جلسه هشتم دوره سی و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه اروند آبادان با استادی ایجنت شعبه مسافر شارود ، نگهبانی مسافر عبدالله ، و دبیری مسافر میعاد با دستور جلسه « هفته دیدبان » یکشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، شاهرود هستم، مسافر.
این هفته را خدمت آقای مهندس، بنیان کنگره ۶۰، خانوادهٔ جناب مهندس، استاد امین عزیز، خانم آنی کماندار و تمام دیدهبانهای گرامی تبریک میگویم.
کنگره اولین چیزی که به من یاد میدهد، تفکر است. همان ابتدا که وارد کنگره ۶۰ میشویم، همین که به من میگوید مصرفت را کم کن، به آن نظم بده و جلسهٔ بعد بیا، دارد این را به من یاد میدهد که بروم دربارهٔ اعتیادم فکر کنم و دربارهٔ کاری که میخواهم انجام بدهم تفکر کنم. در موضوع تفکر، این را به من یاد میدهد که برای هر کاری که میخواهم انجام بدهم، آن تفکر باید وجود داشته باشد.
یک وقت به من میگویند نباید این موضوع را نشر بدهم و نباید بگویم؛ باید تفکر کنم که اصلاً چرا نباید این موضوع را بگویم. یک وقت در کنگره ۶۰ میگویند که من باید قدردانی انجام بدهم؛ باید تفکر کنم که چرا باید قدردانی انجام بدهم.
الان هفتهٔ دیدهبان است. مثلاً به من میگویند که در این هفته میآیم و از دیدهبان قدردانی و سپاسگزاری انجام میدهم. خب، اولین چیزی که برای من باید سؤال پیش بیاید این است که اصلاً به چه دلیل باید قدردانی انجام بدهم؟ جواب من را همین پیام جناب مهندس میدهد که میگوید: «دیدهبانها ستونهای کنگره ۶۰ هستند و بنای عظیم کنگره ۶۰ بر روی شانههای این عزیزان قرار دارد.»
بنده به کنگره ۶۰ آمدهام و دارم به درمان میرسم. یا به درمان رسیدهام، یا اضافهوزن دارم و در حال درمان هستم، یا مصرف سیگار داشتهام که یا به درمان رسیده است یا در حال درمان است. کجا به درمان رسیدهام؟ در کنگره ۶۰.
همیشه با خودم فکر میکنم که الان خوشحالترین کشورهای دنیا کجا هستند. بعضیها میگویند فنلاند، نیوزیلند یا سوئیس. من اگر مصرفکننده بودم و در سوئیس زندگی میکردم، کجا باید میرفتم تا به درمان برسم؟ آیا جایی بود که بروم و درمان شوم؟ نهایتش خوردن مقداری متادون بود.
اما من به کنگره ۶۰ آمدم و به درمان رسیدهام. دیدهبانها ستونهای کنگره ۶۰ هستند. دیدهبانها هستند که قوانین را وضع میکنند تا من بیایم و به حال خوب برسم. یک مصرفکننده وقتی به حال خوب میرسد، خانوادهاش هم به حال خوب میرسند و چندین نفر در کنار او حال خوب را کسب میکنند. حالا من میخواهم از کسانی قدردانی کنم که این بستر را فراهم کردهاند تا به حال خوب برسم.
یکی از آن عزیزان به شعبهٔ ما میآید و من مطابق اصول کنگره ۶۰ از او قدردانی میکنم.
دیدهبان در سال ۳۶۵ روز خدمت میکند تا من به درمان برسم، و من فقط یک روز فرصت دارم که از دیدهبان قدردانی کنم؛ پس نباید هیچ بهانهای داشته باشم.
مثلاً کسی میگوید: «کار داشتم و نتوانستم برای قدردانی بیایم.» همین شخص اگر سرِ کار باشد و با او تماس بگیرند و بگویند: «دست بچهات سوخته»، چهکار میکند؟ آیا میماند و میگوید کار دارم؟ نه، به رئیسش میگوید یک مرخصی ساعتی به من بده، و بدون توجه به هیچچیز، همهچیز را رها میکند و به خانه میرود.
دیدهبانها کسانی هستند که اولویتشان کنگره است. همان دیدهبان، خیلی از کارهایش را رها میکند تا به درمان دیگران برسد.
آقای حکیمی میگفت: «پدرم فوت شده بود و زمانی که در بیمارستان بستری بود، نوبتی پیش او میماندیم. من به خواهر و برادرم گفتم که ساعت ۲ در کنگره جلسه دارم و رفتم در جلسات دیدهبانان شرکت کردم.»
دیدهبانها کیلومترها سفر میکنند تا من به درمان برسم. بنده هم در کنگره ۶۰ روش قدردانی را یاد گرفتهام. چیزی که کنگره ۶۰ به من یاد داده، این است که یک پاکت، یک دلنوشته و مبلغی را در آن میگذارم و قدردانی میکنم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
گروه سایت نمایندگی اروند آبادان
تایپ: همسفر مهدی لژیون یکم عکاس:مسافر علی لژیون پنجم ارسال مطلب:مسافر رضا لژیون پنجم
- تعداد بازدید از این مطلب :
262