یازدهمین جلسه از دور هفتم کارگاههای آموزشی لژیون سردار نمایندگی البرز، به استادی مسافر محمد، نگهبانی پهلوان مسافر حسین و خزانه داری مسافر یعقوب و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «وادی ششم وتاثیرآن روی من» سهشنبه بیستوهفتم مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
در مورد دستور جلسه «وادی ششم؛ حکم عقل را در قالب یک فرمانده کاملاً اجرا نماییم»، همانطور که همه ما میدانیم، عقل فرّ ایزدی دارد و اشتباه نمیکند. شاید همه ما خودمان را انسانهایی عاقل بدانیم و تصور کنیم تصمیماتی که میگیریم، تصمیمات درستی هستند؛ اما همیشه اینگونه نیست.
عقل مانند یک قاضی عمل میکند. یک قاضی زمانی که پروندهای را دریافت میکند، بر اساس اطلاعات و شواهدی که در اختیارش قرار گرفته، حکم صادر میکند. عقل ما نیز همینگونه است. گاهی اوقات حسهای ما اطلاعات نادرست و ناقصی را به عقل منتقل میکنند و در نتیجه، عقل بر اساس همان اطلاعات، تصمیمی را صادر میکند که ممکن است نتیجه مطلوبی نداشته باشد.
موضوع دیگری که برای من در این وادی بسیار مهم است، این است که گاهی عقل حکم درست را صادر میکند، اما ما توانایی اجرای آن حکم را نداریم.
به دوران مصرف خودم که نگاه میکنم، میبینم عقل همیشه به من میگفت مواد مصرف نکن، در جایی که در شأن و منزلتت نیست حضور پیدا نکن و کارهایی را که باعث تخریب جایگاهت میشود انجام نده؛ اما من نمیتوانستم این فرمانها را اجرا کنم. چون فرماندهی جسم و زندگیام را از دست داده بودم و توان اجرای فرمان عقل را نداشتم.
در دعای کنگره نیز میخوانیم: «خداوندا ما را به فرمان عقل نزدیک بفرما.» به نظر من این دعای بسیار بزرگی است، چون اگر انسان بتواند به مرحلهای برسد که فرمان عقل را بشناسد و آن را اجرا کند، به موهبت بسیار بزرگی دست پیدا کرده است.
اگر بخواهیم این موضوع را به لژیون سردار ارتباط بدهیم، گاهی عقل ما حکمی صادر میکند، اما هنگام اجرا، موانعی در وجودمان وجود دارد که اجازه نمیدهد آن فرمان را عملی کنیم.
برای مثال، در مورد خدمت مالی و جایگاه پهلوانی، عقل به ما میگوید این خدمت در مسیر درستی قرار دارد و این پول قرار نیست در جای نادرستی مصرف شود؛ بنابراین اگر توانایی داری، در این مسیر خدمت کن. اما زمانی که میخواهیم این فرمان را عملی کنیم، ممکن است حسهای مختلف، ترسها یا وابستگیهایی که هنوز در وجودمان وجود دارد، مانع اجرای آن شوند.
در انتهای وادی ششم جمله بسیار زیبایی وجود دارد که میگوید: «از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره، از نظر مکانی یک مو فاصله است، ولی از نظر زمانی هزاران سال طول میکشد.»
گاهی اوقات ما صدای نفس اماره را با صدای عقل اشتباه میگیریم. مخصوصاً در موضوعاتی مانند خدمت مالی، ممکن است درون ما کشمکش زیادی ایجاد شود و نتوانیم تشخیص بدهیم که این صدایی که میگوید «انجام بده» یا «انجام نده»، صدای عقل است یا صدای نفس.
تشخیص این موضوع به دانش و آگاهی ما برمیگردد. هرقدر آموزش بگیریم و آگاهی ما بیشتر شود، بهتر میتوانیم فرمان عقل را از فرمان نفس اماره تشخیص دهیم.
اگر عقل به من فرمان بدهد که در جایگاه پهلوانی خدمت کنم و من بتوانم این فرمان را اجرا کنم، قطعاً آموزشهایی که باید در مسیر این خدمت دریافت کنم، به من خواهد رسید و اثر و خیر آن را در زندگی خودم خواهم دید.
به تجربه دوستانی که در لژیون سردار خدمت مالی کردهاند نیز که نگاه میکنم، میبینم بسیاری از آنها به این آگاهی رسیدهاند که خدمت مالی نهتنها باعث کم شدن سرمایه زندگیشان نشده، بلکه نگاه و نگرش آنها را نسبت به مفهوم بخشش و خدمت تغییر داده است. کمتر کسی را دیدهام که بعد از این خدمت، از انجام آن پشیمان باشد و بگوید ایکاش آن مبلغ را برای خودم نگه میداشتم.
البته رسیدن به فرمان عقل و توانایی اجرای کامل آن، یکشبه اتفاق نمیافتد. همانطور که درمان در کنگره بهصورت تدریجی و ذرهذره انجام میشود، رسیدن به فرمان عقل نیز به مرور زمان و با آموزش، خدمت و تجربه به وجود میآید.
ما با همین آموزشها و خدمتهایی که در کنگره انجام میدهیم، بهتدریج یاد میگیریم فرمان عقل را بشناسیم و مهمتر از آن، بتوانیم آن را اجرا کنیم.
امیدوارم همه ما بتوانیم با آموزش و عمل، قدمبهقدم به جایگاهی برسیم که فرمان عقل را بهتر بشنویم، آن را از فرمان نفس اماره تشخیص دهیم و در نهایت، تا جایی که در توانمان است، آن را به اجرا درآوریم.
خیلی ممنونم که به مشارکت من توجه کردید.
.jpg)
تایپ متن:مسافرمهدی
ویرایش:مسافرحمزه
بارگزاری:مسافرمحمد
عکس:مسافرمهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
182