English Version
This Site Is Available In English

مردانی شایسته که رفتار گفتار و کردار آن‌ها در صراط مستقیم است

مردانی شایسته که رفتار گفتار و کردار آن‌ها در صراط مستقیم است

همسفر لیلا:

دیده‌بان مهربان، خورشید پشت پرده سلام به تو که نگاهت آرامش روزهای پر از اضطراب من است راستش را بخواهی من همیشه از دور تو را دیده‌ام برای من دیده‌بان معنای عجیبی دارد وقتی اسمش را می‌شنوم یاد همان روزهای تاریکی می‌افتم که تمام زندگی‌ام زیر آوار اعتیاد مسافرم دفن شده بود روزهایی که حتی نمی‌دانستم؛ باید به چه کسی اعتماد کنم روزهایی که فکر می‌کردم کشتی زندگی ما برای همیشه غرق شده است؛ اما بعد شما را که دیدم شما مثل یک دیده‌بان واقعی از بالای بلندای این کوه به پایین نگاه می‌کردید نه برای قضاوت ما؛ بلکه برای نجات ما وقتی به چهره پر از آرامش شما نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم چه‌طور می‌توان در دل طوفان اعتیاد این‌قدر استوار ماند؟

شما به من آموختید که دیده‌بانی فقط یک جایگاه نیست؛ بلکه نوع نگاهی است که حتی اگر مسافرم هنوز مسیر را پیدا نکرده باشد من باید دیده‌بان لحظه‌های روشن زندگی‌ام باشم نباید منتظر کسی بمانم تا خوشبختی‌ام را شروع کند من همسفری هستم که سه‌ساله بدون مسافر در کنگره قدم بر می‌دارم و مسافرم هنوز در غبار اعتیاد گم شده و راه بازگشت به این مسیر نور را پیدا نکرده است؛ اما در سکوت سنگین صندلی خالی من چیزی را دیدم که هرگز در کتاب‌های زندگی‌ام پیدا نشده بود من دیده‌بان را دیدم آن‌ها فقط یک نگهبان قوانین نیستند آن‌ها چراغ‌های راه هستند، کسانی هستند که وقتی ما چشم‌هایمان از خستگی انتظار بسته است آن‌ها چشم‌هایشان را به روی حقیقت باز نگه می‌دارند من از آنها آموختم که حتی اگر مسافرم در کنارم نباشد من نباید از مسیر خارج شوم آن‌ها به من یاد دادند که کنگره تنهایک مکان برای ملاقات نیست؛ بلکه مکانی برای بازسازی خویشتن است؛ حتی اگر این بازسازی به‌تنهایی و با لب‌های خشک از انتظار انجام شود بدانید که در میان این تنهایی، نگاه شما به من قدرتی بخشید تا به سر پیمان سه‌ساله خود بمانم یاد گرفتم که من یک همسفر تنها نیستم؛ بلکه بخشی از یک ارتش بزرگ نور هستم که دیده‌بانش هرگز از پا نمی‌نشیند این دلنوشته از لایه‌لایه‌های عمیق قلبم بیرون‌آمده است از جایی که هم تنگی نفس انتظار است و هم آرامش یافت شده در حضور شما این دلنوشته ادای دینی است به اون چشم‌هایی که وقتی من در تاریکی انتظار بودم آن‌ها راه بازگشت را برای مسافر من و تمام مسافران گم شده هموار و روشن نگه داشتند.

همسفر ماندانا:

هفته دیده‌بان را به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و کلیه اعضا کنگره ۶۰ به‌خصوص دیده‌بان‌های محترم تبریک عرض می‌کنم. دیده‌بان‌ها ستون‌های اصلی کنگره هستند که با تلاش و خدمات بی‌منت خودشان کنگره را استوار نگه داشته‌اند و سالیان زیادی برای بهترشدن و پایدارتر ماندن شعبات بی‌وقفه در تلاش هستند و با محبت‌های دل‌سوزانه خودشان نور و روشنایی را به افراد کنگره ۶۰ هدیه داده‌اند. دیده‌بان‌ها بالاترین مقام تصمیم‌گیری و نظارت بر کلیه امور شعبات و قانون‌گذاری‌ها را بر عهده دارند و ما صمیمانه قدردان تمام زحمتشان هستیم و ان‌شاءالله با این خدمات به آرزوی قلبی خودشان برسند و سلامت و پایدار باشند.

همسفر پروانه:

هفته دیده‌بان را تبریک می‌گویم دیده‌بان‌ها ستون‌های کنگره هستند که بعد از آقای مهندس بالاترین مرجع تصمیم‌گیرنده هستند ستون‌هایی که از عشق، معرفت و عمل سالم بدون هیچ مزد و منتی خدمت می‌کنند مردانی شایسته که رفتار، گفتار و کردار آن‌ها در صراط مستقیم است. چراغ راه کسانی هستند که در تاریکی نیاز به چراغ برای یافتن راه دارند و نور ایمان و امید را در دل افرادی که راه گم کرده‌اند روشن می‌کنند کسانی که زمین خشک وجودشان به حاصل‌خیزترین تبدیل شده است با تواضع و خلوص خدمت می‌کنند بی‌منت راه‌نشان می‌دهند و ازخودگذشتگی دارند. با درایت اوضاع و شرایط کنگره را رصد می‌کنند نقاط ضعف و قوت را تشخیص می‌دهند و قوانین داخلی را به اجرا در می‌آورند. با رفتارهایی که منطبق با قوانین کنگره نیستند برخورد می‌کنند با جشن دیده‌بان که به‌نوعی جهان‌بینی در کنگره و درس سپاسگزاری است و از جشن‌های اصلی کنگره است از دیده‌بان‌ها سپاسگزاری می‌کنم.

همسفر سلما:

دیده‌بان بودن فقط یک شال سفید بر دوش انداختن نیست دیده‌بان؛ یعنی سال‌ها تجربه، خدمت، آموزش و گذشتن از خود برای دیگران است. دیده‌بان چشمی است که آینده را می‌بیند و دلی که برای ادامه مسیر کنگره می‌تپد در کنگره ۶۰ دیده‌بانان در ساختار تصمیم‌گیری و اجرای مسئولیت‌های مختلف نقش مهمی دارند. امروز که به مسیر طی‌شده نگاه می‌کنم می‌فهمم پشت هر قانون، نظم و قدمی که برای رهایی برداشته می‌شود سال‌ها تلاش انسان‌هایی بوده که بی‌هیاهو خدمت کرده‌اند. دیده‌بان عزیز؛ شاید خیلی از خدمات شما دیده نشود؛ اما نتیجه آن را در لبخند یک مسافر رهاشده، در آرامش یک همسفر و در تولد دوباره انسان‌ها می‌توان دید. از صمیم قلب جایگاه دیده‌بانی را به شما تبریک می‌گویم و امیدوارم در این جایگاه هم‌چون چراغی برای رهروان راه رهایی باشید. خدمتتان مستدام، دلتان آرام و قدم‌هایتان استوار باد.

رابط خبری؛ همسفر سلما رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائم‌شهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .