در مسیر رهایی، هر قدمی که برداشته میشود، نه تنها فاصله ما را از تاریکی میکاهد؛ بلکه دریچهای به سوی کشف دوباره خویشتن میگشاید. گاهی این سفر، در کالبد خدمت تجلی مییابد؛ جایی که انسان، در ایثار برای دیگران، آرامش خویش را بازمییابد. در این گفتگو با اسیستانت همسفر پروانه همراه شدهایم که با نگاهی روشن به دنیای خدمت و تجربهای عمیق از سالهای حضور در کنگره۶۰، ما را به دنیای سفر دوم و معنای حقیقی خدمتگزاری میبرند. در ادامه با روایتهای پرمهر ایشان، در جستوجوی آرامشی میرویم که تنها در گرو بخشیدن و خدمت خالصانه یافت میشود.
همسفر پروانه و مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی تریاک و انواع قرص وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی همسفر ناهید و مسافر حمید سفر کردند. الان ۱۱ سال و 1 ماه است که وارد سفر دوم شدهاند. مسئولیتی که در حال حاضر در کنگره بر عهده دارند جایگاه اسیستانتی است.
در دنیای امروز که دلبستگیهای مادی بسیار است، چه عاملی محرک شماست تا با عشق و اشتیاق، مسیر خدمتگزاری در کنگره۶۰ را ادامه دهید؟
به نظر من، این سوال بسیار زیبا و عمیق است، در دنیایی که همه چیز بر اساس مادیات سنجیده میشود و همه بابت کاری که انجام میدهند حتماً باید دریافتی هم داشته باشند خدمت کردن از بیرون خیلی سخت است؛ اما محرک اصلی من در این مسیر انرژی و حال خوشی است که به خود من برمیگردد که در هیچ جایی از دنیا نمیتوانم این انرژی و حال خوش را دریافت کنم و چیز خیلی گرانبهایی که کنگره به من داده آن آرامشی است که در درون من در حال بهوجود آمدن است. وقتی یک فردی به رهایی میرسد به قدری برای همه خدمتگزاران ارزشمند است که تمام خستگی مادی از بین میرود و جای خود را همان حال خوش میگیرد.
خدمت در کنگره۶۰ چه تغییراتی در شخصیت، دیدگاه و جهانبینی شما ایجاد کرده است؟
هر فردی، چه مسافر و چه همسفر وقتی وارد کنگره میشود، در واقع یک سفر درونی را شروع میکند؛ قبل از ورود به کنگره مشکلات برای من همیشه مانع بودند و میخواستم از مشکلاتم فرار کنم؛ حتی در مقطعی در فکر حذف آنها بودم؛ اما چیزی که کنگره به من آموزش داد این بود که مشکلات بستههای آموزشی هستند، همیشه وجود دارند؛ اما چیزی که اهمیت دارد این است که من به دنبال مقصر نباشم و به این فکر کنم که از این مشکل چه آموزشی میگیرم یا اینکه این مشکل کدام شاخص را در من تقویت میکند. در ادامه تغییری که خدمت در جهانبینی و دیدگاه من بهوجود آورد، همین بود که مشکلات لعنت خداوند نیستند و رحمت هستند؛ چیزی که در شخصیت من شکل گرفت، این بود که از منیت کمکم فاصله گرفتم آن هم به وسیله خدمت کردن، در کل خدمت در کنگره دیدگاه مرا از طلبکار بودن از دنیا به بدهکار بودن از هستی تغییر داد و متوجه شدم که آرامش واقعی در گرفتن نیست، در خدمت کردن است.
در طول سالهای خدمت، ارزشمندترین تجربهای که به دست آوردهاید و بر شما اثرگذار بوده چیست؟
مهمترین تجربهای که برای هر فردی در هر جایگاه خدمتی رقم میخورد آن پیوند عشق و محبت است. ما میتوانیم با یک برخورد درست، یک لبخند یا حتی راهنمایی درست باعث آرامش زندگی یک فرد شویم و این حال خوب و حس خوب در درجه اول برای خودمان رقم میخورد.
چه چیزی در فضای کنگره باعث میشود که شما به خدمت صادقانه و بدون چشمداشت روی آورید؟
خدمت صادقانه و بدون چشمداشت یعنی در واقع همان وادی چهاردهم و اینگونه خدمت کردن آرامش را برای همه ما به ارمغان میآورد. در جواب سوالهای قبلی هم به شما گفتم چیزی که شاید در هیچ جای دنیا شما نتوانید دریافت کنید همین آرامش درونی است.

در فضای خدمت، مواجهه با چالشهای انسانی و انرژیهای منفی اجتنابناپذیر است. استراتژی شما برای حفظ تعادل روانی و خنثیسازی این اثرات چیست تا آرامش و حال خوبتان حفظ شود؟
این انرژی و نیروهای منفی در اطراف ما همیشه وجود دارند، برای اینکه من رشد کرده و ارتقاء پیدا کنم. اینکه چه دیدگاهی نسبت به این نیروها و انرژی های منفی دارم، خیلی مهم است. خدمتگزار بودن یعنی اینکه شما در طوفانی که هستید آرام باشید؛ در واقع اگر خود من به عنوان خدمتگزار بخواهم درگیر انرژیهای منفی بشوم نمیتوانم الگوی خوبی برای دیگران باشم؛ پس حفظ تعادل خود بخشی از همان خدمت من محسوب میشود.
بسیاری نگران هستند که مسئولیتهای سنگین اجرایی بر کیفیت زندگی شخصی اثر بگذارد؛ تجربه شما در ایجاد توازن میان خدمت گسترده و زندگی فردی چگونه است و آیا در این مسیر با خللی روبهرو شدهاید؟
این نگرانی نشانه ضعف انسان نیست؛ بلکه مسئولیتپذیری یک فرد را نشان میدهد که فرد هم در کنگره یک مسئولیت اجرایی دارد و هم در خانه به عنوان یک مادر، همسر یا دختر مسئولیتهایی دارد که باید بین این مسئولیتها تعادل را برقرار کند، آقای مهندس بارها به همه ما برنامهریزی را یاد دادهاند، اگر ما بخواهیم برنامهریزی درست را یاد بگیریم برای هیچ کدام از ما مشکل و خللی بهوجود نمیآید و این را در نظر داشته باشیم که همه ما رهجوی کنگره هستیم در هر جایگاه خدمتی که باشیم. ما رهجو هستیم و شاید با تغییر این جایگاهها مسئولیتپذیریهای ما بیشتر شود؛ ولی در نظر داشته باشیم که شاید به عنوان یک رهجو من بخواهم یک مسافت طولانی را طی کنم و آموزش بگیرم یا نه یک مسافت کوتاهی را سپری کنم برای گرفتن این آموزش، در نهایت همه اینها ملزم به این است که من بتوانم این برنامهریزی را در زندگی خود داشته باشم تا بتوانم آدم موفقی هم در کنگره و هم در محیط خانه باشم.
چگونه میتوان انگیزه خدمت به انسانها را در فضای کنگره نهادینه کرد و تقویت نمود؟
زمانیکه بدانیم خدمت کردن جزئی از درمان و سفر درونی ما است. الگوهای خدمتگزاری که در کنگره وجود دارند در واقع مهمترین انگیزه برای خدمت کردن سایر افراد هستند مخصوصاً اگر آن الگو، در همه موارد اول خود عمل کننده باشد بهترین آموزش را به بقیه افراد میدهد و باعث رشد میشود.
با نگاهی به عملکرد نمایندگی صائب تبریزی، چه فرصتهای رشد و پیشرفتی را متصور هستید تا اهداف کنگره۶۰ را با شتاب بیشتری به پیش ببریم؟
مهمترین عاملی که باعث رشد هر شعبهای میشود آن عشق و محبت بین اعضاء هر شعبه است. قطعاً در هر شعبهای هم نقاط ضعف وجود دارد و هم نقاط قوت، اما اگر هر فردی مسئولیتی که دارد به نحو احسنت انجام بدهد و حرمتها حفظ شوند، افراد بیشتر ماندگار شده و بیشتر خدمت و رشد میکنند.
در پایان پیامی که بخواهید به قلب خدمتگزاران یا مخاطبان بسپارید را با ما به اشتراک بگذارید؟
خدمت سفری برای ساختن خودمان است و هر قدمی که با عشق و صبر برمیداریم، همزمان با اینکه چراغی در درونمان روشن میشود؛ باعث روشنایی زندگی انسان های دیگری هم میشویم. در دوره خدمتی خود صداقت داشته باشیم و این را بدانیم که خدمتگزار واقعی بدون اینکه خودش را بزرگ بداند، بزرگی انسانها رو باور دارد.
طراح سؤالات و مصاحبهکننده : همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
753