امروز مفتخریم که میزبان دیدهبان مسافر عبدالله هستیم. ایشان قرار است در این گفتگو، از جان خدمت برای ما بگویند. با ما همراه باشید تا از نگاه ایشان، دیدهبانی را نه یک جایگاه، بلکه یک سفر قلبی معنا کنیم. آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا برخی از اعضاء کنگره۶۰، سالها میمانند، رشد میکنند و در جایگاههای مختلف با عشق خدمت میکنند؟ پاسخ این سؤال در نوع نگاه آنهاست. در کنگره۶۰ هر جایگاه خدمتی، دریچهای است برای گشودن گرههای درونی؛ مسیری که از آموزش آغاز میشود و به خدمت ختم میگردد.
مسافر عبدالله با آنتی ایکس مصرفی شیره وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۱۰ روز با متد DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر مجید سفر کردند. رشته ورزشی ایشان تنیس روی میز و والیبال است. اکنون به لطف خداوند و با آموزشهای آقای مهندس دژاکام به مدت ۱۵ سال و ۶ ماه است که آزاد و رها هستند. مسافر عبدالله ۲ دوره ایجنتی نمایندگی حر، ۳ دوره ایجنتی پارک طالقانی، ۹ سال و نیم راهنما خدمت کرداند و در حال حاضر هم دیدهبان لژیونهای جبران خسارت هستند.
برای شروع، میخواهم از نقطه آغاز بگویم وقتی به آن سالهای اول رهایی و اولین قدمهای خدمت نگاه میکنید، چه چیزی در ذهن شما پررنگتر است؟ چه چیزی باعث شد در این مسیر چند ساله، نه تنها متوقف نشوید؛ بلکه در جایگاههای حساستر رشد کنید؟
از همان آغاز، آرزوی من این بود که تنها یک مصرفکننده بیمصرف نباشم؛ بلکه بتوانم اثری ماندگار از خود بر جای بگذارم. به پاس دینی که در وجودم به کنگره۶۰ داشتم، میخواستم همان آرامشی را که در این مسیر یافته بودم، به دیگران نیز هدیه دهم. از همین رو، خدمت در کنگره۶۰ برای من فراتر از یک وظیفه و یک انتخاب آگاهانه بود. اشتیاقم به جایگاه راهنمایی، مرا به تلاش، آزمون و در نهایت تأسیس لژیون در سال ۱۳۹۱ رهنمون ساخت؛ تجربهای که نزدیک ۱۰ ماه با تمام وجود مدیریت کردم. با باور قلبی خود، معتقدم هر که با خواستهای واقعی و درخواستی صادقانه وارد مسیر آموزشهای کنگره۶۰ شود، بیشک به ثمر خواهد رسید. من هرگز در پی تصاحب جایگاهی خاص نبودم؛ چرا که ایمان دارم جایگاههای خدمتی، خود به دنبال آدمهای متعهد میگردند. اگر مسئولیتها را با تمام وجود و درست انجام دهیم، خدمت خود به خود سراغ ما میآید و این حقیقتی است که در طول مسیر با تمام وجود لمس کردهام.
سوابق خدمتی شما بسیار متنوع است؛ از حساسیت بالای امور مالی گرفته تا مدیریت در ایجنت نمایندگی حر و ۳ دوره ایجنت پارک طالقانی، این تنوع جایگاهها، قطعاً نگاه شما را به خدمت تغییر داده است. از نظر شما چهطور میتوان بین انجام وظایف اجرایی و حفظ حال درونی در حین خدمت، تعادل را برقرار کرد؟
در طول خدمت، این افتخار را داشتم که با بزرگان کنگره۶۰ در ارتباط باشم و از آنها بسیار بیاموزم. دیدهبانان هر زمان که جایگاه ایجنتی را تجربه میکنند، ارتباط مستقیمی با شهرستانها پیدا میکنند و چون مسیرشان دور است کمتر تردد دارند؛ اما حضور مداوم ما در نمایندگی آکادمی تهران، فرصتی طلایی بود تا با دیدهبانان از نزدیک در ارتباط باشیم. این همنشینی، بهترین مدرسه بود تا یاد بگیریم چهطور درست رفتار کنیم و به آموزشهای عمیقتری دست یابیم. آنقدر با سیستم کنگره۶۰ انس گرفته بودم که خدمت کردن به من آرامش میداد. نظم و انضباط، همیشه بخشی از شخصیت من بوده و همین روحیه قانونمند به من کمک کرد تا در اجرای قوانین کنگره۶۰ و مدیریت جایگاههای خدمتی دقیقتر عمل کنم. میدانم که پذیرش مسئولیت، دشواریهای خاص خودش را دارد؛ اما همیشه یاری و انرژی پنهانی در این مسیر وجود دارد که سختیها را آسان میکند و کمک میکند تا در مسیر قرار بگیریم. مثلاً در مسئولیت پارک طالقانی با وجود حجم زیاد کار، همین که هر هفته شاهد حضور آقای مهندس هستیم، تمام خستگیها جای خود را به لذت و حال خوش میدهد؛ در واقع حضور ایشان، بهترین پاداش برای تحمل تمام آن دشواریها است.
اکنون در «هفته دیدهبان» هستیم. این جایگاه در ساختار کنگره۶۰ بسیار حائز اهمیت است. از نگاه یک دیدهبان، وظیفه اصلی این جایگاه چیست؟ آیا دیدهبانی صرفاً یک نقش نظارتی است یا معنای عمیقتری نسبت به رشد اعضاء دارد؟
دیدهبانان کنگره۶۰ تنها نقش نظارتی ندارند؛ در واقع آنها رکن اصلی قانونگذاری هستند. هر قانونی که برای کنگره۶۰ وضع میشود، از طریق دیدهبانها شکل میگیرد و در مرحله اجرا، تحت نظارت و بازبینی قرار میگیرد. اصل موضوع همین قانونگذاری است که در کنار آقای مهندس به مرحله اجرا درمیآید و به تصمیمی تبدیل میشود که برای تمامی کنگره قابل اجراست. وجود نظارت و تدوین پروتکلهای دقیق بسیار حیاتی است؛ چرا که اگر نظارتی در کار نباشد، شعب به دلیل نظرات شخصی ممکن است از مسیر اصلی خارج شوند؛ اما وقتی یک پروتکل مناسب و منسجم تدوین شود، همه شعب در یک مسیر واحد و هماهنگ حرکت میکنند.
اگر بخواهید به عقب برگردید به همان روزهای اول رهایی؛ وقتی هنوز همه چیز تازه بود، چه چیزی به شما قدرت میداد که در روزهای سخت، ماندن را انتخاب کنید؟
عشق به خدمت، آرامش عمیق را به زندگی انسان بازمیگرداند. من همیشه احساس میکنم در برابر آنچه از کنگره۶۰ دریافت کردهام دینی بر عهده دارم و باید آن را ادا کنم. در سالهای ابتدایی رهایی میگفتند: «راهنما شدن، زکات درمان در کنگره۶۰ است»؛ یعنی فرد با راهنما شدن، بخشی از دین درمان خود را ادا میکند. شاید امروزه این جمله کمتر به کار برده شود؛ اما مفهوم آن همچنان برای من ارزشمند است. من همیشه دوست داشتهام در برابر دریافتهایی که از کنگره۶۰ داشتهام پرداختی نیز داشته باشم؛ به همین دلیل خدمت برای من فقط یک مسئولیت نیست؛ بلکه فرصتی است برای قدردانی، جبران و سهیم شدن در آرامشی که خودم به دست آوردهام.
.jpeg)
وقتی به گذشته نگاه میکنید، اولین چیزی که از مسیر رهایی و تجربه خدمت برایتان پررنگتر شده چیست؟
تماشای حال خوش دیگران و دیدن بهبودی زندگی انسانها، بزرگترین پاداش است. حضور در کنار کسانی که همدرد ما هستند، کسانی که مسیری واحد و رنجی مشترک را تجربه کردهاند، پیوندی عمیق میان ما ایجاد میکند؛ همین همدلی و همراهی است که اشتیاق ماندن و خدمت کردن را در وجود آدم شعلهور میکند.
چه زمانی فهمیدید که رشد از دل سختیها اتفاق میافتد؟ یک نمونه کوتاه از تجربه خودتان بفرمایید؟
وقتی در جایگاه راهنمایی قرار گرفتم، در آن لحظات، هم با دردهای خودت روبهرو هستی و هم با دردهای دیگران. آن زمان لژیونم بسیار شلوغ بود؛ حدود ۳۰ تا ۴۰ مسافر سفر اول در کنار سفر دومیها حضور داشتند. دغدغه آنها، ناراحتیهایشان و پیچیدگی مشکلات خانوادگی تکتکشان، به بخشی جداییناپذیر از وجود و دغدغه من تبدل شده بود. واقعاً تحمل آن دوران بسیار دشوار بود؛ چرا که علاوه بر دغدغههای روزمره زندگی شخصی، بار سنگین مسئولیت رهجوها نیز بر دوشم سنگینی میکرد. با دیدن ناراحتی آنها، همان درد در قلب من مینشست و مشکلاتشان به دغدغه اصلی من تبدیل میشد؛ بهگونهای که گویی هر مشکل، مشکلی دیگر را به دنبال خود میآورد؛ اما از آنجایی که در مسیر خدمت بودم، همین کمک به دیگران و گرهگشایی از کارشان، تمام آن سختیها را برایم جبران میکرد.
از نگاه شما کیفیت خدمت یعنی چه؟ آیا فقط خروجی مهم است یا فرآیند و اثر روی افراد هم همان اندازه اهمیت دارد؟
در درجه اول خدمت باید به خود انسان برگردد؛ یعنی ابتدا باید از عملکرد خود راضی باشد. اگر این رضایت درونی حاصل شود، قطعاً در خدمت به دیگران نیز همینگونه خواهد بود؛ اما اگر من از خدمت خود راضی نباشم، شاید در ظاهر پذیرش دیگران را جلب کنم؛ اما در پشت پرده قطعاً با مشکل و بنبست مواجه خواهم شد.
آیا تجربهای دارید که در جایگاه دیدهبانی تصمیمی گرفتید که ابتدا سخت بود؛ اما بعداً ثمرات بزرگی داشت؟ لطفاً کمی توضیح دهید؟
به عنوان دیدهبان انضباطی، من با افرادی در ارتباط هستم که در شرایط بسیار دشواری قرار دارند؛ از جمله کسانی که آخر خط اعتیاد و خلاف هستند یا با سهلانگاری در رعایت قوانین کنگره۶۰ مواجه هستند و بارها انضباطی شدهاند. برخورد با این افراد و حتی خانوادههایشان، از نظر احساسی بسیار سنگین است. گاهی در ظاهر، وسوسه میشوم که با مدارا کردن، به آنها کمک کنم؛ مثلاً با نادیده گرفتن دورههای محرومیت یا جریمهها؛ اما میدانم که کار درست، اجرای دقیق قانون است. با وجود اینکه اجرای قانون ممکن است در ابتدا سخت به نظر برسد؛ اما وقتی میبینم افراد با تکیه بر همان قوانین و ساختار، به نتایج مثبت و تغییرات واقعی میرسند متوجه میشوم که این کار بهترین بازتاب را هم برای کنگره۶۰ و هم برای عزت نفس و جایگاه من خواهد داشت.
در این مسیر پر از یادگیری، اگر بخواهید یک پیام به تمام کسانی که در مسیر خدمت هستند بگویید آن پیام چیست؟
کلید اصلی در خدمت، عدالت و عمل سالم است. اگر بتوانیم تنها بر این دو اصل تمرکز کنیم، هیچ مانعی چه در جایگاه دیدهبانی، چه یک سفر اولی و چه مرزبان جوان یا افراد کهنسال نمیتواند سد راهمان شود. این دو مکمل یکدیگرند؛ عمل سالم، راه را برای اجرای عدالت هموار میسازد و عدالت، عمل سالم را معنا میبخشد. در کنار اینها معرفت نیز نقش مهمی در شناخت و درک این اصول ایفا میکند؛ اما پیادهسازی عادلانه عمل سالم، تضمینکننده موفقیت در هر جایگاه خدمتی است.
گفتگوی امروز با دیدهبان مسافر عبدالله یادآور این حقیقت است که در مسیر کنگره۶۰، جایگاهها گذرا هستند؛ اما اثر عمل سالم ماندگار است. ایشان به ما نشان دادند که حتی در سختترین لحظات مسئولیت در میانه طوفان، دردهای رهجویان یا در ایستادگی برای اجرای قانون، اگر هدف، حفظ عدالت و رضایت درونی باشد، از هر سختی سربلند بیرون میآییم. امیدواریم این تجربیات، جرقهای باشد در دل تمام کسانی که در مسیر خدمت هستند تا بدانند خدمت نه یک وظیفه بلکه فرصتی برای معنا بخشیدن به زندگی و بهجا گذاشتن اثری است که هرگز از بین نمیرود.
مصاحبهکننده: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون چهارم)
طراح سؤالات: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
841