English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بان‌ها از خواسته‌های شخصی خودشان عبور کرده‌اند و در مسیر آموزش و خدمت به این جایگاه رسیده‌اند

دیده‌بان‌ها از خواسته‌های شخصی خودشان عبور کرده‌اند و در مسیر آموزش و خدمت به این جایگاه رسیده‌اند

جلسه هشتم از دوره چهارمین جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر عباس و نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر محمد رضا با دستور جلسه هفته دیده بان در روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد

از راهنمای لژیون دوم، علی‌آقا،خیلی تشکر می‌کنم که شرایط را فراهم کردند تا من در این جایگاه خدمت کنم. واقعاً خودم را لایق این جایگاه نمی‌دانم و احساس می‌کنم اینجا بیشتر دارم درس پس می‌دهم.

 

جلسه‌ی قبل حضور نداشتم و تهران بودم. جا دارد پنج‌سال رهایی آقای باقر را هم تبریک بگویم. ایشان برای من خیلی عزیز هستند و از ایشان آموزش زیادی گرفته‌ام؛ شاید خودش هم متوجه نشده باشد. حضور و رفتارشان برای من همیشه تأثیرگذار بوده و امیدوارم همچنان در کنگره بمانند و خدمت کنند تا ما هم از ایشان آموزش بگیریم.

 

دستور جلسه درباره‌ی دیده‌بان‌هاست. راستش صحبت کردن درباره‌ی دیده‌بان خیلی سخت است. من روزهای اولی که وارد کنگره شده بودم، فکر می‌کردم دیده‌بان‌ها آدم‌هایی هستند که خیلی از ما دورند؛ یک جور آدم‌های خاص و معنوی. اما وقتی جلوتر آمدم و با آن‌ها آشنا شدم، فهمیدم دیده‌بان‌ها انسان‌هایی هستند که مسئولیت‌های خیلی سنگینی را به عهده گرفته‌اند و بدون اینکه ما متوجه باشیم، دارند خدمت می‌کنند.

 

ما معمولاً نمی‌بینیم یک دیده‌بان از کدام شهر به کدام شهر می‌رود، برای چه کاری سفر می‌کند، یا چه مشکلاتی در شعبه‌ها پیش آمده که باید آن‌ها را حل و فصل کند. پشت صحنه، مسائل زیادی هست که دیده نمی‌شود. دیده‌بان‌ها برای همین مسئولیت‌ها وقت می‌گذارند، سفر می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و مشکلات را پیگیری می‌کنند؛ بدون اینکه ما همیشه از زحمت‌هایشان خبر داشته باشیم.

 

یکی از همسفرها در مشارکتش مثال خیلی قشنگی زد. گفت اگر کنگره را به یک درخت تشبیه کنیم، ریشه و پایه‌ی آن درخت آقای مهندس هستند، تنه‌ی درخت دیده‌بان‌ها هستند، شاخه‌هایش راهنماها و مرزبان‌ها هستند و شکوفه‌هایش تازه‌واردهایی هستند که وارد کنگره می‌شوند. اگر تنه نباشد، درخت نمی‌تواند سرپا بماند. کنگره هم اگر دیده‌بان نداشته باشد، کسی نیست که امور را هماهنگ کند و مسیر حرکت شعبه‌ها و کل کنگره را ادامه بدهد.

 

هدف دیده‌بان‌ها این است که کنگره به آرمان خودش برسد؛ آرمانی که برای من یعنی انسان‌هایی که در شهرهای مختلف، در تاریکی و رنج و عذاب زندگی می‌کنند، بتوانند راه نجاتشان را پیدا کنند. من خودم روزی در تاریکی بودم و نمی‌دانستم چطور باید از آن بیرون بیایم. دیده‌بان‌ها بدون منت و بدون چشمداشت دارند برای این هدف کار می‌کنند.

 

یادم می‌آید زمانی که سفر اول بودم، وقتی دیده‌بانی به شعبه می‌آمد، با دقت نگاه می‌کردم که چه می‌گوید و چه آموزشی برای ما دارد. بعد فهمیدم این افراد آن‌قدر آموزش دیده‌اند و دانایی کسب کرده‌اند که وقتی صحبت می‌کنند، در آدم انگیزه ایجاد می‌شود. من از حضورشان انرژی می‌گرفتم و با شوق بیشتری مسیرم را ادامه می‌دادم.

 

حالا می‌فهمم دست‌هایی پشت پرده هست که برای کنگره تلاش می‌کنند و ما خیلی وقت‌ها آن‌ها را نمی‌بینیم. به همین دلیل جا دارد از همه‌ی دیده‌بان‌های محترم تشکر کنم. اما سهم من در هفته‌ی دیده‌بان چیست؟ به نظر من، تشکر با زبان به‌تنهایی کافی نیست. اگر روزی برای دیده‌بان‌ها در نظر گرفته شده، من باید با عشق در آن مشارکت کنم و با دل و جان قدردان باشم.

 

من می‌دانم دیده‌بان‌ها برای خدمت، گاهی مسافت‌های خیلی طولانی را طی می‌کنند. ممکن است یک دیده‌بان هزار کیلومتر راه بیاید، به شعبه‌ی ما بیاید، یک کلمه‌ی مهم به ما آموزش بدهد و دوباره برگردد؛ بدون اینکه حتی از ما چیزی بخواهد. من وقتی در دوران اعتیاد بودم، برای مواد مخدر به‌راحتی دست در جیبم می‌کردم و پنهان‌کاری می‌کردم. حالا سؤال من این است که آیا برای کسی که دارد به من خدمت می‌کند و مسیر درست را نشانم می‌دهد، نمی‌توانم با عشق قدردانی کنم؟

 

مهم نیست مبلغ چقدر باشد. مهم این است که با چه نیتی این کار را انجام می‌دهم. می‌توانم همراه آن، حرف دلم را هم بنویسم. من دیده‌بان‌ها را خیلی دوست دارم، چون می‌دانم باعث استحکام بنای اصلی کنگره هستند و این جایگاه به‌راحتی به دست نیامده است. دیده‌بان‌ها از خواسته‌های شخصی خودشان عبور کرده‌اند و در مسیر آموزش و خدمت به این جایگاه رسیده‌اند.

 

هر وقت یک دیده‌بان وارد شعبه می‌شود، معمولاً انرژی خاصی در شعبه به وجود می‌آید. دلیلش این است که آن شخص با دانایی و تجربه‌ی زیادی آمده و حضورش روی ما اثر می‌گذارد. ما شاید همه‌ی زحمت‌هایش را نبینیم، اما می‌توانیم نتیجه‌ی خدمتش را در نظم، آموزش، آرامش و حرکت کنگره ببینیم.

 

در پایان، از همه‌ی دیده‌بان‌های محترم تشکر می‌کنم. امیدوارم بتوانیم قدردان زحماتشان باشیم؛ نه فقط با حرف، بلکه با عمل، با حضور، با آموزش گرفتن و با مشارکت کردن.

عکاس :مسافر فرج

صدا: مسافر محمد رضا

تنظیم و ارسال: مسافر احمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .