برای آنهایی که شاید خودشان ندانند؛ بعضی آدمها را نمیشود با عنوان صدا زد؛ چون آنچه هستند، خیلی بزرگتر از چند کلمه است. «دیدهبان» این واژه برای من، فقط یک جایگاه در کنگره نیست. گاهی فکر میکنم دیدهبان یعنی کسی که سالها قبل، یک جایی از مسیر، خودش را از «من» عبور داده و رسیده به جایی که حالِ آدمهای دیگر برایش مهم شده است. شاید هیچوقت نفهمد چند نفر با دیدنش دلشان قرص شدهاست. چند نفر بعد از یک حرف سادهاش، تصمیم گرفتهاند دوباره ادامه دهند یا چند نفر در سکوت، از بودنش قوت قلب گرفتهاند.
آدمها معمولاً لحظههای بزرگ را به خاطر میسپارند؛ اما من فکر میکنم زندگی را همین چیزهای کوچکی میسازند که هیچکس برایشان دست نمیزند. یک صندلی که سر جایش قرار گرفته، یک جلسه که بهموقع شروع شده، یک نفر که خسته بوده اما باز هم آمده، یک حرف که درست در لحظهی لازم گفته شده و انسانی که شاید خودش خسته بوده؛ اما اجازه نداده خستگیاش به مسیر دیگری سرایت کند.
شاید عظمت دیدهبان بودن همین باشد؛ اینکه گاهی خودت هم هزار حرف نگفته داشته باشی؛ اما باز شنونده حرفهای دیگران باشی. من امروز نمیخواهم از بزرگیِ شما بنویسم؛ چون بزرگی، چیزی نیست که با چند جمله ثابت شود. میخواهم فقط بگویم: اگر روزی کسی از من بپرسد: «در کنگره چه چیزی بیشتر از همه ماندگار بود؟» شاید جوابم اسم هیچ انسانی نباشد و بگویم: حسی که بعضی آدمها به آدم میدهند؛ حسِ اینکه هنوز میشود به انسان، به مسیر و به فردا اعتماد کرد و برای من، دیدهبانان بخشی از همین حس هستند.
امروز، در هفتهای که به نام شما است، نه میخواهم اغراق کنم، نه جملههای قشنگ را کنار هم بچینم. فقط از ته دل میگویم: ممنون که بعضی جاها ایستادید تا ما یاد بگیریم چگونه بایستیم و شاید روزی، سالها بعد، وقتی از این روزها فقط خاطرهای دور برایمان مانده باشد، چیزی که از شما در ذهنمان میماند، نه عنوانتان است و نه جایگاهتان؛ بلکه همان لحظههایی است که بیآنکه بدانید، حالِ یک انسان را بهتر کردید.
هفته دیدهبان مبارک؛ به تمام کسانی که شاید خودشان ندانند، اما بخشی از ادامه دادنِ ما، مدیون ایستادنِ آنها است.
نویسنده: همسفر آتوسا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر نادیا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
55