English Version
This Site Is Available In English

وادی ششم و تاثیر آن روی من

وادی ششم و تاثیر آن روی من

هشتمین جلسه از دوره سی‌ودوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی عطار نیشابوری ، ویژه مسافران در روزهای سه شنبه با استادی:مسافر هادی و نگهبانی: مسافر علی  و دبیری: مسافرحسین با دستور جلسه  « وادی ششم و تاثیر آن روی من» در تاریخ27مردادماه 1405 ساعت 17 آغاز به کارکرد.


خلاصه سخنان استاد:
به نام خداوند سمیع و بصیر، خطاپوش، بخشنده و بی‌نظیر.
سلام دوستان، هادی هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز این بستر را برای من فراهم کرد تا بتوانم در این جایگاه بنشینم، از شما عزیزان آموزش بگیرم و انرژی دریافت کنم. از نگهبان محترم جلسه و دبیر عزیز نیز تشکر می‌کنم که این فرصت خدمت را در اختیار من قرار دادند.
می‌خواهم تجربه‌ای را با شما در میان بگذارم که شاید برای بعضی از دوستان مفید باشد. سال‌ها استاد جلسه نشدم، زیرا در پرونده‌ام موضوع مصرف سیگار وجود داشت. به دوستانی که قصد درمان و خدمت دارند توصیه می‌کنم از همان ابتدا برای درمان سیگار نیز برنامه‌ریزی جدی داشته باشند. ما آرزو داریم خدمت کنیم تا دیگران به حال خوب و زندگی سالم برسند، اما بعضی مسائل می‌تواند انسان را از خدمت دور کند.
خدا را شکر حدود هفت ماه است که هر جمعه صبح در لژیون ویلیام وایت شرکت می‌کنم و برای درمان سیگار تلاش می‌کنم. امروز که این فرصت استاد جلسه شدن نصیب من شده است، آن را نتیجه حضور و پیگیری در این مسیر می‌دانم. این پیام را گفتم تا دوستانی که می‌خواهند هم خدمت کنند و هم خدمت بگیرند، بدانند موضوع سیگار و درمان آن بسیار تأثیرگذار است.
دستور جلسه امروز درباره وادی ششم است:
«حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم.»
در این وادی پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود: حکم چیست؟ عقل چیست؟ وظیفه عقل چیست؟ آیا عقل کوچک و بزرگ داریم؟
ما در کنگره آموخته‌ایم که عقل، مانند نفس و اختیار، در وجود همه انسان‌ها هست. تفاوت انسان‌ها در اندازه عقل نیست؛ تفاوت در داده‌ها، آموزش‌ها و اطلاعاتی است که به عقل خود می‌دهند. عقلِ یک پزشک و عقلِ یک مصرف‌کننده از نظر اصل وجودی تفاوتی ندارد، اما اطلاعات و فرمان‌هایی که هرکدام دریافت می‌کنند متفاوت است.
برای مثال، چاقوی جراحی در دست پزشک می‌تواند جان انسانی را نجات دهد؛ اما همان چاقو در دست فردی که حال روحی و تعادل مناسبی ندارد، ممکن است باعث آسیب شود. پس ابزار یکی است، اما نوع استفاده و فرمانی که صادر می‌شود تفاوت دارد.
عقل را می‌توان به حافظه‌های کوچک گوشی تشبیه کرد؛ ظاهر همه آن‌ها شاید یکسان باشد، اما ظرفیت و اطلاعات ذخیره‌شده در آن‌ها فرق دارد. عقل هم همین‌طور است؛ مهم این است که ما چه آموزش‌هایی در آن ذخیره می‌کنیم و چه فرمانی از آن می‌گیریم.
امروز عقل می‌تواند به ما فرمان بدهد که با لباس تمیز، سر وقت، مرتب و آماده در جلسه حاضر شویم، سی‌دی خود را کار کنیم و با دست پر بیاییم. از طرف دیگر، ممکن است همان عقل، به دلیل داده‌های اشتباه گذشته، فرمان بدهد که جلسه را رها کنیم، بی‌نظمی کنیم یا به سمت مصرف و حاشیه برویم. بنابراین باید یاد بگیریم به عقل خود اطلاعات درست بدهیم تا فرمان درست صادر کند.
تأثیر القا
در این دستور جلسه از القا نیز صحبت می‌شود. دوستانی که در حال سفر هستند، باید نکات مثبت را به یکدیگر القا کنند. نباید اجازه دهیم کسی که در مسیر درمان و حال خوب است، با حرف‌های منفی از مسیر خارج شود.
اگر می‌خواهید قدرت القا را ببینید، هر روز صبح جلوی آینه بایستید و به خودتان بگویید: «آفرین، مسیر خوبی را شروع کرده‌ای؛ ادامه بده.» این نوع القا مثبت می‌تواند انسان را قوی‌تر کند.
در مقابل، اگر چند نفر دور هم جمع شوند و مدام از ناامیدی، شکست، مصرف و گذشته صحبت کنند، ممکن است حتی فردی که سفر خوبی دارد از مسیر خود خارج شود. بنابراین باید مراقب جمع، گفتار و افکاری که وارد ذهن خود می‌کنیم باشیم.
بعضی از دوستان نمی‌توانند مسیرشان را ادامه دهند، چون همیشه به گذشته نگاه می‌کنند: «خانه داشتم، ماشین داشتم، زمین داشتم و از دست دادم.» اما کسی که تازه وارد مسیر درمان می‌شود و به افق نگاه می‌کند، می‌گوید: «من رهایی و حال خوب می‌خواهم.» تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است.
اگر می‌خواهیم حکم عقل را درست اجرا کنیم، باید از افکار منفی، قضاوت‌ها، کنایه‌ها و حرف‌های بی‌فایده فاصله بگیریم. عقل یک مشاور بسیار خوب است، به شرطی که ما با آن درست رفتار کنیم و داده‌های سالم به آن بدهیم.
پیام پایانی
همه ما کار و گرفتاری داریم، اما برای رسیدن به درمان و حال خوب باید مدتی را جدی و منظم به این مسیر اختصاص دهیم. شاید لازم باشد ده یا یازده ماه از بعضی امور بگذریم تا بتوانیم عمر و زندگی خود را نجات دهیم.
اینجا جای انتقاد، نصیحت و دلسوزی ظاهری نیست؛ اینجا جای آموزش، فرمان‌برداری، نظم و عمل کردن است. سر وقت بیاییم، منظم باشیم، آموزش بگیریم و فرمان راهنما را اجرا کنیم. با به‌کارگیری درست عقل، می‌توانیم به بهترین شکل از این مسیر خارج شویم؛ اما حال خوب را رایگان به کسی نمی‌دهند، باید برای آن تلاش کرد.
همه شما را دوست دارم.
ممنونم که با سکوت خود به صحبت‌های من گوش دادید.


ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: مسافر اشکان(لژیون دوم)
انتشار:مسافر علی نگهبان سایت(لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .