سلام و خداقوت خدمت شما از شما سپاس گذاریم که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. هفته دیدهبان را از طرف همه اعضاء شعبه فردوسی تبریک میگوییم.
دیدهبان بودن در کنگره۶۰، برای من معنای فراتر از مشاهده کردن دارد. معنای حضور داشتن در لحظه، لحظه رهایی، در سکوتهای پرمعنا و در فریادهای امید. من در این مسیر، همراه مسیرهای دشوار و قلههای بلند هستم. دیدهبانی که سعی میکند با نگاهی مهربان، زیباییِ برخاستن از خاکستر را در چشمان هر همراه پیدا کند. خوشحالم که در این جمعِ نور حضور دارم و شاهد معجزه تغییر هستم.
مسافر بابک با ۱۴ سال تخریب آنتیایکس مصرفی تریاک، شیشه، کوکائین، حشیش وارد کنگره شدند. به مدت ۱۳ ماه و ۲۴ روز به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر محمد صادق سفر کردند. ورزش ایشان در کنگره فوتسال است. به مدت ۱۶ سال و ۳ ماه است که از بند اعتیاد آزاد و رها هستند. در ضمن سفر نیکوتین هم به راهنمایی آقای مهندس دژاکام داشتند. رهایی از بند نیکوتین به مدت ۱۴ سال و ۸ ماه است.
اگر بخواهید یکی از ماندگارترین یا جالبترین خاطرات خود را از میان انبوه روزهای خدمت و سفرها برای ما بازگو کنید آن خاطره کدام است؟
در طول سالهایی که من افتخار خدمت در کنگره۶۰ را داشتم، به هر حال خاطرات زیادی قائدتاً وجود دارد. یکی از ماندگارترین خاطرات من، افتتاح نمایندگی فردوسی بود که با تلاش همه اعضاء در آن زمان اتفاق افتاد که نقطه عطفی بود، به نظر من در استان خراسان که پایهگذار خیلی از نمایندگیهای دیگر شد و ظهور نمایندگی فردوسی در موقع خودش که با حمایت بنیان کنگره۶۰ و دیدهبان مالی مسافر مجید که آن زمان دیدهبان رابط مشهد بودند اتفاق افتاد و همیشه خاطره و تصویر روز افتتاح نمایندگی فردوسی در یاد من هست.
میدانیم که دیدهبانی همیشه مسیر همواری نیست، از دیدگاه شما پنهانترین و دشوارترین بخش این مسئولیت چیست که شاید از چشم دیگران پنهان است؟
فکر میکنم برای اینکه یک دیدهبان درگیر قضاوت نشود، در حالی که وظیفه دارد مسائل را ارزیابی کند، در رابطه با نمایندگیهای مختلف و آن وظایفی که بر عهدهاش هست، حالا چه به صورت وظایف عمومی و وظایف تخصصی در قسمتهایی که این افتخار خدمت وجود دارد، شاید آن چیزی که چالش برانگیز باشد این هست که درگیر قضاوت نشود و بتواند در عین حال ارزیابی کند، شاید این دو فاصلهشان به اندازه مو هست که بحث ارزیابی و قضاوت است و این یکی از چالشهایی بوده که در این جایگاه وجود دارد. به نظر من یکی از مهمترین چیزهایی که باید در نظر گرفته شود این است که به صورت کلی نگاه بکند؛ یعنی همه نمایندگیهای کنگره۶۰ را بتواند در نظر بگیرد چه از نظر توانمندی و قابلیت و چه تقسیم منابعی که در کنگره وجود دارد و برای اینکه تمام نمایندگیها به سمت رشد و تعالی حرکت کنند.
اگر بخواهید در چند کلمه در وصف استاد بزرگوار آقای مهندس و کنگره۶۰ شعر یا معنایی بسازید آن کلمات چه خواهد بود؟
اگر بخواهم آقای مهندس دژاکام را در یک جمله کوتاه وصف کنم. خیلی کار سختی میشود؛ چون در چند کتاب هم نمیشود ایشان را وصف کرد؛ ولی اگر بخواهم خیلی ساده بگویم ایشان اقیانوس علم و آگاهی هستند، دریای معرفت و عشق.
از دیدگاه شما یک دیدهبان با تجربه از مسافری که تازه سفر خود را شروع کرده است چه انتظاری دارید؟
انتظاری که میشود از آن مسافر سفر اولی داشت در جایگاه خودش بهترین باشد؛ یعنی به حرف راهنمایش گوش بدهد و در مسیر رود خروشان کنگره به اندازه ظرفیتش حرکت کند، به عنوان یک فردی که برای درمانش و حرکت از عمق تاریکیها به سمت روشناییها حرکت میکند؛ مثل یک دفتر سفید نقاشی باشد و اجازه بدهد که علم کنگره۶۰ بیاید و خطوط لازم را بر آن صفحه سفید نقاشی، چیزی که باید ترسیم کند و نقش قشنگ درمان و حرکت به سمت انسانیت را رسم کند.

با نگاه دقیق و تجربه بالای شما چه نکاتی را برای تعالی و شکوفایی بیشتر نمایندگی فردوسی به ما پیشنهاد میدهید؟
چه نمایندگی فردوسی، چه نمایندگیهای دیگر اگر بخواهند به سمت تعالی و شکوفایی بیشتر حرکت کنند آن اتفاقی که باید درونشان بیفتد این است که همیشه آموزشهای کنگره و آن تفکر کنگره، در کنارش محبتی که در وادی چهاردهم راجعبه آن صحبت میشود، در نمایندگی جاری باشد و همه اعضاء خدمتگذار یادشان باشد که برای این به کنگره آمدیم که اول خودمان از آموزشهای کنگره بهرهمند شویم و حال بهتری داشته باشیم و دوم ذرهای هم شده تلاش کنیم، برای اینکه افراد تازهوارد و افراد سفر اولی به درمان برسند.
هر قدم در این مسیر آموزشی است، از میان آموزههایی که در دوران دیدهبانی در قلب خود حک کردهاید کدام یک برای شما عزیز و پر بارتر است؟
آن چیزی که من از پیشکسوتهای خدمتگزار در کنگره دیدهبانان، یاد گرفتهام در رأس از بنیان کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام، این هست که وجود همه انسانها باارزش بوده و درست است که با استفاده از مواد مخدر یا انجام ضدارزشها، آن تکهای از وجود خداوند که در وجود همه ما هست فاصله گرفته باشیم؛ اما این دلیل نمیشود که ما وجود انسانها را کم ارزش بدانیم یا اینکه احترامی برایشان قائل نشویم. رعایت قانون کنگره هیچ منافاتی با محبت کردن ندارد و هر انسانی عزیز و ارزشمند است و باید آن بستر مناسب برای هر کدام از ما فراهم شود تا به سمت رشد و تعالی حرکت کنیم.
در پایان گفتگو اگر سخن یا پیامی هست که میخواهید در قلب ما حک شود بفرمایید؟
در پایان بهترینها را برای مسافران و همسفران خوب نمایندگی فردوسی آرزو میکنم. به عنوان کوچکترین خدمتگزار نمایندگیهای خراسان میخواهم که همه ما یادمان باشد، آن روزهای سختی که شاید ۱۴ یا ۱۵ سال پیش طی شد تا اینکه امروز بتوانیم نمایندگیهای قوی در سطح مشهد داشته باشیم و در سه سطح استان خراسان، همه اینها نتیجه عملکرد افرادی بوده که در طول این مدت آمدهاند، رفتهاند و از آموزشها و قوانین کنگره استفاده کردند و پیروی نمودند؛ پس اگر ما هم میخواهیم در این چرخه تأثیرگذار باشیم، واقعاً ۳ تا مطلب هست که میتواند یک مثلث موفقیت را برای ما بسازد. ۱) استفاده از آموزشها و علم کنگره ۲) اجرای قوانین ۳) مستحکمتر کردن پیوند بین اعضاء.
از اینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار ما قرار دادید از شما ممنونم و سپاسگزاریم.
مصاحبه کننده و تایپیست: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پانزدهم)
ارسال و ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون شانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
72