حالا صبر کنید کمی فکر کنم و بعد مسیر را بسنجم و بعد هرکسی به هر دلیلی خدمت را پس می‌زند. بحث خدمت نیست؛ چون شما می‌دانید که علم کنگره و مسیر کنگره الهی و قطعاً نفوذ کلام درونش وجود دارد و قطعاً خدمت هیچ وقت روی زمین نمی‌ماند.

بارها این را دیده‌ایم و شاهد آن هستیم که خدمت در کنگره روی زمین نمی‌ماند. بحث فرصت‌ها است، فرصتی که من زهرا از دست می‌دهم و امیدوارم که خداوند کمک کند و آنچه که یاد گرفته‌ام را بیان کنم. یک صحبتی را استاد امین در جشن دیده‌بانی موسیقی مطرح کردند خیلی لذت بردم؛ گفتند که انسان‌ها بیشترین بدبختی که می‌کشند یا این‌که کلاً چیزی بلد نیستند یا این است که اگر چیزی را یاد گرفته‌اند همان پرده و حجابشان شده است. امیدوارم که هوشمندانه در کنگره حضور داشته باشیم، تمام تلاش خود را بکنیم که آن تغییرات را برای خودمان ایجاد کنیم. ما برای کسی اینجا نیستیم، من همیشه به این اعتقاد دارم حتی آن دیده‌بانی که خدمت می‌کند یک بخشش دارد و برای خودش خدمت می‌کند؛ فقط امنیت و آرامش برای خودش ایجاد می‌کند، حالا آن آرامش را به دیگران بدهد یا خدمت را به دیگران کند.

من صحبت خود را با صحبت خانم کماندار به پایان می‌رسانم، همیشه لذت می‌برم و در جلسه اسیستانت این جمله را گفته‌اند و همواره در گوشه‌ ذهنم مانده و خیلی دوست دارم که همسفران بدانند؛ فرمودند: کالبدی که سختی را به خودش راه می‌دهد نیروهای منفی به سختی می‌توانند درونش نفوذ کنند؛ اما کالبدی که دنبال راحتی است، نیروهای منفی نیز به راحتی واردش می‌شوند؛ کسی که دنبال راحتی، دنبال کار سبک‌تر و راه نزدیک‌تر برود و دنبال این نیست که آقا فلان جا الان به کار نیاز دارد، من الان بروم آنجا که آن نیاز را دارد، قطعاً زودتر ناامید و خسته می‌شود. بابت صبوری‌ که کردید از شما سپاسگزارم. فرصت خیلی کوتاه بود که در خصوص دیده‌بان‌ها بخواهم صحبت کنم و سعی کردم خلاصه بگویم و دوست دارم که از صحبت شما عزیزان لذت ببرم.

مراسم تجلیل راهنما همسفر حوریه

مرزبانان کشیک: همسفر مهتاب و مسافر محمد
تایپیست: همسفر فاطیما رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیست‌و‌ششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
ارسال: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر فتانه 
همسفران نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .