گفتگوی صمیمانه ای داشتیم با راهنمای محترم لژیون 14 تا از آموزش ها و تجربیات ایشان بهره ببریم که شما را به خواندن آن دعوت می نماییم

گفتوگو با راهنمای محترم، مسافر علی جعفرزاده؛ از تجربه خدمت تا جایگاه راهنمایی
۱. لطفاً از مسیر ورود به کنگره ۶۰ و رسیدن به جایگاه راهنمایی برایمان بگویید. چه چیزی در این مسیر بیشترین تأثیر را در ماندگاری شما در کنگره داشت؟
سلام و عرض ادب خدمت شما و سایت محترم شفا.
پیام کنگره را از یک مرد ۶۵ ساله دریافت کردم و این موضوع برای من در نوع خودش بینظیر بود. شخصی با سالها تخریب، با کمر و زانوهای خمیده، در کنگره ۶۰ به درمان رسیده بود و حتی اکنون که هشت سال از رهاییاش میگذرد، دیگر آن حالت خمیده و پیرگونه را نداشت.
همیشه با خودم میگفتم من سن و سال کمتر و تخریب کمتری نسبت به این عزیزان دارم، پس من هم میتوانم خوب سفر کنم.
در مورد بخش دوم سؤال، باید مثالی بزنم. پاداش یک کوهنورد که دورهها و آموزشهای کوهنوردی را پشت سر گذاشته، در مسیر خواستهاش تلاش کرده، قدمبهقدم ابزار لازم را آموخته و به تمام ابعاد کوهنوردی، آموزشهای اساتید، علائم، نکات ایمنی و حریمها توجه کرده، رسیدن به قله و حفظ سلامتی است.
به نظر من، پاداش مسافری هم که با تمام سختیهای سفر، در مسیر خواسته خود محکم ایستاده و تلاش کرده، رسیدن به جایگاه ارزشمند راهنمایی است.
در مورد ماندگاری نیز باید بگویم که من تاریکی را بسیار زیاد تجربه کردهام. به نظرم بالاتر از سیاهی، رنگی هست و همین تجربه تاریکیها یکی از دلایل ماندگاری من تا امروز در کنگره بوده است.
۲. شما تجربه خدمت در جایگاه مرزبانی نمایندگی شفا را داشتهاید. مهمترین چیزی که از دوران مرزبانی آموختید و امروز در جایگاه راهنمایی به کارتان میآید چیست؟
تنها پیوند محبت است که ما را به یکدیگر متصل نگه داشته است. در کنار اجرای قوانین و حرمتهایی که توسطکنگره دیدهبانان وضع میشود، اگر محبت هم چاشنی کار باشد، حتی خار هم گل میشود.
اکنون چند ماه است که لژیون خودتان را تشکیل دادهاید. روزهای ابتدایی تشکیل لژیون چه حس و حالی و چه چالشهایی برای شما داشت؟
خداوند را شکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار داده تا بتوانم با افرادی که در لژیون ۱۴ نمایندگی شفا بهعنوان رهجو حضور دارند و همچنین عزیزانی که در ادامه به لژیون میآیند، با هم رشد کنیم.
پیش از معارفه، خیلیها درباره احتمال وجود چالشها با من صحبت کردند و هنوز هم این موضوع را مطرح میکنند؛ اما من اعتقاد دارم همه اعضا، رهجوی کنگره هستند. پیام کنگره این است: «همه برای یک نفر و یک نفر برای همه.»
هرکسی که همراه من برای رهایی به تهران بیاید، رهجوی کنگره است و مدیون متد دیاستی خواهد بود.
۴. هفته دیدهبان فرصت مناسبی برای قدردانی از دیدهبانان است. شما با توجه به تجربهای که در جایگاههای مختلف خدمت داشتهاید، نقش دیدهبانان را در حفظ ساختار و حرکت کنگره چگونه میبینید؟
اولویتِ اول دیدهبانان عزیز، خدمت و حضور در کنگره ۶۰ است و کسی که این موضوع را درک کند، متوجه اهمیت حرکت کنگره و استحکام ستونهای آن خواهد شد.
باید عرض کنم که اولویت دوم آنها خانواده و اولویت سوم، کار است.
من همیشه قدردان دیدهبانان بودهام و با تمام توان، در هفته دیدهبان از این عزیزان قدردانی خواهم کرد.
۵. اگر بخواهید به یک نفر که تازه وارد مسیر خدمت شده توصیهای کنید، مهمترین نکتهای که از تجربه سالهای خدمت خود به او میگویید چیست؟
همانطور که قبلاً گفتم، رعایت قوانین در کنار عشق و محبت بسیار مهم است. هرکدام از این دو وجود نداشته باشد، امکان رخ دادن خطا و حتی خیانت به خدمت وجود دارد.
۶. بهعنوان یک راهنما، چه کلام یا توصیهای برای مسافران سفر دوم دارید؟
من خودم یک مسافر سفر دوم هستم و همیشه با خودم تکرار میکنم که اگر میخواهی به نقطهای که مدنظر داری برسی، باید فرمانبردار و منظم باشی، سلسلهمراتب را بشناسی و حرمتها را محترم بدانی.
به اعتقاد من، حتی کارهای به ظاهر کوچک هم بخشی از آموزش و خدمت هستند. برای مثال، کسی که ته سیگار خودش را خاموش میکند و داخل سطل میاندازد و حتی ته سیگار دیگری را از روی زمین برمیدارد، در حال خدمت است. همین رفتارهای ساده نشان میدهد که فرد در مسیر آموزش قرار دارد و به آموختههای خود در سیدیها و آموزشهای کنگره عمل میکند.
۷. لطفاً در پایان، در مورد کلمههای زیر حس خود را بیان کنید:
دیدهبانان: ستونهای استوار کنگره ۶۰
لژیون: آموزگار
خدمت: خودسازی
رهایی: سرآغاز خطی دیگر
علی جعفرزاده: همیشه مسافر
و در پایان، اگر بخواهید یک پیام کوتاه برای رهجوهای لژیون خودتان داشته باشید، چه میگویید؟
برای رسیدن به هدف، خواسته و تلاش بسیار مهم است؛ اما عجله نکردن و صبر، مهمتر است.
مرزبان خبری: مسافر احمد
مصاحبه و ارسال: مسافر علی اصغر
- تعداد بازدید از این مطلب :
261