
مرزبان همسفر فاطمه:
به نام قدرت مطلق الله
بهتر است دلنوشتهام را از تاریخ ۱۴۰۴/۳/۸ تا الان که سه ماه از رهایی من میگذرد، برای شما بگویم. آن روزی که به کنگره آمدم، حال بدی داشتم. یادم میآید روزی که آمدم، حتی باور نمیکردم که بخواهم ۴ ساعت روی این صندلیها بنشینم و کارهایی را ببینم و حرفهایی را بشنوم که اصلاً برایم جذاب و دوستداشتنی نبود، چه برسد به چند روز، ماه و یا سال!
چون آنقدر حالم بد بود که نمیخواستم به خودم کمک کنم و خودم را از این حال بد نجات بدهم. این حال، یکشبه در من ایجاد نشده بود؛ ۶ سال طول کشید تا روزبهروز حالم بدتر شد. منظورم از ابتدای مصرف مواد مسافرم تا انتهای مصرف او بود. حتی زمانی که مسافرم حالش خوب شد و رهاییاش را گرفت، حال من همچنان بد بود؛ چون هیچ تلاشی برای خودم نکرده بودم.
تا یک روز که به خودم آمدم و گفتم: فاطمه! تا کی میخواهی به خودت کمک نکنی؟ بلند شو، خودت را حرکت بده. فقط خودت هستی که میتوانی حال خودت را خوب کنی و به خودت کمک کنی. تا اینکه در همان تاریخ تصمیم گرفتم و به کنگره آمدم. مسافرم وقتی من را دید، باور نمیکرد که بیایم؛ چون همیشه میگفتم امروز میآیم، ولی خبری نبود.
الان به جایی که رسیدم، باور نمیکنم؛ ولی باید خودم، قدرتم، تواناییام، شخصیتم، ایمانم و خیلی چیزهایی که خداوند در درونم نهاده است را باور کنم. خدا را شکر میکنم؛ اگر هنوز به آن حال خوش واقعی که میخواهم نرسیدم، ولی حال الان من از یک سال و نیم پیش خیلی بهتر است. چون خواستم و یاد گرفتم که هیچکس بهاندازه خودِ انسان به خودش فکر نمیکند. یاد گرفتم که نعمت اختیار را دارم و هر انسانی به میزان تلاش خود، نتیجه میگیرد و اگر حرکتی نکنم، راه برای من نمایان نمیشود. یاد گرفتم در خدمت به دیگران است که رشد پیدا میکنم و آموزش میبینم.
تنها من نیستم که مشکل دارم و مشکل در یک شب به وجود نمیآید که در یک شب هم حل بشود. خیلی چیزهای دیگر برای بهتر شدن حالم هست؛ خیلی اشتباهاتی که قبلاً میکردم را دیگر نمیکنم. به قول آقای مهندس: گذشتهها گذشته، از آینده هم که خبری نداریم؛ پس زمان حال را از دست ندهیم و بهترینها را برای خودمان رقم بزنیم. این هم یکی از مهمترین درسهایی بود که از آن تجربههای خوبی کسب کردم. شاید اگر قبل از کنگره بود، حال الان خودم را هم خراب میکردم.
این را میخواستم به سفر اولیها بگویم که میتوانید! باور داشته باشید که خودتان هستید که باید به خودتان کمک کنید؛ بعد دیگران. و این کمککردن به خودشان، در راستای آموزش، آگاهی، علم، دانش و خدمتی هست که در کنار دیگران به دست میآورند. این راه را ادامه بدهید؛ همانطور که دیگران به ما کمک کردند، ما هم این کمک را از دیگران دریغ نکنیم.
و اما قسمت شیرین و سخت که در اولین خدمتم برای من اتفاق افتاد، خدمت مرزبانی بود که شاید خداوند خواست من بیشتر خودم را باور کنم و تلاشم را در زندگی بیشتر کنم. در اینجا از راهنمای خودم، همسفر اعظم، بسیار سپاسگزارم که این باور و امید را بیشتر در دل من کاشت و من را برای رسیدن به خواستهها و باورهایم مصممتر کرد. ممنونم.

مرزبان همسفر حمیده:
کلام خود را با شکر، حمد و ستایش خداوند بلندمرتبه بهخاطر انجام این عمل عظیم شروع میکنم. بدون اغراق باید بگویم بهترین مکان و بهترین انسانهایی که در زندگی خود پیدا کردم، مکان و انسانهای کنگره۶۰ هستند.
مسافرم وارد کنگره شد تا شاید با این کار من را قانع کند که میخواهد کاری برای تغییر شرایط آشفته و بههمریخته زندگی انجام دهد. همیشه فکر میکردم اگر مسافرم درمان شود، همهچیز در زندگی ما سروسامان خواهد یافت؛ اما غافل از اینکه مشکل اصلی، شرایط آشفته زندگی خودم بود. من پر از ناآرامی، استرس، ترس، آشفتگی و بیقراری بودم.
خودم را در کنگره پیدا کردم؛ متوجه شدم که اگر صورت مسئله را پیدا کنم، مسائل را میتوانم راحتتر حل کنم. صورت مسئله خودم بودم و پاسخ مسائلم را در وادیها، سیدیها، شرکت در لژیون و درنهایت فرمانبرداری از راهنمای خود دیدم.
خدا را شکر میکنم که با مسافرم راهی این سفر عشق شدم. با هم همراه شدیم و متوجه شدیم که در کنار هم بودن، سختیهای مسیر را آسانتر میکند. از راهنمای مسافرم، مسافر راجع، خیلی سپاسگزارم که در کنار مسافرم بودند و کمک کردند تا به رهایی برسد.
من و مسافرم یک جسم یا یک روح نیستیم؛ اما این را خوب متوجه شدیم که اگر در راه درست باشیم، برای جسم و روح هم درمان هستیم. هرچه در گذشته به جسم و روح هم زخم زدیم، در کنگره راه التیام این زخمها را پیدا کردیم. در پایان، از راهنما همسفر سودابه که الگوی خوبی از عشق، تعهد و همراهی هستند و همیشه یاریرسان من بودند، قدردانی میکنم و از خداوند برای تمامی خدمتگزاران کنگره بهترینها را خواستارم.
گرد آوری: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم) دبیر سایت
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
72