جلسه هفتم از دوره پنجم لژیون سردار شعبه اروند آبادان، با استادی پهلوان مسافر میثم و نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر علی با دستور جلسه « وادی ششم و تأثیر آن روی من » در روز پنج شنبه ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، میثم هستم، مسافر.
خیلی خوشحالم که امروز در شعبه آبادان حضور دارم. از روز اولی که به این شعبه آمدم، فضای بسیار خوبی را احساس کردم و از اینکه من را در جمع خودتان پذیرفتید، سپاسگزارم. همچنین از آقا امیر، نگهبان لژیون سردار، و ایجنت محترم تشکر میکنم که این فرصت را دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
در مورد دستور جلسه، وادی ششم به موضوع اجرای حکم عقل میپردازد. به نظر من، یکی از مهمترین آرزوهای کنگره ۶۰ این است که هر فرد بتواند به فرمان عقل نزدیکتر شود. قبل از ورود به کنگره، شناخت درستی از عقل، حس و مغز نداشتم و تصور میکردم عقل همان مغز است. اما در کنگره یاد گرفتم که حس، پیام را دریافت میکند، مغز آن را ترجمه میکند و در نهایت عقل تصمیم میگیرد.
مشکل اصلی من قبل از کنگره این بود که اطلاعات نادرست زیادی دریافت میکردم. عقل و مغز درست کار میکردند، اما ورودیهای اشتباه باعث میشد تصمیمهای درستی نگیرم. با ورود به کنگره، جهانبینی من تغییر کرد و توانستم راحتتر زندگی کنم. احساس میکنم شاید ۱۰ تا ۱۵ درصد به فرمان عقل نزدیک شده باشم، اما همین مقدار هم تأثیر زیادی در زندگیام داشته است.
وادیهای اول تا سوم به من تفکر کردن را یاد دادند. در سفر اول، وادی چهارم برایم سخت بود، چون مسئولیتپذیری را قبول نمیکردم و مدام بهانه میآوردم. اما کمکم فهمیدم که خودم مسئول شرایطی هستم که در آن قرار گرفتهام. کنگره به من یاد داد چگونه مسیر درست را برای زندگیام ترسیم کنم.
در وادی ششم نیز یاد گرفتم که برای نزدیک شدن به فرمان عقل، باید از کارهای ساده شروع کنم؛ کارهایی مثل مسواک زدن، منظم بودن و انجام مسئولیتهای کوچک. وقتی انسان بتواند کارهای کوچک را درست انجام دهد، بهمرور توانایی انجام کارهای بزرگتر را هم پیدا میکند. به نظر من، چنین آموزشهایی را بهسختی میتوان بیرون از کنگره پیدا کرد.
آدم باید طوری زندگی کند که وقتی پیش دیگران میرود، نگویند: «باز این آمد!»
یادم هست وقتی وارد فروشگاه میشدم، فروشندهها با دیدن من حالت خوبی نداشتند؛ اما حالا که میروم، همه چیز فرق کرده است. با بیشترشان دوست شدهام و از مشکلاتشان خبر دارم. بهطور کلی، زندگی خیلی زیباتر و روانتر شده است.
شاید من هم در زندگیام مشکل داشته باشم، اما هر روز که به کنگره میآیم، احساس میکنم برندهام. بعضی وقتها به آقا شاهرخ زنگ زدهام و گفتهام که در خانه خیلی اعصابم خرد شده بود، اما همین که از خانه بیرون آمدم و به کنگره آمدم، حالم خیلی بهتر شد. من همه اینها را مدیون کنگره هستم.
بزرگترین چیزی که کنگره به من داده، امید است؛ امید به اینکه میتوانم برنده شوم و از پس مشکلاتم بربیایم. هر مشکلی که برای من پیش میآید، در اندازه من است و میتوانم آن را حل کنم. قبلاً اینطور نبود؛ اگر کسی صبح یک سلام بد به من میداد، تا شب ذهنم درگیرش بود و حتی شب هم آرامش نداشتم.
من در لژیون سردار چیزی ندادم، اما خیلی چیزها گرفتم. این لژیون پیوند من را با کنگره عمیقتر کرد و باعث شد بتوانم در کنگره بمانم. به نظر من، کنگره مثل باغ زیبایی است که من آن را دیدهام و دوست دارم دیگران هم آن را ببینند.
به نظرم، ۶ میلیون تومان برای سردار شدن مبلغ زیادی نیست، بهویژه وقتی این امکان فراهم شده تا همه بتوانند از آن استفاده کنند. کنگره دوست دارد همه اعضایش و همه مردم، زندگی بهتری داشته باشند.
ممنون که به صحبتهایم گوش دادید.
.jpg)



گروه سایت نمایندگی اروند آبادان
تایپ: همسفر مهدی لژیون یکم عکاس: مسافر علی لژیون پنجم ویرایش: مسافر رضا لژیون پنجم ارسال مطلب: مسافر امین مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
163