English Version
This Site Is Available In English

فرمانروایی که در قلبم بیدار شد

فرمانروایی که در قلبم بیدار شد

یادم می‌آید قبل از این‌که با کنگره آشنا شوم، زندگی من مثل کشتی بدون ناخدا بود که هر موجی به سمتش می‌آمد، او را به این سو و آن سو می‌برد. آن روزها، هر اتفاقی که می‌افتاد  چه خوب و چه بد، بی‌چون و چرا به آن واکنش نشان می‌دادم. اگر خشمگین، عصبی می‌شدم، داد و فریاد می‌کردم یا اگر لیوانی دم دستم بود، آن را پرتاب می‌کردم، بدون این‌که تفکر یا از عقلم استفاده کنم، که آیا این کار و این واکنش من درست است یا خیر؟ اصلاً نمی‌دانستم عقل چیست و چگونه؛ باید به حرف آن گوش بدهم. من اسیر احساسات آنی خود بودم و همین باعث می‌شد مدام تصمیم‌های اشتباه بگیرم، خودم را سرزنش کنم و مدام از چاله به چاه بیفتم.

وقتی وارد کنگره شدم و به وادی ششم رسیدم، انگار پنجره‌ای بسته در وجودم باز شد. یاد گرفتم که من فقط مجموعه‌ای از خشم، ترس و ناامیدی نیستم, من عقل دارم که مثل یک فرمانروای دانا و مهربان در درون‌ من نشسته است؛ اما سال‌ها بود که صدایش را خفه کرده بودم. تأثیر وادی ششم در زندگی من این بود که یاد گرفتم مکث کنم. اکنون وقتی مشکلی پیش می‌آید، یاد گرفتم، برای چند لحظه تأمل می‌کنم، از خودم می‌پرسم: عقل در این شرایط چه دستوری به من می‌دهد؟ آیا با فریاد زدن مشکلم حل می‌شود یا با قهر کردن، رابطه‌ من درست می‌گردد؟ عقلم به من می‌گوید: آرام باش، این فقط بازی احساسات من است و من نباید فریبش را بخورم.

بعد از وادی ششم، زندگی‌ من تغییر کرد، مسئولیت‌پذیرتر شدم. فهمیدم اگر به حرف عقلم گوش بدهم، لازم نیست همیشه منتظر باشم تا دیگران، مثلاً همسرم تغییر کند تا حال‌ من‌ خوب شود، من خودم می‌توانم فرمانروای حال خوب خودم باشم. صبر واقعی را یاد گرفتم. قبل از کنگره، صبر برای من؛ یعنی تحمل کردن دردها و مشکلات؛ اما بعد از وادی ششم فهمیدم صبر؛ یعنی اجازه دادن به عقل برای این‌که راه درست را پیدا کند. خودم را بیشتر دوست داشتم و در اولویت اول قرار دادم. وقتی به دستورات عقل عمل می‌کنم، مثلاً وقتی به جای دعوا کردن، روی خود و آرامشم تمرکز می‌کنم، احساس قدرت می‌کنم. این قدرت، همان آرامشی است که سال‌ها در حسرتش بودم.

کنگره و وادی ششم، فقط یک آموزش نبود، یک تولد دوباره بود. این‌که بفهمم هنوز هم دیر نشده و من می‌توانم صاحب خانه‌ وجود خود باشم، زیباترین هدیه‌ای بود که در این مسیر گرفتم. امروز اگر آرام هستم، به این دلیل است که دیگر اجازه نمی‌دهم هر احساس منفی و زودگذری، برای من تصمیم بگیرد.

نویسنده: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم)
عکاس‌خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .