English Version
This Site Is Available In English

ما باید دانش رها شدن از بند را بدانیم

ما باید دانش رها شدن از بند را بدانیم

هفته دیده‌بان، فرصتی است برای پاسداشت انسان‌هایی که با عشق، دانایی و تعهد، مسئولیت حفظ مسیر، استواری ساختار و حرکت صحیح کنگره۶۰ را بر عهده دارند. به مناسبت هفته دیده‌بان گفتگویی صمیمانه و آموزنده با دیده‌بان مسافر محمدصادق آماده کرده‌ایم که در ادامه با هم می‌خوانیم. مسافر محمد صادق با آنتی‌ایکس مصرفی هروئین وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۲ ماه با روش DST به راهنمایی دیده‌بان مسافر رضا سفر کردند. اکنون 24 سال و 1 ماه است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی ایشان راگبی است.

جمله‌ای از مهندس حسین دژاکام که خیلی روی شما تأثیر گذاشت و باعث شد تا شما به جایگاه دیده‌بانی برسید برای ما بگویید؟

تمام رفتارهای آقای مهندس حسین دژاکام برای من درس است؛ البته شاید درس نگرفته باشم؛ انسان از هر چیزی که می‌بیند درس نمی‌گیرد. جمله خاصی مدنظرم نیست که من را دگرگون کرده باشد. به مرور زمان اتفاق می‌افتد. در کنگره۶۰ چیزی یک‌دفعه اتفاق نمی‌افتد. در کنگره ما می‌گوییم یوم‌الفصل یعنی روز جدایی، فک عقبه، گردنه‌های سخت و روزهای سخت. ما چیزی نداریم مثل نقطه بینگ‌بنگ، یک‌دفعه شب بخوابیم و روز همه چیز درست شود. من همان روز که به کنگره۶۰ آمدم، دوست داشتم خدمت کنم، چون دیدم بقیه خدمت می‌کنند، بقیه هم ما را دیدند و خدمت کردند. تمام جمله‌های آقای مهندس حسین دژاکام در کنگره۶۰ کلید است. علم کنگره کلاً کلید است، نمونه هم زیاد داریم. در درمان سیگار، درمان اعتیاد و درمان چاقی، قفل همه این‌ها باز شده است. درمان سه معضل بزرگ دنیا در کنگره۶۰ پیدا شده است. شاید نمونه‌های اول در جونز یا ویلیام ناقص بودند؛ ولی نمونه‌های بعدی تکامل‌یافته شدند. امروز که نگاه می‌کنیم، رهایی‌های زیادی داریم. در جاده می‌بینی یک نفر تصادف کرده، 20 کیلومتر آرام می‌روید، دوباره بعد از 20 کیلومتر گاز می‌دهید؛ پس دانش درست رانندگی کردن را باید یاد بگیریم. این‌که من همیشه محتاط باشم، چون جانم برای من عزیز است، درست رانندگی کنم. این‌که با دیدن صحنه تصادف من آرام بروم، معذرت می‌خواهم شور است، باید تبدیل به شعور شود و کنار آن دانش و آموزش باشد تا من بتوانم تبدیل کنم و استفاده کنم. هیچ چیزی و هیچ‌کسی به غیر از خداوند مطلق نیست. همیشه آدم‌ها یک سری خوبی‌ها و یک سری بدی‌ها دارند. این‌که ما آدم‌ها را چگونه می‌بینیم، خیلی مهم است. همان آدمی که تا دیروز دوست ما بود، فردا رفتاری می‌کند که ما خوشمان نمی‌آید. فردا می‌گوییم: تو به درد من نمی‌خوری.

با توجه به این‌که مدت طولانی دیده‌بان انضباطی بودید، به نظر شما برای رشد و روند بهتر شعب باید چه کار کنیم؟

همین که ما لژیون انضباطی در شعب برگزار می‌کنیم، باعث رشد شعب می‌شود؛ چون افراد می‌دانند هر کاری بخواهند نمی‌توانند انجام بدهند. فرصت کم است. اجازه تکرار ندارد. این یکی از حسن‌های لژیون انضباطی است. افرادی که به دفتر مرکزی می‌آیند، چند بار در شعب انضباطی شده‌اند، شاید در دفتر مرکزی درست شوند. نیازی نیست من راهکار بدهم، کار شعب درست است. 15 سال قبل کاری در قسمت انضباطی پایه‌ریزی شد، امروز کنگره۶۰ سود آن را می‌برد و خودکار انجام می‌شود. در قسمت همسفرها، در مورد انضباطی کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. همسفر باید بیاید، صبوری کند، جلسه‌ها را شرکت کند. اگر مسافرش نیامد، خودش بیاید. سی‌دی بنویسد. اگر یک بال ناقص است، حداقل بال دیگر را محکم‌ کند.

با توجه به این‌که شما سال‌های زیادی است در کنگره۶۰ خدمت می‌کنید پیشنهادی برای جذب بیشتر تازه وارد دارید؟

جذب تازه‌وارد از درب ورودی به بعد با ما است و روش آموزش مهم است. خانمی که قدیمی‌تر است، باید یاد بدهد که راهنما آمد، بلند شوید. از نظر آقای مهندس حسین دژاکام، آموزش‌های ما در کنگره۶۰ باید شانه‌به‌شانه باشد. نباید خیلی کلاسیک شویم و باید سبک قدیمی خودمان را حفظ کنیم. وقتی تازه‌وارد می‌آید؛ باید در این گروه قرار بگیرد و خودبه‌خود شبیه این گروه شود. نگاه کنید، در هر لژیون، رهجوها تقریباً شبیه راهنما هستند. هر رهجو یک چیز از راهنمای خودش برمی‌دارد. اگر همه یکنواخت و شبیه هم بودند، همه از کنگره۶۰ می‌رفتند. همه با هم فرق می‌کنند. بچه‌ها هم در لژیون با هم فرق دارند. دیده‌بان‌ها هم همین‌طور. همه دیده‌بان هستند؛ ولی با هم فرق دارند. مدل اجرای کار و مدل صحبت کردن آن‌ها با هم متفاوت هستند. در خانواده آقای مهندس حسین دژاکام هم همین‌طور است. سی‌دی آقای مهندس حسین دژاکام با سی‌دی دکتر امین فرق می‌کند. دکتر امین سی‌دی را خرد می‌کند، آقای مهندس حسین دژاکام کلی صحبت می‌کند. کاملاً متفاوت هستند. حتی مدل گفتار هم فرق می‌کند. دکتر امین 45 دقیقه صحبت می‌کند، 20 صفحه می‌شود. آقای مهندس حسین دژاکام یک ساعت صحبت می‌کند، 16 صفحه می‌شود. انسان‌هایی که خودکشی می‌کنند، به پوچی رسیدند؛ چون همه چیز برای آن‌ها یکنواخت شده است. همه چیز دارند، ولی هیچ‌چیز ندارند.

در جایگاه‌های خدمتی، مرز قهر پدری و مهر مادری را چگونه باید تشخیص بدهیم؟

شما باید یک مدنظر را در نظر داشته باشید؛ اینکه من به نحو احسن خدمت خودم را انجام بدهم. من تا امروز در کنگره۶۰ غیبت نداشتم. ده سال در قسمت انضباطی هستم و یک روز هم غیبت نداشتم. تمام روزهایی که باید حضور داشتم، بودم. چرا؟ چون کار به من محول شده بود و باید حضور داشته باشم. مسافرت یا مهمانی، همه را هماهنگ می‌کردم که در کنگره۶۰ حضور داشته باشم. دلیل چیست؟ اگر یک روز حضور نداشتم، چه اتفاقی می‌افتاد؟ سیستم کار خودش را انجام می‌داد. اگر ۱۰ روز هم نمی‌آمدم، کار انجام می‌شد. دستیارهای من بودند و چیزی لنگ نمی‌ماند، ولی مهم است که تعهد خودم را به‌درستی انجام بدهم.

برای مرز مهر مادری و قهر پدری هم باید ببینید فرد مقابل تو چه کسی است. شما با چه کسی صحبت می‌کنید؟ با فرد طلبکار یا فردی که پشیمان است. با چه کسی صحبت می‌کنی؟ خیلی فرق دارد. من شخص طلبکار را نمی‌گذاشتم از در داخل شود. تا احساس می‌کردم طلبکار است، ۶ ماه می‌فرستادم برود. سه بار می‌بردم و می‌آوردم تا یاد بگیرد که تو از کسی طلبکار نیستی. نادم باشی، خیلی خوب است. «من اشتباه کردم، الان چه کار کنم؟» در مسیر باید به آن برسی و تجربه برسد، واقعاً این شکلی است. یک نفر برای سایت یک دل‌نوشته می‌دهد. می‌بینید یک فرد کم‌سواد است؛ ایراد نگیر، خودت ادیت کن. ولی یک نفر جوان‌تر و باسوادتر است، بگو: «فلانی، دوست دارم خودت ادیت کنی. اگر من ادیت کنم، دل‌نوشته تو خراب می‌شود.» فرق دارد، کاملاً متفاوت است.

با توجه به اینکه سال‌های زیادی در کنار جناب آقای مهندس حسین دژاکام خدمت می‌کنید، حس خودتان را نسبت به مهندس حسین دژاکام به ما بگویید.

احترام، محبت و ترس است.

اگر امکان دارد نظر خودتان را درباره جایگاه‌های خدمتی برای ما بگویید.

من بیست و پنج سال است خدمت می‌کنم. جایگاه‌ها با هم فرق دارد، ولی مدل خدمت کردن یکی است. اگر به من بگویند سرویس را بشور، به نحوی انجام می‌دهم که دفعه بعدی هم کسی را خواستند، من را صدا کنند. اگر جارو بزنم، به نحوی جارو می‌زنم که هیچ‌کدام از افراد نتوانند شبیه من آن کار را انجام بدهند. یعنی همه چیز مرتب و منظم است؛ چون باید دقیقاً همین‌طوری باشد. باید توان خودتان را در خدمت کردن بالا ببرید. دروازه‌بان فوتبال را در نظر بگیرید. به او می‌گویند: «چرا توپ را نگرفتی؟ گل شد.» او می‌گوید: «من هرچقدر توانستم پریدم.» ولی باید بیشتر تمرین می‌کردی. به جای روزی یک ساعت، سه ساعت تمرین می‌کردی تا بتوانی توپ را بگیری. کار تو گرفتن توپ است. نمی‌توانی بگویی: «من همه توان خودم را گذاشتم.» کار دروازه‌بان گرفتن توپ است و باید ارتقا پیدا کند.

چرا سی‌دی می‌نویسیم؟ چون به فکر فرو برویم که هدف از خلقت ما چه بوده است؟ هدف ما از کنگره۶۰ آمدن چیست؟ چرا خدمت می‌کنیم؟ وقتی تازه‌وارد می‌آید، چرا دوست دارم به او خدمت کنم؟ چطوری می‌توانم این خدمت را بهبود ببخشم؟ بعد از اینکه دوره مرزبانی من تمام شد، چه کاری باید انجام بدهم؟ اینکه بگویم ۱۴ ماه خدمت کردم و تمام شد؟! افرادی هم هستند که توهم خوب بودن را دارند. دو سال خدمت می‌کند، فکر می‌کند چه شده است. چهار تا کلمه بلد است، همه را با شمشیر می‌زند. آمدن به کنگره۶۰ مهم نیست، ماندن در کنگره۶۰ مهم است. بعد از دانشگاه، ۱۰ سال پزشکی، ۱۵ سال وکالت خواندی، بعد می‌خواهی خدمت کنی؟ باید مطب بزنی، تخصص بگیری، کاری انجام بدهی. ما باید در مسیر خدمت، به فکر بعد از خدمت باشیم. باید ابتکار داشته باشیم تا پیشرفت کنیم. همه صبح بیدار می‌شوند، فکر ناهار هستند. کسانی موفق هستند که بین فعالیت روزمره، ورزش می‌کنند، کلاس زبان و کلاس موسیقی می‌روند. کارهای اضافه نسبت به بقیه انجام می‌دهند، عیادت می‌روند و احوال اقوام را می‌پرسند. این‌ها کسانی هستند که از بقیه موفق‌تر هستند. 

                                                                      
دکتر امین در سی‌دی‌ «مدل قلعه عقل» به ما می‌گویند: «برای اینکه رشد کنیم، باید بندهای خودمان را بشناسیم و از آن‌ها با وضعیت سالم رها شویم.» ما چگونه باید یاد بگیریم وارد این بندها نشویم و چطوری آن‌ها را بشناسیم؟

بندها یک نقطه نیستند. خط از نقطه‌های ریز تشکیل شده است. همه این نقطه‌ها بند هستند. شرایطی است که شما آن بند را بند نمی‌دانی، ولی از نظر فرد دیگری بند است. شما نمی‌توانی ایرادی بگیری، ایشان هم نمی‌تواند ایراد بگیرد. دکتر امین همین را می‌گوید: هر جا فهمیدی بند است، شروع کن به آزاد شدن. هر جا هم متوجه نشدی، ایرادی ندارد. اینکه یک نفر بندی دارد و شما پیرو او همان بند را رها کنید. شاید شما اصلاً آن بند را نداشته باشید. حرف کلی دکتر امین هم همین است که شما جوری بندها را از خود جدا کنید که آسیب نبینید. شاید آن بند نبوده یا بندی بوده که شما را بالا می‌کشیده است. آن زمان دیگر اسم آن بند نیست.

به همین دلیل است که باید آموزش ببینید تا با تکه‌پاره شدن از آن بندها رها نشوید. ما می‌خواهیم از بندها رها شویم که تکه‌پاره نشویم. حالا بندی که باعث تکه‌پاره شدن شما شده، خطرناک است. چرا؟ چون ما دانش رها شدن از آن بند را نداریم. ما باید دانش رها شدن از بند را بدانیم تا بتوانیم سالم از آن بند بیرون بیاییم. پای ما در تله می‌رود، دانش بیرون آوردن از تله را نداریم، ناچار هستیم پای خود را قطع کنیم. وقتی دانش آن را پیدا کردیم، راحت تله را باز می‌کنیم و پای خود را بیرون می‌آوریم و کمترین آسیب را می‌بینیم. نمی‌توان بدون آسیب از بندها رها شد، ولی می‌شود با کمترین آسیب رها شد.

مصاحبه‌کننده: همسفر طاهره مرزبان خبری
طراح سوال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما ترانه (لژیون سوم) نگهبان‌سایت
همسفران نمایندگی ارم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .